امروز بچه رو بروم بهداشت و ازونور بردم آزمایشگاه جواب آزمایششو بگیرم...تو ترافیک بودم یه دختر و پسر که احتمالا همکار بودن داشتن سیگار میکشیدن و میخندیدن و دختره کلی ارایش داشت...یه نگاه به خودم کردم که تو ۲۶ سال سن مادر شدم...درسمو خوندم، برای خودم درآمد دارم، ماشین خریدم واسه خودم....کارای نیمه تمامم رو تموم کردم...ولی با خودم‌گفتم چرا انقدر زود افتادم توی زندگی و مادر شدن و بدو بدو...چرا دغدغه من باید با جوون های همسن خودم فرق داشته باشه....چرا من باید دغدغه شیر و پوشک لباس شستن داشته باشم ولی یکی همسن من تازه دنبال دوست پسر پیدا کردنه....شکمم خیلی زود به حالت اول برگشت، یه دونه ترک نخوردم، گرون ترین روغن رو خریدم برای محافظت از بدنم...دندونمو اورتودنسی کردم که نکنه یه وقت تو بارداری یا شیردهی دندونام بخاطر اینکه رو همدیگه س خراب شه...من تمااام کارامو کردم بعد باردار شدم...ولی یدونی چی میخوام بگم؟ میخوام بگم چرا دغدغه من با اونی که همسنمه فرق داره...

۲۳ پاسخ

قطعا نگاه اون اینه ک چرا من تو سند۲۶سالگی بلاتکلیفم زندگی مشخصی ندارم و بچه ندارم چی میشد اگر منم مادر بودم و بچه داشتم ‌... بعدشم ۲۶سال واقعا سم مناسبیه از نظر عقلی و‌روانشناسی و هرچیز دیگه ...اتفاقا اگر تو ۲۶سالگی به نقطه امن زندگیت یعنی‌ تشکیل خانواده نرسیده باشی باید نگران باشی

اتفاقا راه درست رو شما رفتی اگر فقط ازدواج و بچه بود نمیگفتم راه درست ولی وقتی کار و درامدت رو داری راه درست رو رفتی
متاسفانه امثال اونی که دیدی تهش به جای خوبی نمیرسن

چند سال بعد هم خودتو مقایسه کن ببین واقعا کجای زندگی هستی؟اونا بی هدفن،خوش گذرونی لحظه ای ...اما تو چی ؟ثمره زندگیتو بغل میگیری و عشق میکنی ..لذت میبری ...من دخترم 11سالشه وقتی مریض میشم مثل یک مادر مراقبمه و من عشق میکنم ....هر چند منم جوونی نکردم ،تو کل عمرم دوست پسر نداشتم ...اما خدا برام جبران کرد ...گاهی خسته و کلافه از زندگی ...اما دووم میارم چون دخترم الان بهم خیلی نیاز داره ...

هرکسی یه سبک زندگی رو انتخاب میکنه
قرار نیست همه مثل هم باشن
شاید اون دختر خانوم هم تو دلش بگه کاش من الان ازدواج کرده بودم و درگیر زندگی خودم بودم.
من خودم ۲۸سالگی ازدواج کردم الان ۳۱سالمه و اولین بچمو باردارم.
اما وقتی فکر میکنم میگم کاش زودتر ازدواج کرده بودم زودتر بچه دار شده بودم ک اختلاف سنیم کمتر بود با بچم

اصلا سعی نکن خودتو با کسی مقایسه کنی...
به این فکر کن ک مثلا ده سال بعد دخترت یه مامان جوون و خوشگل داره... یا وقتی میری مدرسه دنبالش لذت میبری ک تو جوونی داری این حس قشنگو تجربه میکنی و با حوصله و صبر به تکالیفش می رسی..ن اینک تو سن یاسگی باشی ک خودش هزارتا چالش داره ...اونی ک الان دنبال عشقو حاله تا به خودش بیاد و ازدواج کنه چقدر از عمرش هدر رفته و دیرمادر شده...

شما برای آینده داری تلاش میکنی... اونا فقط امروز و فردا رو میبینن...برنامه ندارن برای بعدا

من ۲۲ سالمه
۱۹سالگی ازدواج کردم
درس خوندم
باشگاه رفتم
تغذیه ام رو درست کردم
مرتب دندون پزشکی میرفتم و قبل بارداری هم چکاپ شدم
هیچوقت سیگار نکشیدم،قلیون چندبار کشیدم ولی خوشم نیومد.
خودم کار کردم و پول دراوردم
ولی خیلیا همسن من مجردن و دنبال دوست پسر و مواد کشیدن و ازاین ویلا به اون ویلا رفتن،فرقمون اینه من توی ۳۰ سالگی یه دختر ۸ ساله دارم،خونه دارم،ماشین دارم،زندگی با ارامش دارم.
ولی اونا توی ۳۰ سالگی چی دارن؟
همیشه جنبه مثبتش رو ببین..
میدونم خیلی خیلی خیلی داری سختی میکشی❤️بهت افتخار میکنم به عنوان یک زن تو خیلی قوی هستی❤️

