#درد دل
من از همون ماماناییم که دوران بارداری میگفتم حتما شیر خودمو میدم😔
روزای اول نوک سینم زخم بود با همه دردش باز میدادم که بخوره
از سینم خون میومد با قطره چکون میدادم.
دو ماه سینمو خورد ولی همیشه کلافه بود خودشو چنگ میزد و موهاشو میکشید و... ولی میخورد
شیرم کم شد کلی پودر شیرافزا و قرصشو خوردم باز شیرم زیاد شد و راضی بود
ولی یه روز صبح پاشد دیگه نخورد با اینکه شبش تا صبح ۴ بار شیر خورده بود
نه شیر خشک میدادم بهش نه چیزی که بگم عادت کرده بود به اون😪
‌همه کار کردم باز سینمو بگیره( قطره آد زدم، قنداب زدم،شیر خشک زدم نوکش،تو تاریکی دادم،با اهنگ دادم،سرپا دادم،لباساشو کم کردم، با ناز و نوازش دادم و....) نخورد که نخورد
همین که میرفت دهنش جیغ میزد اونقدر گریه میکرد که نفسش میرفت
رابط سینه رو امتحان کردم خورد🥲 انگار دنیا رو بهم دادن با اینکه برام سخت بود هی کنده میشد و شستنش و چسبوندنش و کلی مکافات دیگه ولی راضی بودم حداقل بخوره
دو هفته با رابط خورد شیرمو
باز یه روز صبح پاشد دیگه با رابط هم نخورد😔
دو مدل رابط باز خریدم خارجی ایرانی باز نخورد که نخورد😪
دومدل شیردوش خریدم هی شیرمو میدوشم میدم ولی زخم میشه و گاهی خون میاد😔
دیگه کم اوردم به خدا😭😭
تازگیا شیر خشک هم میدم کنار شیر خودم.
ولی حس ناکافی بودن دارم که شیرمو نمیخوره
اعتماد بنفسم اومده به شدت پایین
اصلا دوست ندارم کسی موقع شیر دادن با گریه یا شیر خشک درست کردن ببینه حس بدی میگیرم😔
سینه هام مثل سنگ میشه هی میدوشم  ولی همیشه دردناکه

بقیش تو کامنتا میذارم

تصویر
۲۸ پاسخ

من اینجا یه مامان عاشق دیدم که عاشق نی نیشه و حاضره درد بکشه اما شیرخودشو بده ب هر دلیلی نشده و نمیشه
خب فدا سرت مگه شیرخشک چشه
خیلیم خوووبه
مگه چیه
تو همممه کار کردی هرکی جای تو میبود شاید همون بار اول ک نخورد دیگه بیخیال میشد ولی تو خیلییلی تلاش کردی خیلی راها امتحان کردی
پس‌چرا خودتو سرزنش میکنی
یه مامان خووب و مهربونی ک شیر خشک دادن هیچی از ارزش و مهربونیه مادرانت کم نمیکنه.سارمینم مهربونترین مامانو داره

وا😑😑😑😑دهن هرکسی هرچی میگه گل بگیر خوب؟
ب نظر من بگو من صلاح بچمو خودم میدونم و عزیزم اصلا احساس ناکافی بودن نکن الان نصف بیشتر بچه ها شیر خشگی هستن چی شده؟ مگه بنظرم در روز یکبار الا دوبار شیر خودتو بدوش بده اگه دوست داری بخوره و بقیشو شیر خشگ بده و خیالتم راحت باشه اونایی که با هرچیزی از کارت ایراد میگیرن خدا جوابشونو میده

وا بیکاری بابا
شیر خشک لده بره
من سر اولی هکین بلا سرم اومد سر دومی عاقل شدم. فقط اغوز رو‌دادم خورد تموم شد رفت
شیرخشکیش کردم ارزش نداره اعصابت رو واسه همچین چیزی نابود کنی
تازه شیر خشک خیلی مقوی تره

خیلی ‌دوست داشتم دلداریت بدم،ولی متاسفانه پسر منم دیگه شیرمو نخورد
کم بود شیرم کلا نیست شد
چقدر شیر افزا خوردم ،شیر دوش برقی و....
ولی گفتن هیچی مکیدن خود نوزاد نمیشه سر همون شیرت زیاد نمیشه
الان دقیقا حال تو رو دارم
حس ناکافی بودن،احساس اینکه بچه ام دوسم نداره و ..... حالم از خودم بهم میخوره،انقدر ناراحتم از این موضوع که نمیتونم حتی در موردش حرف بزنم 😓😓😓

