۷ پاسخ

مادرشوهرتو دیدی حالت بد شده
من اون صفت شیطانیشو ببینم کما میرم لرزش چیه

ایشاالله زودی خوب بشه🩷

۱۰روز اول خیلی سخته نگران نباش عزیزم میگذره خدا بزرگه نگران هیچی نباش خدا خودش به آدم طاقت میده سعی کن زیاد به خودت فشار روحی نیاری هیچی از خودت مهم تر نیست

قدمش مبارک لاشه ایشالله زود خوب میشه وایه دلت درمیاد

اره امروز دکتر گفت الان که شکمش کار کرد بعداز در اوردنش دوباراز زیر دستگاه و شیر خوردن الان دیگه خوابید فردا صبح هم باید ببرمش بهداشت برای تست تیروعید و شنوایی و بهداشتی کردن

به خدا قسم یعنی ۴تا سروم به وصل کردن تا یکم سر پا شدم اللن هم با زردی بچه گیرم هنش گریه نیکنه نفخ داره گلاب به روتون موقع دفع انقدر گریه میکنه که کلافه میشم بعدشم میزارم تو دستگاه بازم اینجوره

الهی عزیزم،
من خودم ذاتا فشارم پایینه ، ۸.۵ رو ۵.۵ همش ترس اینو دارم مشکلی پیش بیاد

