خلاصه پسرمو گذاشتن روی سینم ونگم‌از اون‌لحظه که چه احساس ناب و قشنگی رو تجربه کردم و شر شر اشک می‌ریختم 🥹💕 و دکتر هم شروع کردبه بخیه زدن . کل پروسه ی عمل حدودا نیم ساعت بود که بیشترین زمانش رو درگیر بخیه بودن .
درمورد ماساژ رحمی : بعد از اتمام عمل خود دکتر تو بی حسی ماساژ رحمی انجام داد . پرستار هم وقتی میخواست ببرم ریکاوری یه بار انجام داد و تو خود ریکاوری هم یه بار انجام دادن که اونا رو اصلا نفهمیدم .بعد که اومدم تو بخش هم دوبار دیگه ماساژ رحمی انجام دادن که درد خیلی خیلی کم و ناچیزی درحد چند ثانیه داشت واقعا .
بعد از ۶ساعت اجازه دادن مایعات مصرف کنم و بعد از ۸ ساعت اومدن سوند رو درآوردن و گفتن راه برو کشیدن سوند هم درد نداشت .
اولین‌راه رفتن : وقتی بلند شدم خیلی راحت تونستم راه برم و درد خاصی نبود فقط احساس تنگی نفس شدیدی داشتم و یکم پاهام سنگین بود .اما دومین بار که بلند شدم راه برم واسم خیلی سخت شده بود چون پرستار برام شیاف گذاشته بود که دفع داشته باشم و روده هام بهم ریخته بود و دل پیچه داشتم .
خلاصه که فرداش ساعت ۱۱ دکترم اومد بخیه ها رو چک کرد و چون خودم و نی نی هر دو دفع داشتیم و حالمون مساعد بود مرخص شدیم.
در کل پروسه ی زایمان برای من خیلی راحت تر از تصورم بود خواستم بگم شما هم با تجربه های سخت و تلخ بقیه الکی به خودتون استرس ندین چون واقعا بدن به بدن متفاوت .من خودم آدم به شدت کم تحملی واسه درد کشیدن هستم اما خداروشکر عمل خوبی رو پشت سر گذاشتم .با توکل برخدا انشاالله همه‌ مامانا زایمان‌راحتی داشته باشن . چشم انتظار ها خیلی زود چراغ خونشون روشن بشه 🙏✨️

تصویر
۹ پاسخ

مرسی که تجربه تو به اشتراک گذاشته واقعا نیاز داشتم از یه نفر بشنوم اینارو خدا گل پسرتو برات حفظ کنه❤️

سلام خوبی عزیزم من یی بارداری خارج ازرحمی داشتم سزشدم الان یک سال شده ازعملم دوباره سرسال باردارم الان من میتونم زایمان طبیعی انجام بدم گرچن سزدوست دارم ولی هزینه سزخیلی زیاده بیمه هم ندارم آزاد میشه

ای جانم چقد از استرس هامو کم کردی با توضیحاتت😍😍 هزینه چقد شد در کل؟

عزیزممم خیلی خوشحال شدم که زایمان خوب و راحتی داشتید🫶🏻🩵

عزیزم بسلامتی..قدمش مر از خیر و برکت🥰🥰🥰🥰

عزیزم ممنون از توضیحات ات🌸ان شاالله روزهای پیش رو برات پر از تجربه های قشنگ باشه👶

خداروشکر که زایمان راحتی داشتی عزیزم قدم نینی کوچولوتم پر برکت🤍
یه چندتا سوال داشتم میتونین جواب بدین؟

