۶ پاسخ

دختر من نمی‌ترسید
خیره ک میشد بای بای میکرد یا می‌خندید یا دستاشو ب سمتش دراز میکرد بغل کن

من شنیدم بچه ها موجودات دیگه رو میبینن ولی ما نه … براش دعا بگیر تو خونتون هی آیت و الکزسی پخش کن

ی گردنبند و ان یکاد بنداز گردنش من پسرم شبا خیلی جیغ میزد تو‌خواب حرز امام جواد گرفتم براش بهتر شد

به نظر من بهتر یه دعا بگیری براش

برو یه دعاربراش بگیر

جدیدا اینجوری شده؟

سوال های مرتبط

مامان یاسین مامان یاسین ۲ سالگی
خانمها من پسرم از همون روزی که دنیا اومد بدجور وابسطه ی من بود همون شب تو بیمارستان همش گریه میکرد دکترا چند بار معاینه کردن حتی معدشو شستشو دادن شیر دادن منم عمل بودم و بدحال شده بودم نمیتونستم تکون بخورم آخر شب ی خانومه اومد وقتی پرستارا نبودن پسرمو گذاشت بغلم گفت فک کنم تورو میخواد پسرمم همون لحظه سورتشو کرد سمتم و جوری که انگار داره بوم میکنه تا صبح خوابید الانم اصلا ازم جدا نمیشه وقتی میریم بیرون کلا بغل باباشه ها ولی تو خونه حتی اسباب بازی هاشو میاره میزاره بغلم خودشم میاد میشینه همینجوری بازی میکنه هرچی میخوام حواسشو پرت کنم از بغلم نمیره بیرون غیر اجتماعی نیست ها برعکس وقتی میرم جایی خوشحال میشه عین اینکه به خونه ی شخص عادت داشته باشه قدم میزنه باهاشون ارتباط میگیره بازی میکنه ولی بدجور به خودم چسبیدست الان این برام بزرگترین نگرانی هستش من الان تغریبا پنج ماه بارداری چهار ماه دیگه دخترم دنیا میاد من چیکار کنم که هم دخترم از محبت کم نشه هم پسرم آسیب نبینه تروخدا راهنماییم کنید