۱۴ پاسخ

وای درکتتتت میکمم
منم با مادرم بحث میکنم
هی میگه بخور رشد کنه هله هوله نخور این مدل لباس نگیر این سایز نگیر 😂اینقدر نخواب مادره دیگه از سر دلسوزی میگه منم زود جوش میارم ولی بازم
تنها کسی که هوامو داره برام ميوه و غذا میاره کارامو انجام میده خودشه قربون مادرم برم 🥺

برید خداروشکر کنید سایه مادر بالا سرتون هست. من که حسرتش به دلم موند بچمو ببینه فقط. الانم دومی رو باردارم اینقد کمبود مامانمو حس میکنم که خدا میدونه.
از وقتی خودم مادر شدم دلم به حال مادر خدا بیامرزم میسوزه که چقدر اذیت شده و ما نفهمیدیم ...
چیزی جز حسرت و آه و گریه نمونده برام

کاش یکی بود به منم گیرمیداد.حتی به من سرنمیزنن بااینکه نزدیکم

طبیعی ترین چیزی برای یک خانوم باردار مخصوصا با مادرش منم همینجوری ام ولی از هم دوریم زیاد نمی‌بینیم همو ک غر بزنه .
مامان من سر خورد و خوراک و سیسمونی باهم زیاد بحث می‌کنه ولی من گوش در و دروازه یواشکی کار خودمو میکنم دل اونم نمیشکونم

تاریخ زایمانت چندمه

دعوا کردن نداره اصلا

هورمونا قاطی میکنن توبارداری اشکال نداره به منم میگه ولی اخر گفتم بابا ول کن نمیتونم فلان چیزو بخورم مشکوک به مسمو میتم مادرمن تا ول کرده یه مدت الانم که تهوعی که نداشتم الان یقمو گرفته میگم نمیخوام بالا میارم🙃

چرررا انقد مادرت دخالت میکنه؟نمیدونم چطوری جواب میده روش ولی راهش رو پیدا کن بعد بدنیا اومدن بچه بدتر هم میشه کلی نظر و دخالت
مگه قراره مهمونی بدی شکم فامیلو سیر کنی
بشین صحبت کن باهاش یجور که درک کنه درک نکرد پاشو بیا خونه ما وااااالا

عزیزممم
حق داری این چیزا را نباید کاری داشته باشن
تازه وقتی زایمان کنی دیگه گمون نکنم وقت و حوصله مهمونی بازی داشته باشی حالا چه جاریات باشن چه اشخاص دیگه
😐🥲

دیگه مادرتونه نمیشه چیزی بگید ممکنه خدایی نکرده ناراحت بشه.
بشین در کمال ارامش بش بگو خیلی حالت بدمیشه و این برات بده...حساس و زودرنجی
بعضی وقتاخودت باید ب بقیه بگی ک حساسی تا درک بشی

من اصلا جواب نمیدم ولی مامانم هیچی نمیگه میگ هرچی خودت دوست داری

مادر عه دیگ کلا همیشه بهونه دارن گیر بدن
ولی خودتم داری مادر میشی نینی ییاد بیشتر درکش میکنی
بعد از طرفی هورمانا بهم ریخته ناراحتی و عصبانیت طبیعیه

فک میکردم فقط منو مامانم سر اسم بچه بحث داریم😂

😂😂مادرست دیگر ...چاره چیه

سوال های مرتبط

مامان ایلیا و حلما مامان ایلیا و حلما ۶ ماهگی
سلام خانوما من بچه اولم پسر بود بچه دومم دختر میخوام ببینم کیا مثه علائم من داشتن
من سر پسرم سر سینه هام حالت دونه دونه داشت ولی سر دخترم نه
سر پسرم به اش و چیز های گرم دلم میخواست سر این بیشتر ماست و دوغ و ..‌ یعنی قبل اینکه بفهمم باردارمم هم ماست و دوغ زیاد خوردم فک میکنم بخاطر همینم جنسیتش دختر شد سر پسرم قبل اینکه بفهمم باردارم هم خودم هم شوهرم خرما و سوپ زیاد خوردیم چون تو ماه رمضون بود پسرم
سر پسرم بیشتر حالت تهوع صبحی داشتم هر چی صبح میخوردم بالا میاوردم و از ظهر به بعد بهتر میشدم
سر دخترم از صبح تا شب بود حتی گاهی شبا شدتش بیشتر بود جوری که خوابم نمی برد و حالت تهوعم بیشتر هم بود تا موقعی که یک غذا درست میکردم جونم در میومد
سر هر دوتاشون اول قبل اینکه بفهمم باردارم نفخ اول صبحی زیاد داشتم و دلم مثه قلنج بگیره و پیچ بخوره اونطوری میشدم مثه حالت درد پریودی داشتم ترشح داشتم ولی چک میکردم خبری نبود
سر پسرم سر درد زیاد داشتم زیادم ترش میکردم طوری که یک قند با چایی میخوردم ترش مبکردم
سر دخترم خداروشکر گوش شیطون کر که اونجوری نیستم
شکمم سر پسرم تیز تر بود ولی سر دخترم یکم پهن تر از اونه احساس میکنم
نمیدونم دیگه چی نگفتم
سوالی اگه دارین میتونین بپرسین
اینم از تجربه من تا الان