واقعا بخاطر حرف بقیه خودتو کشتی؟؟
لامصب ما خودمون کم بدبختی داریم که برا شیرشونم خودمونو دار بزنیم؟؟
شیرخشک بده ولش کناااا
من بچمو ۲ماه شیرمو دادم بقیش شیرخشک هرکیم گف نامرد و فلانو بهمان
گفتمش من شیرخشک میدم تو بزا شیر خودتو بده که بچت قوی بشه
بهتر (اینجا ضعفشونو میزدم کلشون) بیاد جیگرتو خون کنه

خب فدای سرت شیرخشکو واسه همین جور وقتا ساختن عزیزم
نوک سینه رو باروغن نارگیل ماساژ بده دردش بهترشه

منم اوایل دقیقا مثل شما بودم چقد اذیت شدم بهاطر حرف بقیه چقد گریه کردم شیرم نصف شد میدوشیدم دوتاش شاید۶۰تا میشد ولی با هزار ترفند تونستم کاری کنم بگیره سینمو و الان خداروشکر میخوره
ولی عزیزم شما که تموم تلاشت رو کردی چرا حس ناکافی بودن داری؟
تو بهترین مادری هیچوقت نذار کسی اذیتت کنه ببین چقد مهربونی و حس مسعولیت داری نسبت به بچه ات که با تمام وجودت تلاش کردی اما بازم خودتو سرزنش میکنی نکن عزیزم به جاش بغلش کن بوش کن لذت ببر از وجودش🧡☺️

حالا اونایی که شیرخودشونو دادن اسکار گرفتن که ما بخاطر شیرخشک عذاب وجدان بگیریم
اهمیت نده اینجوری که خودتو نابود میکنی بچه به مادر سالم نیاز داره

خیلی سخت گرفتی دنیارو
واقعا فک نکنم اینهمه حال خراب بعد زایمان خوب باشه
الان 90درصد شیرخشک میدن

منم دقیقا مث تو بودم چقد گریه کردم چقد ب زور این سینه لعنتیو میزاشتم دهنش طوری جیغ میزد کسی نمیدونس فک میکرد دارم شکنجش میدم
اخرم شیرخشکی شدو هزاران طعنه و تیکه و حرف از دیگران شنیدم🙂

عزیزم کاملا درکت میکنم میدونم شرایط سختیه ، ما مامانا هر کاری کنیم باز حس عذاب وجدان برای بچمون داریم منم مثل تو یه روز شیرم خیلی کم شد طوری که دخترم از گرسنگی گریه میکرد مجبور شدم شیرخشک شروع کنم با تمام حرفایی که اطرافیان راجبم میزنن که چرا شیرخشک میدی
و سینه ات شیرش کمه ، چرا شیرت بر نداره ، ‌ و خیلی چیزای دیگه عزیزم مهم خودت و پسرتی
تو باید حال دلت خوب باشه که بتونی خوب مواظب پسرت باشی و‌بهترین مادر براش باشی
حرف ها زیاده ، تو اصلا بهشون توجه نکن عزیزم❤️

منم مثل توعم عزیزم با این تغاوت که بچم شیرخشک هم نمیخوره چون حساسیت داره از شیرخشک مخصوصش بدش میاد بالا میاره...شیرمو مبدوشم با سرنگ بهش میدم..نوک سینه هام درد میکنه..چون مک نمیزنه شیرم کم شده..بچم همش گرسنس و کاری ازم بر نمیاد..
همش فکر میکردم این زجریه که فقط من دارم مبکشم بعد دیدم تو گهواره خییییلیا به این درد مبتلان😞

تو تلاشت رو بکن، شد شد، نشد نشد، ولش کن
دیگه خیالت راحته زورت رو زدی، خیالت راحت میشه

