۹ پاسخ

ماشاالله به این گل دختر😍🧿

عزیزممم اره منم دخترم زود یاد گرفت کلا یادگیری دخترا زودتر از پسراس منم دخترم یکسالو ۸ماهش بود شروع کردم

بیرونم میری مای بی بی نکن

وای عزیزم ماشالله لطفا عکسشو نزار

تبریک تبریک😍

ویانا
پرنسس ن
فرشتهههه
چقدر خوشگله این جوجه 🥹

چند وقته کامل گرفتین ؟موقع شب یا روزها توی خواب جیش نمیکنه؟

ماشالله عزیزم چشمای دخترمم این رنگن

چه دختر نازی😍

سوال های مرتبط

مامان فندق🧸🩷 مامان فندق🧸🩷 ۲ سالگی
اومدم بعد از دوماه تجربه خودم رو بگم درمورد پوشک گرفتن
من قصدم این بود تابستون امسال دخترم رو از پوشک بگیرم اما دخترم خیلی عجله داشت. از ۱۸ ماهگی جیشش رو می‌گفت اما میدونستم زوده چون فقط جیش شماره یک رو می‌گفت
خودمم واقعا حوصله نداشتم اون موقع چون عزادار بودم
دقیقا دو ماه پیش بود ک دخترم از مای بی‌بی بدش اومد و دیگه نزاشت مای بی‌بی کنم
دسشوییش رو قشنگ می‌گفت و جالب اینجاست حتی یکبار تو شلوارش جیش نکرد. چون آمادگی شو داشته
خلاصه ماه رمضون بود و همش منو دعوت میکردن افطاری منم دیگه کلاااا مای بی‌بی نکردم بجاش تند تند ازش سئوال می‌کردم ک جیش داری یا ن
هفته ی اول خیلی زود ب زود می‌رفت دسشویی اما اصلا خطا نداشت. رفته رفته تعداد دفعات دسشویی رفتنش کم شد و الان هر یک ساعت یبار میره
اگه بیرون بریم هر دو سه ساعت یبار میره دسشویی اما اصلا دسشویی عمومی نمیره دسشویی خونه فامیل ها به زور میره میگه اینجا کثیفه😂😅
منکه اصلا اذیت نشدم خودش هم اذیت نشد خداروشکر
بنظرم باید صبر کنید تا بچه خودش بخواد
خودش آمادگی شو داشته باشه تا هم خودتون اذیت نشید هم بچه...
جای خوابش از ۱۸ ماهگی جداست
درکمال تعجب ب راحتی از شیر گرفتمش
خییلی به سینه وابسته بود. شبا تا صبح تو دهنش بود وگرنه نمیخوابید. تدریجی از شیر گرفتم بعد هم بهش گفتم جی جی اوف شده و درد میکنه دیگه طفلی شیر نخورد🥲
تمام این مدت با دکتر اطفال در ارتباط بودم
خداروشکر بخیر گذشت این دوران هم🤲❤️
تا یک سالگی خیییلی اذیتم کرد
بزرگ شده خداروشکر آروم شده😊
##فرزند پروری #کودک #فرزند پروری #کودک #فرزند پروری #کودک #فرزند پروری #کودک #فرزند پروری #کودک
مامان آلاله مامان آلاله ۲ سالگی
مامانا میشه نظر بدین که کارم درست بوده یا نه
من دخترمو میبرم پارک و خیلی پیش میاد وقتی شلوغ میشه قسمت پله های سرسره نمیخام پشتمون جمع شن بچه ها یا یهو بچمو هول بدن یا خودش مضطرب بشه رو پله وسطم باشه بغلش میکنم میزارم بقیه رد شن تا دخترم با خیال راحت اروم اروم بره بالا چون سر هر پله خیلی مکث میکنه منم اصلا چیزی نمیگم
امروز دیدم تا دید بچه ها دارن به سرسره نزدیک میشن سریع اومد پایین که اونا برن فکر میکنه همیشه اول نوبت اوناست بعد خودش خیلی دلم واسش سوخت تقصیر خودم شد کاش نمیزاشتم از نوبتش بگذره
دومی هم یه اقایه خیلی مسنی هست تو پارکمون خیلی مهربون و با نمکه امروز نزدیک شد بهمون خیلی اروم گفت مواطبش باشیا نیوفته از پله ها
حالا هر کی میگفت ناراحت میسدم که به تو چه نظر میدی خودم بلدم مراقب بچم باشم
خلاصه لیا هم چون عاشق بابابزرگاس از این پیرمرده هم خوشش اومد هی گفت اقاجونه ؟؟گفتم اره اقاجونه یه نی نی دیگس یهو رو چمن گل دیدم گفتم میخوای یدونه گل بهش بدی سریع قبول کرد گل از من گرفت بدو بدو نزدکیش شد گل رو داد بهش بعدا گفتم نکنه این حس نا امنی از غریبه ها واسش از بین بره و فکر کنه به همه میتونه گل بده و نزدیکشون بشه
فکر کنم خیلییی دارم گند میزنم😕🙁