سوال های مرتبط

مامان محمد جواد مامان محمد جواد ۸ ماهگی
هر کی میگه سزارین خیلی راحته و فلان اشتباه میگه چون بدن با بدن فرق می‌کنه مثلا من با راهنمایی های بقیه رفتم سزارین خودمم الان میفهمم که بدن با بدن فرق می‌کنه گفتن بی حسی میزنن هیچی نمی‌فهمی بعدشم فقط راه رفتنش سخته منو بردن اتاق عمل مردمو زنده شدم بعدشم توو ریکاوری ۳بار ماساژ شکمی دادن اثر بی حسی از شکمم رفته بود ولی از پاهام نه رفتم اون دنیا اومدم از دردش بعدشم اومدم بخش وقتی میخواستن انتقالم بدن تخت بخش انقد از درد گریه کردم داد زدم بعدشم گفتن پاشو باید راه بری دوباره رفتم اون دنیا برگشتم پدرمو درآورد درد تا الان که چند روزه بازم نمیتونم بلند بشم به بچم شیر بدم اصلا شیری ندارم خلاصه که خواستم بگم هیچ وقت از کسی نپرسین که چطور بود عملش یا از کسی توو این ضمیمه راهنمایی نخواین شاید بدن اون با شما خیلی فرق می‌کنه مثلا من زیر عمل نفسم تنگ شد نفسم رفت بی هوش شدم بعد از برش اول اکسیژن گذاشتن ولی تا برم بخش نفسم بالا نمیومد زیر عمل همش داد میزدم بیاین من دارم میمیرم خیلی سخت بود برای من اگر برگردم عقب سزارین رو انتخاب نمیکنم 😔
مامان دلانا فندق طلا مامان دلانا فندق طلا ۴ ماهگی
واسم سرم وصل کردن و سوند .سوند اینقدر میگفتن داد میزنی و جیغ اصلا درد نداشت از امپول سرماخوردگی هم دردش کمتر بود فقط باید خودت شل بگیری زانوهات خم کنی و یکم پاهات باز کنی .هرچند که میگن بستگی به طرف داره دستش خوب باشه یانه .
دکترم ایلخاص زاده بود یعنی بهترین دکتر بودم از نظرم باوجودی که فقط برای عمل انتخابش کرده بودم اما خدا خیرش بده .
خوابیدم سرم تخت اتاق عمل کل بدنم استریل کردن و خانم دکتر مهربونم اومد بوسم کرد و دستم گرفت و بهم محبت کرد .خیلی دلم آروم شد چون خیلی مهربون.
بعدش پرده کشیدن و دستگاه بهم وصل کردن .
دکتر بیهوشی بهترین دکتر بود اومد و میخوام یه امپول بی حسی بزنم اینقدر دستش خوب بود اصلا حسش نکردم .امپول زد فوری پاهام بی حس شد نمیدونم چی شد ۲ ثانیه نشد بچم نشونم دادن
امیدوارم این حس خیلی خوب بود نصیب همه چشم انتظار بشه .
لطفا برای عمل سزارین بهترین بیمارستان و بهترین دکتر انتخاب کنید
تو اتاق عمل گفتم پمپ درد میخوام و زنگ زدن به شوهرم برام آورد
تو اتاق ریکاوری بودم که پمپ درد رسید و برام وصل کردن و دردم بهتر شد
تو اتاق ریکاوری فشارم رفت بالا اما پرستارهای مهربونم خیلی کمکم کردن و فشارم اومد پایین
تو اتاق ریکاوری ۴ بار اینا شکمم ماساژ دادن و خودتون سفت نگیرید تا اذیت نشین
مامان هدیه زهرا مامان هدیه زهرا ۱۳ ماهگی
#تجربه_سزارین
پارت دوم
تو اتاق عمل اول متخصص بیهوشی خیلی مهربون بهم مشورت داد که وقتی میترسم، بی حسی خوب نیس و باید بیهوش شم. چون وقتی وارد اتاق عمل شدم، خیلی ترس داشتم و اینو همه شون متوجه شدن . یکم باهام حرف زدن تا ارومم کنن. و تصمیم گرفتن که بخاطر ترسم، بیهوشم کنن. و اینکه از عوارض بی حسی بهم گفتن که بعداز اینکه بی حسی تموم میشه، سردرد های شدید دارن .
دستگاه تنفس بهم وصل کردن و همونجا دیگه تو یه لحظه بیهوش شدم.
بیدار که شدم، ساعت ۲ و نیم بود.
دیدم تو اتاق ریکاوری ام و پرستار بهم شیاف میزنه تا درد نداشته باشم.
آرامبخش و شیاف خیلی خوب بود . باعث شد وقتی که به هوش اومدم، اصلا دردی نداشته باشم. واقعا خوب بود . اصلا نیازی به پمپ درد نداشتم. همه کسانیکه با ما سزارین کرده بودن هم همینطور بودن، هیچکدوم پمپ درد نداشتن . و همه مون با شیاف و سرم و آمپول ، آروم بودیم و هیچ دردی نداشتیم‌ . و بخاطر اینکه بیهوش هم شده بودم، هیچ عوارضی نداشتم و حالم اوکی بود.
تو این زمینه ی بعد از عمل، بیمارستان و عواملش خیلی مهمه. من که واقعا رااضی بودم. رسیدگی شون عالی بود.
مامان نیهان🩷 مامان نیهان🩷 ۱ ماهگی
پارت ۲ سزارین🩷

