۱۷ پاسخ

چه آدم خوبی بوده ولی بچت پیشش تزاری یه موقعی ای حتی اگه دوست هم شدید هیچ وقت این کار نکنی

خدا بهت قوت بده عزیزم ...
دلم خیلی گرفت مخصوصا پیش بچت کار میکنی پسر منم تو این سن همه چی متوجه میشه کاش میشد با خودت نبری ک نبینه.
هرچند کار کردن عیب نیست ولی بچه ها خیلی حساسن ...
من رفتم داخل یه مغازه پرسیدم بارونی چند خانم گفت 3600
وقتی اومدیم بیرون پسرم بهم گفت مامان چرا با نا امیدی از مغازه اومدی بیرون از قیمتی ک خانم گفت ناراحت شدی . خودم بزرگ شدم کار میکنم برات میخرم. یعنی تا خونه شاخ درآوردم وقتی این حرف پسرم زد...

کاش بزارن همینطور خوب بمونه اون آدم

الهی خدا برات بسازه زندگیت زیر و رو بشه تو ثروت و فراوانی بی انتها غرق بشی عزیزم

چرا اول صبحی اولین تایپیک باید اینو بخونم الهی بمیرم برات و برای همه خانم هایی که مجبورن مثل شما با سختی کار کنن انشاالله همیشه اینطوری آدمای خوب و درست حسابی سر راهت قرار بگیره عزیزم امیدوارم همیشه تنت سالم و سلامت باشه همچنین بچت

الهی هزار بارشکر ،،، الهی همیشه خدا بهترین و مهربونترین بنده هاشو سرراهت قرار بده عزیزم ❤❤❤

خونتون کجاس عزیزم

سلام عزیزم شخصی پیام میدین

انشالله خدا صدبرابرشو توی زندگیش ببینه هنوز انسان هایی هستن که انسانیت دارن

الهی بمیرم برات خواهر قشنگم.... منم همه این روزایی رو که میبینی دیدم اشکال نداره خدا بزرگه تموم میشه یه روزی قشنگم