منم دقیقا بعد زایمانم داشتیم بچرو میبردیم شنوایی سنجی چن تا دختر همسن من بودن یک کیک تولد قشنگ و تیپای جینگول منم مثل اینا بودم که تازه ع جنگ برگشتم😊😂ی نگاه به خودم کردم از اینه بغل فقط تونستن ی لبخند از روی غصه و بغض تحویل خودم بدم، تا انتهای اون روز با هیچکسی هیچ حرفی نزدم ناراحتیمو ریختم تو خودم همش این سوالم بود (من خوشبختم، یا اونا.) با اینکه من هدفمو مشخص کرده بودم با اینکه برنامه هام مشخص بود با همه ی اینا اونروز خیلی ب این جمله فکر کردم...

حالا باز. تو ک خوبه. ۲۶ سالته بچه اوردی من‌‌ک‌۱۹ سالمه بچه اوردم ‌درسمم ول کردم ب هیچ‌جاهم نرسیدم‌هیچیم ندارم

سن خیلی کم مادر نشدی که اینجوری میگی
به خواسته هاتم رسیدی به قول خودت پله پله
بنظرم امثال همون ادما غبطه زندگی شما رو میخورن

منی که تا ۲۴ سالگی دوتا بچه داشتم
ولی پشیمون هم‌نیستم

عزیزم خداروشکر شما ۱۰۰ قدم جلوتری
به خودت و داشته هات و مادر شدنت افتخار کن
باور کن دغدغه های اون بیخود و بی ثمر هست تا به خودش بیاد خیلی از دستاوردای شمارو از دست داده اونم فقط بخاطر خوشی های زودگذر

هر کی هرچی ندارع حسرتشو‌میخوره،اونم داره میگه با خودشداذم پیر میشم و زندگیم هییییچ سر و سامانی نداره

منم همیشه همین فکرو دارم

عزیزم زندگیت رو ساختی کارتو کردی الانم نوبت بچه بوده اونا دوباره میخوان مثل تو باشن از یه طرف سن بالا بره حامله شدن سخت میشه حوصله نداری

من الان دختر داییم ۳۸ سالشه
روانشناسه
ماشین داره
کار داره
همیشه ب خودش میرسه
به قول خودت دوس پسرای پولدار داره میره مدام گشت و گذاره
اما میبینیش افسردگی از سر تا پاش میباره
۱۰۰ بار جلو ما گفتم بخوام ازدواج کنم اینجوری مراسم میگیرم اونجوری میگیرم اما کسی نمیاد بخاطر سنش بگیرتش همش مردای سن بالا و طلاق گرفته واسه ازدواج بهش پیشنهاد میدن
پسرای پولدار و جوون هم اصن قصد ازدواج باهاش ندارن کلی با حسرت ب ماهایی ک ازدواج کردیم نگاه میکنه
خودمم مهندس هستم بعد تموم شدن درسم ازدواج کردم و بچه دار شدم بعضی وقتا هم من از ازدواج پشیمون میشم بعضی وقتا نه
میدونی چی میخوام بگم؟؟
هیچ کس تو جایگاهی که تو زندگیش داره راضی نیس

تو ده پله از اون جلوتری خداروشکر کن

ما انسانها کلا تو هر مرحله ای باشیم دغدغه داریم اصلا خودتو درگیر نکن من تو سن 21سالگی مادر شدم و درسم میخوندم اما هم کلاسی دانشگاهم ازاد بود مجرد بود و 32سالگی ازدواج کرد اون حسرت منو میخورد من حسرت اونو کلا قانع نبودیک ب شرایط خودمون

هیچ وقت مقایسه نکن ...
از کجا معلوم اون دختر از شرایط فعلی خودش راصی باشه؟؟
من بار اول ۲۳سالگی مادرشدم
روزهایی بود ک بچه رو میزاشتم پیش پرستار میرفتم دانشگاه ،میرفتم سرکار ،بعد میومدم خونه هلاک بودم ،تازه وطیفه مادری و همسریم شروع میشد
همسرم کمک میکرد ولی بازم خیلی از مسولیتها با مادر هست ....
تا حالا فکر نکردم چرا من زود ازدواج کردم
چرا زود مادر شدم
چرا انقدر خودمو ب جالش کشبدم
الانم بعد از یکسالگی دخترم باید برگردم سرکار
دوباره همون روزای بجگی پسرم تکرار میشه ،اینبار با دوتا بچه

من که ۱۸ سالمه شما باز ۲۶

چقدم خوشگلی 😊
چه کرمی گرفتی میشه عکس بزاری؟؟

سختش نکن دیگه به اینا فک نکن به این فک کن حالا چطوری آینده نی نی رو قشنگ بسازی

هییی تو داخل سن ۲۶ سالگی اینجوری
من ک ۱۹ سالمه چی بگم🙂

سوال های مرتبط