بعدشم که بردنم اتاق عمل بی حسی رو زدن که اصلاا درد نداشت واقعا فقط احساس فشار کردم برای چند ثانیه رو هوا بی حس شدم منو گرفتن
کمتر از ده دقیقه دخترمو بهم نشون دادن کلی گریه کردم
اینم بگم من با اینکه ناشتا نبودم حالم بهم نخورد تو اتاق عمل کلی هم حرف زدم تو اتاق عمل سرمم بلند کردم اصلاا سردرد اینا نگرفتم اخرم بهم گفتم چقدر تو حرف میزنی🤣🤣
بعدشم که بردنم ریکاوری اونجا هم کلی حرف زدم
(اینم بگم تو اناق عمل بعد از اینکه دخترمو دیدم بهم یه چیزی زدن فکر‌کنم منگ شدم
تو اتاق عملم سرمو نگو خیلیی پایین گذاشته بودن تا دهنم بی حس شد گفتم بهشون زود سرمو بالا گذاشتن درست شدم)
بعدم که بردنم اتاق یواش یواش از بی حسی در اومدم که زیاد درد نداشت شیاف گذاشتن بعدم هیچ شیاف نذاشتم چون واقعاا قابل تحمل بود دردش فقط راه رفتن اول سخته که اونم زود عادت میکنی‌
الانم فقطو‌ فقط درد بخیه اذیت میکنه که اونم امیدوارم زود خوب شه چون واقعا کلافه کنندست🫠
انشالله هر کس‌ که قراره زایمان کنه زایمانه راحتی داشته باشه🥰
مامان جوجو 😶‍🌫️ مامان جوجو 😶‍🌫️ ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان من پارت دوم
شب قبل یه سوپ ماهیچه خوردم سر شب، و آخر شب هم حمام حسابی رفتم، و به هر زوری بود خوبیدم ۴ ساعتی، و ۶ذصبح رفتیم بیمارستان. اونجا کلی معطل شدیم و یه سری آزمایش خون دادم، و توی قسمت قبل از اتاق عمل لباس هام و عوض کردم و سرم زدن و آماده میشدم برم اتاق عمل.
دیگه بردنم داخل، اولش تنها بودم تا بی حسی و زدن، اول یه مایع سرد انگار وارد بدنم شد، بعدش هم بی حسی، دیگه دراز کشیدم دکتر اومد و انگار شروع کردن، کل مدت هم موزیک روشن بود که خیلی باعث کاهش استرس من شد. چند دقیقه بعد شوهرم هم با لباس اتاق عمل صدا کردن اومد تو و خیلی زود بعدش دکتر شوهرم و صدا کرد و نی نی و نشونش داد ساعت ۱۰:۱۰ به دنیا اومد و منم اشک شوق میریختم و بچه رو میدیدم بچه رو دادن به باباش، بعدم آوردن پیش من گرم بود و نرم و بوی بهشت میداد عجیب‌ترین زیبا ترین و قشنگ ترین حس دنیا و داشتم.
کل جراحی حدود شاید ۴۰ دقیقه طول کشید، بعدش به ریکاوری بردنم، بچه رو آوردن بغل کنم زیر سینه بزارم وای که دلم تنگ شد برای اون لحظه، نرمیش گرمیش. به باباش گفتم مثل بربری تازه از تنور دراومده اس🥹🤭 خلاصه که ۲ ساعتی هم اینجوری گذشت و بعد بردنم توبخش.
بعد از ظهرش هم گفتن زردی داره پسرم و گذاشتن تو دستگاه تا ۴۸ ساعت.
حالا نظر من در مورد سزارین پارت بعدی...
مامان ania🩷🎀 مامان ania🩷🎀 ۱ ماهگی
قشنگترین لحظه عمرم حسی بود که تا تجربه نکنه کسی نمیتونه درک کنه با اومدنش زندگیم خیلی قشنگتر شده با وجود سختیاش خستگیاش خیلی لذت بخشه خدا نصیب همه اونایی که چشم انتظار یه فرشته هستن

از زایمان سزارین برا اونایی که فعلا تو دوران بارداری هستن و استرسشو دارن بخوام بگم
ترسناک نیست اصلا درد نداره درداش چیزیه که میشه راحت تحمل کرد من راحت بدون درد پاشدم راه رفتم سرویس بهداشتی رفتم لباسامو زیر لباسامو خودم عوض کردم تنها عوارضش برا من کتف درد بود که داشتم اونم چون من اصلا نخوابیدم همش نشسته بودم بخاطر همون بود تنها درد اتاق عمل هم بزا من بعد بی حسی که عمل شروع کردن احساس تهوع حس میکردم گوشام گرفته و نفسم سخت در میاد که اونم یه آمپول زدن بعد یه دو دقیقه اوکی شدم اکسیژن گذاشتن دیگه بخیه هامو زدن بعد ریکاوری در حد نیم ساعت بعدشم رفتم بخش تماام😍😁

اها اینم بگم دکتر خوب و مهربون انتخاب کنین که واقعا دکتر من عالی بود با دیدنش کلی روحیه گرفتم اتاق عمل یجوری خودی بودن کل کادر که همش تو انتظار تو اتاق عمل بگو بخند داشتیم ذره ای استرس نداشتم واقعا