منم مثل تو بودم اما این همه خودم و بچه رو اذیت نکردم و شیرخشک دادم، الان میفهمم چقدر خنگ بودم که از اول شیرخشک ندادم چون سزارین کرده بودم بشدت ضعیف شده بودم و بخاطر نفخ و کولیک بچه خیلی چیزا نمیخوردم دیگه داشتم تحلیل میرفتم، با کلی گریه شیرخشک بهش میدادم بعدا فهمیدم چقدر راحت تره و بچه نفخ نمیکنه و همه ویتامینارو داره، خودمم شروع به خوردن همه چی کردم و بدنم بهبود پیدا کرد

چقدر‌ منی شما 🥲 چقدر سال پیش اینموقع ها یادم میفته گریه ام میگیره
من سینه هامو مامانم و مادرشوهرم میدوشیدن برام چون نوکش کوچیک بود زخم هم بود نمیشد با شیردوش
توام اگه کسی پیشته بده به اون
چون شیردوش واقعا درد زیادی داره

اون دوره که نخورد سینه تو پریود اینا نبودی؟ یا مثلا چیزی نخوردی طعمش عوض شه؟

من درکت میکنم چون شیردهی خیلی دوست داشتم و دخترم که شیرمو میخورد حس میکردم دنیا مال منه ‌ . خیلی حس شیرین فوق العاده ای بود ولی یه ماه بیشتر طول نکشید .منم خیلی گریه میکردم اوایل ولی الان دیگه بهش فکر نمیکنم

من شیرم از اول کم بود بعدش زخم شد خیلی سعی کردم زیاد بشه نشد برا همین مجبور شدم شیرخشک بدم اولا سینه وقتی میدادم پسرم میخورد ولی کم بود سیر نمیشد منم شیرخشک میدادم دیگه بعد یه ماه ول کرد حرف اطرافیان هم این بود کم دادی سینه رو ول کرد زیاد اهمیت نده به حرف دیگران.

من دخترم الان 7سالشه اون موقع که گریه میکرد سینمو نمی‌گرفت من اول شیشه شیر رو بهش میدادم شیشه رو می‌گرفت بعد آروم درش می‌آوردیم اون در حال مکیدن بود فوری سینمو میدادم می‌گرفت

هیچی نمیتونم بگم جز اینک درکت میکنم و منم کنار نیومدم

عزیزم این که مقصرش تو نیستی بچه سینه تورو نمی گیره خواهر دومی منم سینه مامانم بعد دوماه نگرفت مامانم مجبور شد شیر خشک بده اما خواهرم بزرگ شد و الان ازدواج کرده و بچه هم داره ، و اینکه نگاه بقیه برات مهم نباشه سعی کن ناراحت نباشی تو سعی خودتو کردی این برات مهم باشه

انقد خودت اذیت نکن .

چرااا فکر‌میکنی‌شیر خشک بده و احساس گناه میکنی
عززیزمن هزاران بچه با شیر خشک بزرگ شدن و هموشونم صحیح سالم هستن
بریز دور این فکرا رو بچه رو هم اذیت نکن شیرخشک بده بخوره

شیر خودتو تو شیشه شیر بهش بده

عزیزم برای سینه ت، شیر خودتو بمال رو نوک سینه ت بعدم پلاستیک بذار روش...مثل آب رو آتیش میمونه‌....از ده تا پماد بهتره

عزیزم این‌همه استرس و ناراحتی نداره که وقتی نمیگیره شیرخشک بده چه اصراری داری حتما شیر خودت بدی بعدم به کسی مربوط نیس که چرا شیرخشک میدی یا چرا نمیگیره این استرسی که داری روی شیرت هم تاثیر میزاره بعد هم نگرفتن بچه بخاطر دل درد و کولیکش هست سعی کن وقتی شیرش بدی که آرومه و دل درد نداره

دختر منم سینه منو قتی بیداره نمیگیره قفط موقع خواب میخوره از روزی که اینجوری شد وزنشم کم شده خیلی نگرانم نمیدونم چکار کنم

من درکت میکنم منم اوایل وقتی سینم رو نمیگرفت اینقدر داغون شدم اینقدر غصه میخوردم کارم شده بود گریه افسرده شده بودم اما کم‌کم بهتر شدم

تو جنگ روان شدیدی هستم و دیوونه شدم
افسردگی گرفتم انگار
بعد هربار امتحان کردم سینم میبینم نمیخوره گریم میگیره😭
والا به جا این همه وسایل میشد کلی شیر خشک خرید
هرکی هم میبینه نظر میده
چرا شیر خشک میدی؟چرا با رابط میدی؟چرا سینتو نمیخوره؟چرا چرا چرا 😭😭
‌اینا نصف چیزایی که خریدم تا یکم از شیر خودم بخوره