عزیزم‌هزینه‌سز‌چقدرشد

بسلامتی ان شاالله عزیزم
قدمش پر از خیر و برکت باشه براتون باشه 😍🥹

سوال های مرتبط

مامان دیار مامان دیار ۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت سوم
۸ ساعت بعد عمل اول بهم چای و عسل دادن و بعد گفتن میتونم شروع کنم به مایعات و کمپوت خوردن
منتها گفتن کمپوت گلابی و انجیر بخورم و فعلا کمپوت هایی که نفخ میارن مثل آناناس نخورم
مایعات رو شروع کردم و بعدش پرستار اومد سوند رو در آورد که برای راه رفتن بلند بشم
تو این مرحله هم یکم شکمم رو فشار داد که لخته خون ها خارج بشه که یکم درد داشت اما زود تموم شد
راه رفتن اولیه هم با کمک پرستار بلند شدم که خب نه خیلی سخت بود نه خیلی آسون
خیلی آهسته و با آرامش باید شروع کنید به راه رفتن اینجوری راحت تره
ولی از دفعه دوم و سوم خودم تونستم از تخت بیام پایین و راه برم بدون کمک
و هر چقدر راه برید زودتر بهتر میشید و اصلا مسئله بزرگی نیست راه رفتنه
من قبلش فکر میکردم خیلی سخت باشه اما انجامش دادم
اولین دستشویی هم نسبتا آسون بود نمیگم درد نداشت اما خیلی هم آزار دهنده نبود
فردای عمل هم مرخص شدم و اومدیم خونه
بخیه هام درد زیادی ندارن فقط روز اول و دوم کتف درد بدی گرفتم که به خاطر مایع بی حسی بود و گفتن فقط با مایعات و راه رفتن میشه درمانش کرد
خیلییییی درد بدی داشتم اما الان خداروشکر بهتر شدم
در کل من بازم سزارین رو انتخاب می‌کنم و واقعا هم از دکترم و هم از بیمارستان و عمل سزارین (نسبت به طبیعی) خیلی راضی بودم
در آخر باز هم بگم که هر کسی تجربه فردی خودش رو داره و ممکنه برای هر کسی متفاوت باشه
مامان شایلین🧸🩷 مامان شایلین🧸🩷 ۴ ماهگی
*تجربه زایمان سزارین پارت ۲*
خلاصه صدام زدن و رفتم اتاق عمل متخصص بیهوشی با دکترم اومدن ،دکترم بهم دلگرمی داد تا استرسم کم بشه و همزمان سوزن اسپاینال رو بهم زدن(اصلا درد نداشت مثله یه آمپول معمولی بود)
خوابوندنم و کم کم پاهام داغ شد.
زمانی ک دکتر تیغ و کشید می‌فهمیدم ولی دردی حس نمیکردم،زمانی ک بچه رو میخواستن بکشن بیرون، هم به خاطر بریچ بودن بچه هم سفت بودن عضلاتم دکتر به سختی بچمو کشیدن بیرون ولی خب اونموقع که صداشو شنیدم و آوردن بالاسرم نشونش دادن دردای اون لحظه رو یادم رفت🥹.
سوند و ماساژ شکمی رو تو بی حسی واسم انجام دادن بعد ریکاوری بردنم بخش و به شدت جای بخیه هام درد میکرد.گفتن سرمو رو بالشت نزارم و بعد ۴ ساعت اول با آب و چای و یک ساعت بعدش با کافئین و شکلات تلخ شروع کنم.هر ۴ ساعتم میومدن دوتا شیاف واسم میزاشتن.بعد ۹ ساعت اومدن سوند رو برداشتن و گفتن راه برو اولین بلند شدنو راه رفتن واسم خیلی سخت بود و درد داشتم،یه شربت هم دادن که هر ۳ ساعت یه بار بخورم و زودتر مدفوع کنم
الان الحمدالله بهترم ولی خب همچنان تو بلند شدن و خوابیدن جای بخیه هام درد میکنه و تنگی نفس میگیرم ک دکترم گفت طبیعیه.
در کل به نظر من چه زایمان طبیعی و چه سزارین دردو سختی های خودشو داره و هیچکدومش راحت نیس🫰🏻
مامان مهرو🩷 مامان مهرو🩷 ۷ ماهگی
بعد اینکه دخترم دنیا اومد یه پنج شش دقیقه طول کشید بخیه هام رو بزنن
بعدش منو گذاشتن رو یه تخت دیگه و منتقل شدم ریکاوری
من تقریبا چهارساعت تو ریکاوری بودم چون هنوز نوبتم نشده بود اونجا همه پمپ درد داشتن فقط من نداشتم که مرتب بهم مسکن تزریق میکردن کم کم حس انقباض داشتم رحمم هی جمع میشد ول میکرد
که گفتن عادی هستش
یکبار تو اتاق عمل ماساژ رحمی دادن که درد نداشت چون کامل بی حس بودم
