۷ پاسخ

😔😔😔

دکتر تقی بغدادی توی تهران متخصص ارتوپد کودکان فوقالعاده هست،انشالله که هرچه زودتر دختر گلتون خوب میشه

امید به خدا باشه گلم ایشالله امسال خدا دلتو شادمیکنه گلم

عزیزم انشالله بچت راه بره نذرکنم به نیتش سال بعد ایام فاطمیه نمک پخش کنم🥺🥺

نذر ام البنین برگشت نداره ها مطمعن باش بابای الیز فردا ۵تا کمتر تسبیح بگیر پخش کن برا چند نفر انشالله سال بعد یا هرسالش زیاد کن هرچندتا از دستت میاد بگو که اولین صلوات رو هم برا خانم او البین بفرستن ما حاجت گرفتیم ازش انشالله شما هم بگیری

فردا وفات ام البنین هست نذر بکن سال بعد وفاتش نذر تو ادا کن باید اعتقاد قلبی داشته باشی بهش
ان شاءالله هرچه زودتر بچت خوب بشه الهی آمین 🤲🤲

عزیزم ایشالا هرچه زودتر قدم برداره نگران نباش خدا ناامیدت نمیکنه

سوال های مرتبط

مامان باربد مامان باربد ۳ سالگی
سلام از روز دوم کاردرمانی برای تاخیر گفتار
تاپیک قبل تا بخش دیداری گفتیم حالا میریم سراغ موارد بعدی
۴_ عمقی
الف_ روی وسایل نرم راه برن: مثل بالش،تشک تخت که مرتعش و فنریه و ... اگه نمیتونه ایستاده راه بره و تعادل نداره از چهار دست و پا راه رفتن یا حتی سینه خیز رفتن شروع کنین اگه میبینین دستشو بگیرین ایستاده میتونه بره اول دستاشو بگیرین و بعد کم کم بعد چند وقت تمرین اجاره بدین تا خودش بره
خودتون روش انجام کارو یادشون بدین
ب-باید بتونه بصورت هدفمند از اندامش استفادا کنه
مثلا هدفمند توپ رو پرتاب کنه با پا شوت کنه یا برج مکعبی که ساختین رو با پرتاب توپ خراب کنه
۵_ تعادل یا وستی بولار
من برای باربد تخته تعادل ساختم ولی شما میتونین تهیه کنین یا حتی از لبه جوب استفاده کنین که روی لبه جوب راه برا ارتفاع جایی که راه میره باید حداقل ۲۰ سانت و عرضش به اندازه عرض همون لبه جوب باشه نباید پهن و کوتاه باشه
دستشو بگیرین و باهم تمرین کنین سعی کنین با بازی اینارو ترکیب کنین و جذاب کنین
۷_ چشایی
بقیش کامنت اول
مامان آروکو 🌵 مامان آروکو 🌵 ۳ سالگی
واقعا مامان عماد چی کشید؟ مامان آیما چی؟ همینطور مامان ایلماه!
خدا چی توشون دید ک این امتحان و براشون درنظر گرفت؟🥺
من قوی‌ترینم، روحیه‌م خیلیییی قویه، خیلی احساسی نیستم و کلا بُعدِ جِدی و منطقیم پررنگ‌تره، مدیریت بحرانم خوبه و استرس نمیگیرم، کارایی ک اکثرا دل انجامشو ندارن و انجام میدم، چندباری ک پسرم بستری شد همیشه هیچکس جز خودم دلشو نداشت دست و پاشو بگیره تا بهش آنژیوکت بزنن، خودم ایستادم ختنه کردنش و دیدم و ... ولی با همه‌ی اینا؛ قلبم مقابل این بچه خیلی ضعیفه. یه تب ک میکنه دنیام سیاه میشه😿
صبح درحالی چشم باز کردیم ک بالا آورد رو پتوم و من اصلا حالم بهم نخورد فقط ترسیدم، سریع بلندش کردم، تمیزش کردم، آماده‌ش کردم و بردمش دکتر. تا وقتی دکترش نبینتش دلم آروم نمیگیره🥲
میخوام بگم من ک انقد روحیه‌م خشنه در مقابل بچم اینجوری‌ام، وای ب حال کسایی ک روحیه‌ی لطیف دارن. مادری چه حسیه واقعا...
کاش خدا یا بچه نده یا اگر میده اونو سببِ امتحانِ هیچ والدی نکنه🤲
خدا صبر بده ب دل همه‌ی مامانای داغ‌دیده یا مامانایی ک کوچولوی مریض دارن🙏