سوال های مرتبط

مامان جوجو 🐥 مامان جوجو 🐥 ۱۶ ماهگی
تجربه شیردهی:
من سینم پر از شیر بود ولی نوک سینه نداشتم و بچم اصلا نمیتونست سینمو بگیره. از همون اول شروع کردم با شیردوش سینمو دوشیدم که شیرم خشک نشه و با سرنگ میدادم به بچه. چون خیلی مهمه که بچه آغوز رو بخوره و شیر هم با دوشیدن و مکیدن زیاد میشه. هرروز هم با اینکه نمیتونست سینمو مک بزنه، میذاشتم دهنش تا بهش عادت کنه و شاید بگیره. یکی دو روز آخر هم دیگه با سرنگ‌ ندادم، با شیشه شیر دادم که مک زدن رو یاد بگیره. شش روز گذشت و دیگه کامل شیر داشتم ولی هنوز نمیگرفت. شب که گرسنه از خواب بیدار شد و ولع مکیدن داشت، یه ذره شیرخشک ریختم دهنش که دهنش شیرین بشه و ببینه شیر هست، بعد سریع به جای شیشه شیر ، سینمو گذاشتم تو دهنش. گرسنه بود و با قدرت مک زد که من از درد مردم و اشکم سرازیر شد. هم اشک شوق هم اشک درد. دیگه کم کم بیشتر سینمو دادم و فقط وقتی سیر نبود شیرخشک میدادم. تا دیگه قبل یک ماهگی شیرخشکو کامل حذف کردم و تا الان که دوماهش شده یک قطره شیرخشک ندادم چون هرچی بچه بیشتر مک میزنه سینه رو، شیر هم بیشتر میشه. فقط یه چیزی رو حتما حواستون باشه که سر سینتون خشک نباشه موقع دوشیدن که زخم میشه و داغون میشید. همیشه کرم شقاق بزنید که نرم بشه. ولی با کرم ندوشید که شیرش کثیف بشه وگرنه اون شیرو باید بریزید دور. من سر یکی از سینه هام که زخم شده بود، کرم میزدم کلی که سرش از کرم سفید میشد و با همون میدوشیدم آروم اروم و میریختم دور که فقط دوشیده باشم و زخمش خوب بشه
مامان مرد کوچیک خونه مامان مرد کوچیک خونه ۶ ماهگی
تجربه من از برگشت پسرم به سینه ام و ول کردن شیشه رو میخوام بهتون بگم
من اوایل براش شیشه شیر اونت گرفتم ولی متاسفانه سری شیشه رو سه قطره انتخاب کردم و پسرم سینمو کلا ول کرد و هرموقع زیر سینم میزاشتم گریه میکرد و نمیمکید اصلا یا با کلی زور و تلاش دو سه تا مک میزد و باز گریه میکرد و شیشه میخواست
شیشه رو کلا براش حذف کردم و با قطره چکون بهش شیر میدادم به حدی این مرحله سخت بود که خودش از گرسنگی گریه میکرد من با قطره چکون بهش شیر میدادم یا اینکه با کاپ شیر دعی سیرش میکردم و قبل گشنگیش با قطره چکون بهش شیر میدادم چون گرسنه که میشد دیگه قطره چکونو نمیخواست و شیشه میخواست
هر بار که شیر میخواست میزاشتمش زیر سینم و روی نوک سینم شیر میریختم و میزاشتم دهنش و از گوشه لبش با قطره چکون بهش شیر میدادم اینطوری گول میخورد و فک میکرد سینم شیر داره
خیلی وقتا گریه میکرد جیغ میکشید ولی باز من ادامه میدادم
خیلی سخت بود واقعا سه چهار روز عذاب کشیدم ولی اخرش به سینم برگشت و کلا شیشه رو ول کرد


قشنگ بعد دوماهگیش سری شیشه دو قطره گذاشتم براش ولی شیشه رو پس میزد و سینمو میخواست

تاپیک بعدی بهتون میگم چطور به شیشه عادتش دادم
تاحالا این شرایطو داشتین؟