دوبار هم تو ریکاوری که اونم چون مسکن میگرفتم خیلی درد نداشت در حد سه چهار ثانیه که فشار میداد قابل تحمل بود
راستی سوند رو هم بعد بی حسی تو اتاق عمل زدن
دیگه شوهرم اومد دم در ریکاوری و منو دید بعدم دخترمو نشونش دادن
یه ساعت که گذشته بود ماما دخترمو اورد یکم شیر دادم بهش
بعدم که نوبتم شد و بچمو لباس پوشوندن و گذاشتن رو سینم و فرستادن بخش
اونجا دوباره گذاشتنم رو تخت خودم و باز مسکن تزریق کردن بهم
دو ساعت بعد گفتن میتونم شروع کنم مایعات بخورم
نیم ساعت بعدشم اومدن زیر اندازم رو عوض کردن و گفتن باید بلند بشم
بنظرم سخت ترین جاش همین اولین بلند شدنه اونم هربار که بلند میشی بهتر میشی
دبگه کم کم دوز مسکن ها کم شد و بی حسی هم اثرش کامل رفته بود
مامان هیرمان مامان هیرمان ۸ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.
مامان امیر علی مامان امیر علی ۵ ماهگی
تجربه من از سزارین با بیهوشی
پارت۵
بعد پروژه شیر دادن گفتن تا هشت ساعت نه بلند شی نه چیزی بخوری
خدا رو شکر چون پمپ داشتم درد نداشتم اصن
اینم بگم که توی ریکاوری یبار ماساژ رحمی انجام دادن برام ولی واقعا دردی نداشت
یبارم توی اتاقم یه کوچولو فشار داد اونم هیچی
بعد هشت ساعت اومدن سوندمو کشیدن یکم مث موقع گذاشتن سوزش داشت و بعدش گفتن بلند شو راه برو
همیشه شنیدم ک اولین بار راه رفتن بعد سز وحشتنکه
ولی واقعا اینجوری نبودو خیلی راحت بلند شدم و راه رفتم
یه چیز جالبم من داشتم این بود که دوس داشتم مث ماساژ رحمی خودم رحمم رو فشار بدم و از همون اول این کارو کردم و گفتن خیلی خوبه ک انجام میدی
هر دو ساعت یا پزشک یا پرستار میومد شرح وضعیتمو میگرفت
یه دوز امپول روگام هم بهم زدن
متاسفانه بعد هشت ساعت هنورم نمیزاشتن چیزی بخورم گفتن تا دفع نداشته باشی نمیشه غذا بخوری
منم فردای روز عملم گشنم شده بود پرسنار اومد گفت بیا برات شیاف دیکلوفناک بزارم زودتر دفع میکنی خلاصه گذاشتن شیاف همانا و شروع دفع همانا
همون روز پزشکمم اومد و ترخیصمو امضا کرد تا همسرم کارای ترخیص رو انجام داد نهارمونم خوردیم و رفتیم سر خونمون😬
مامان آریا مامان آریا ۹ ماهگی
ادامه تجربه سزارین ....
بعدش بردن بیرون پیش باباش و‌من تنها موندم تو ریکاوری اصلا حرکت نکردم ، حرف نزدم ، سرمو تکون ندادم ..نمی‌دونم دقیق چند وقت اونجا بود حدود نیم تا یک ساعت ... بعدش انتقال دادن به بخش ( یه اتاق کامل در اختیار بود ولی خصوصی نگرفته بودیم ) برای بقیه هم اینجوری بود هرکسی یه اتاق کامل داشت ...
من تا سه ساعت اصلا حرکت نداشتم بعد اون در حد حرف زدن خیلی آروم ...
دکتر اومد بچه روگذاشتن رو سینه خودشون شیر دادن و پروسه رو توضیح دادن...
من پمپ درد هم داشتم که بنظرم فرقی نداشت بود و نبودش هزینه بیخود کردم .... هر چهار ساعت خودشون شیاف میزدن که خب اصلا درد حس نمی‌کردی ،
بعد شیش ساعت اومدن گفتن بلند شو راه برو ، بنظرم خیلی وحشتناک بود ولی اصلا اونجوری که میگفتن نبود خیلی راحت سر پا شدم راه رفتم ...
فقط آبمیوه و آب کمپوت و نسکافه حق داشتیم بخوریم ...تا زمانی که دفع مدفوع داشته باشیم....
برای ماساژ شکمی هم بعد بی حسی اومدن که انجام بدن من خیلی میترسیدم گفت خودت اروم اروم دستت بزار رو شکمت ماساژ بده ، انجام دادم دیدم ترس نداره اجازه دادم ماساژ بده چون خونریزی من زیاد بود یکی دوبار ماساژ داد که بعد دفع لخته خون خونریزیم خیلی کم شد و گفتن کافیه...
