۴ پاسخ

ببین فقط صبرت ببر بالا صبح خونه جمع کردم بخاطر اینکه دخترم اشک می‌ریخت دوباره همه کثیف شد همه اصلا عصبی نشو سخته اما میشه

دقیقا دغدغه منم هست بخدا از وقتی زایمان کردم همش بی دلیل گریه میکنم بخاطر آینده ای نامشخص

سلام عزیزم ..
تبریک میگم بهتون ..
حتما شما یکی از بهترین مادرا میشید شک نکنید ..
حتما خداشما رو لایق دونسته که یکی از فرشته هاشو داره امانت بهتون میده ..
انشالله عاقبت بخیر بشن دسته گلاتون و
دختر گلتون صحیح و سالم به دنیا بیاد .. و تمام روزاتون‌ پر از شادی و خنده و خوشبختی و سلامتی باشه عزیزم ..

منم همه اش میترسم مادر خوبی نباشم براشون
یا با این گرونی نتونم خواسته های بچه هام مخصوصا این که دختره و حساس برآورده کنم میترسم حسرت چیزی رو دلش بمونه میترسم از جامعه الان که همه چیز بد شده. فقط دعا میکنم خدا کمکم مون کنه امانت هایی که دست ما داده با سربلندی و بزرگ شون کنم

سوال های مرتبط

مامان مصی🍒 مامان مصی🍒 هفته سی‌وهشتم بارداری
هرچی نزدیک تر میشم به زایمان نگرانیم بیشتر میشه
امروز جدی جدی بابتش نشستم گریه کردم
نمیدونم قراره چی بشه خیلی میترسم
من دردای پریودیم طاقت فرسا بودن قشنگ یکی دوروز منو مینداختن
چجوری میتونم تحمل کنم
الان یه درد کوچولو میگیره منو میشینم گریه میکنم واقعا اونموقع رو نمیدونم
هزاران فکر میکنم درموردش همش میگم نکنه موقع زایمان نتونم بچه خفه شه
نکنه درداش برا عوارض داشته باشه
نکنه به خاطر درد ها و عوارض روانی نتونم بچمو دوس داشته باشم
نمیدونم چجوری بگم ....
چند وقتیه حال روحیم افتضاحه انگیزه ندارم افسرده شدم
چندین سال با افسردگی دستو پنجه نرم کردم تا تونسم از خودم دورش کنم الان دوباره اومده سراغم .. متاسفانه توی دوره نو جوونیم اتفاقاتی برام افتاد که باعث شد اعصاب و روان من ضعیف بشه ....از ۱۵ سالگی به بعد
تحمل صدای کوچیک ندارم سرو صدای کم ازارم میده همه چیز منو از نظر روانی تحریک میکنه همش میترسم نکنه نتونم بهش غلبه کنم با گریه بچه خودم صدای بچه خودم کنترلم رو از دست بدم اخه اون گناهی نداره دلم نمیخاد تجربه هایی که خودم داشتم رو به بچم بدم من از والد سمی خودم به این روز افتادم همین رفتارا باعث نشه خودم یه مادر سمی برای پسرم باشم
خدایا خودت کمکم کن خودت که میدونسی من تاب و توان و لیاقتش رو الان ندارم چرا بهم دادیش
ناشکری نمیکنم بابت وجودش هزاران هزار شکر ولی ترسم از خودمه