در کل بهتون بگم ترس نداره، درد آنچنانی نداره، خیلی عالیه واقعا چون من الان راحت میشینم پا میشم و کارامو انجام میدم ..کمکی دارم و لازمه که کمکی باشه ولی خب میتونین یه سری کارهم خودتون انجام بدید ... هرچقدر بیشتر راه برید راحتتر میگذرونین.
ادامه مطلب....
مامان کیاشا👶🏻🩵 مامان کیاشا👶🏻🩵 روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از سزارین ✨🌸
.
من باید تو یه شهر دیگه سزارین میشدم چون تو شهر خودمون سزارین اختیاری رو قبول نمیکنن دو ساعت هم راه بود تا بیمارستان
صبح روزی که وقت عملم بود راه افتادیم ساعت ۸ باید بیمارستان بستری میشدم تو راه به خاطر چاله زیاد جاده ماشین خیلی تکون داد من احساس کردم کیسه ابم پاره شد و کم کم لباسم خیس میشد تا رسیدم بیمارستان کارای بستری رو انجام دادن و گفتن مشکلی نیست که کیسه ابم پاره شده چون دکتر تا یه ساعت میرسید
بعد انجام کارای بستری ازم ان اس تی گرفتن
و نیم ساعت بعد اتاق عمل بردن من سوند رو گفته بودم اتاق عمل برام برارن بعد بی حسی که اصلا متوجه نشدم
امپول بی حسی اصلا دردی نداشت خیلی کم در حد امپول معمولی
بعد ده دیقه هم پسرم به دنیا اومد اوردن گذاشتن رو صورتم بهترین حس دنیاست به نظرم🥰
بعدشم حدودا نیم ساعت بعد عملم تموم شد یه ربع تو ریکاوری موندم و زود دادن بخش منو بچه هم با هم رفتیم بخش
که اومدن برام مسکن و شیاف زدن تا قبل اینکه بی حسیم بره تا دو ساعت بعدشم درد زیادی نداشتم
بعد دوساعت یکم خونریزی داشتم که دو بار ماساژ شکمی دادن که درد داشت ولی قابل تحمل بود میگفتن ندیم ماساژ خطرناکه باید خون ها تخلیه بشه
در کل دردش با مسکن و شیاف قابل تحمل بود
به نظرم قسمت سختش بار اولی بود که از تخت پایین میومدم چون فشارم افتاد و سرم زدم بعدش تونستم پاشم ✨🩵
امیدوارم مامان های باردار همگی زایمان راحتی داشته باشن🌸
مامان پینار مامان پینار ۵ ماهگی
❗️تجربه سزارین❗️
الان ۱۴ ساعته سزارین شدم. از اول شروع کنم که دکترم برای ۷ اسفند وقت عمل داد سزارین اختیاری/
ولی یک اسفند ساعت ۶ صبح تو خواب بودم که متوجه شدم دیدم لای پاهام داغ شد بیدار شدم اب دیدم فهمیدم کیسه ی ابه هر چی راه میرفتم بیشتر میشد پاشدیم رفتیم بیمارستان دردام انقباضات منظم شروع شدن . میخواستن معاینه کنن که نذاشتم چون سزارین میخواستم هعی اصرار میکردن میترسوندن تا بذارم معاینه کنم اما نذاشتم بلاخره انقباضاتم خیلی پیش رفت از درد جیغ میکشیدم و اینم بگم با هر سری انقباض یه تشت اب از من میرفت . آخرش ساعت ۹ صبح دکترم اومد رفتیم اتاق عمل‌… استرس داشتم اما توکل کردم… بی حسی نخاع رو زدن درد نداشتم اما موقع تزریق به پام انگار برق وصل شد یهو ولی دردی نداشت.. کامل بیحس شدم و بعد بیست دیقه دخترم با وزن ۲،۵۰۰ گرم دنیا اومد

شیرین ترین لحظه بود .. گذاشتن روی سینم و بخیه زدن
تو اتاق ریکاوری هم پیشم بود دخترم مشکلی نداشت تا دستگاه بره شکر خدا.
تو بی حسی دو بار ماساژ رحمی دادن بعد که دادن بخش سه بار هم ماساژ رحمی اونجا انجام دادن
پمپ درد داشتم و شیاف میذاشتن
دردام قابل تحمل بود واقعا
بعد چند ساعت راه رفتنی یکم درد داشتم اما پرستار با حوصله کمکم کرد و آسون گذشت
تا به حالا هم چندین بار راه رفتم عادت کرد بدنم

خلاصه بگممم
بیمارستان خصوصی خیلی عالیه
پمپ درد بگیرین و طبیعی زایمان نکنین
سزارین خیلییی بهتره و قابل تحمل

دختر من هم ۳۷ و ۲ روز به دنیا اومد ❤️😍
مامان ILMAH مامان ILMAH ۹ ماهگی