الهی بگردم خاهر😔ولی بچتو هیچوقت تنها نذارپیشش توروخدا

عزیزم همسرتون کجان طلاق گرفتی

ای جانم عزیزم😭

عزیزم
انسانیت نمرده پس
خدا خیرش بده
واقعا خیلی سخته

دستش درد نکنه خدا خیرش بده ولی پسرت و هیج جا نزار تنها جامعه خراب شده گلم

برا نظافت هزینه چقدر میگیرین؟

خدا خیرش بده ❤❤❤

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۶ سالگی
میبینی از مساجد زنگ میزنن یا از یه جایی زنگ میزنن و نظرسنجی میکنن ما هم جواب میدم
الان یه خانومه زنگ زد گفت خانم فلانی گفتم بله گفت از فلان جا زنگ میزنم شما فرزند زیر شش سال دارین گفتم بله دوتا دیگه شروع کرد به سوال کردن منم قبل جواب دادن گفتم ببخشید شما از کجا زنگ میزنین آدرستون کجاست گفت از فلان جا و میخوایم خانوما رو شناسایی کنیم براتون کارگاه برگزار کنیم منم گفتم خب منکه نمیخوام شرکت کنم چرا اطلاعات بدم گفت دیگه من باید اطلاعات رو ثبت کنم منم گفتم خب نمیشه که من چرا اطلاعات بدم خلاصه اصرار کرد منم گفتم بپرس ولی اگر سوالتون رو نخوام جواب بدم نباید مشکلی داشته باشین گفت باشه اسم بچه ها رو با پدرشو رو گفتم دیگه اومد تاریخ تولد و کد ملی بگیره گفتم شرمنده من اینا رو نمیتونم بگم قصد شرکت هم ندارم فکر میکنم ادامه دانش الکی باشه خانمه هم گفت باشه خدافظ
شما میبودین اطلاعات میدادین؟؟؟؟منکه تصمیم گرفتم دیگه به هیچ کس اطلاعات ندم از کجا معلوم راست میگفته باشه
مامان امیر حسام مامان امیر حسام ۶ سالگی
سلام مادرا لطفا جواب بدید
من پسرمو گفتار درمانی میبرم ،دکتز گفته ک هفته ای دو بار بیارین اما ب دلیل کار دوری راه نمیتونم ۲ بار ببرم هفته ای یک بار میبرمش ،چند وقت پیش تو مطب منشی ی سری فرم داد گفت همگی باید اونو پر کنید منم رفتم و برگه رو تحویل گرفتم با ی خودکار همین ک داشتم فرم پر میکردم چند تا از مادرا راجب خوردو خوراک حرف میزدن ‌ک چ چیزهایی ب بچهاشون نمیدن منم چند تایی ازشون سوال پرسیدم و دانه دانه فرمو پر میکردم منشیه جلو ۱۰ ،۱۲ نفر ب من گفت فرمتو پر کن من خودکارو لازم دارم در حالی ک دوتا خودکار دیگم دست دوتا مریض دیگه بود ک کنار دست منشیه بودن بعد منم رفتمو خودکارو بهش دادم گفتم من میبرم خونه بفما خودکار ت خیلی بد گفت منم بدم اومد . رفتم تو ب دکتر گفتم اونم گفت این چسزا چیه ول کنین .بعد از اون موقع تا حالا هی تک زنگ میزنه یا هر چی زنگ میزنیم بدونه ماییم جواب نمیده و هر کاری میکنه ک ما نریم یا پول بیشتری بدیم .الان انقده اعصابم خورده نمیدونم چکار کنم گفتم نبرم پیشش از ی طرف خیلی هزینه کردم از ی طرف دیگم تا حالا چند تا گفتار درمانی بروم در حد یک جلسه یا دو جلسه بعد نبردم .بعد اونایی ک گفتار درمانی میرید اگه نرید اون جلسه پولشو ازتون میگیرن ؟ احساس میکنم دکترم خوشش نمیاد بریم نمیدونم چرا چیکار کنم
مامان کارن و کوشان 😍 مامان کارن و کوشان 😍 ۶ سالگی
سلام خانمهای گل 🌸
من دیروز که بچه هام مشغول بازی بودن اومدم جلوشون چندبار گفتم وای سر گیجه دارم اصلا به روی خودشون نیاوردن بعد خودم رو به حالت غش زمین زدم واکنش بچه هام خیلی جالب و دور از انتظار بود
اول پسر بزرگم اومد چندبار اسمم رو صدا کرد بعد آروم زد توی صورتم بعد صورتم رو بوس کرد همین جوری که اسمم رو صدا میزد یه دونه محکم زد توی صورتم از درد نتونستم جلوی خنده م رو بگیرم و خندیدم اینجا انگار فهمید کارش درست بوده امیدوار گفت مامان خوبی گفتم خیلی سر گیجه دارم چشمهایم بسته بود گفت مامان نمیتونم چشمهایت رو ببینم بعد شروع کرد همه موهام رو ریخت توی صورتم 😂🤔 گفت حالا بهتر شد من که نمیتونم چشمهات رو ببینم بعد دوباره من رو صدا کرد جواب ندادم انگار دوباره نگران شد گفت حیف که بلد نیستیم ببریمش یه بیمارستان یکدفعه کوشان پرید روی شکمم چندبار صدام زد بعد گفت مامان میشه با گوشیت بازی کنم🤣😂 بعد هم محکم زانوش رو فرو کرد توی شکمم دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم
مامان توتک مامان توتک ۵ سالگی
بچها همسایمون دخترشو ک ۱سال ازدخترم بزرگتره رو تو پارکینگ سپردبهم رفت مطب.۲یاعت مطب بود پسرهمسایمون اخرای بازی اومدپایین با دخترهمسایمون قهرکرد ب دخترم گفت سمتش نرو دختره هم دخترمو میکشید زیرگوشش میگفت نرو سمت اون.هردوشون ۱سال از دخترم بزرگترن.دخترم کنار پسره رو صندلی نشسته بود اندازه ۵ دیفه باهم قهر بودن اینطوری شد.مامان دختره ازمطب اومد ساعت ۹شب بود بزور بزور ب دخترش گفت بریم خونه عزیز شام اوجا بودن شوهر این خانومم ۶ماه نیستش بخاطر ماموریت دختره خیلی جیغ و گریه کرد ک نره مامانه عصبانی بود یهو گفت دختر من باهاش بازی نکرده با پسرهمسایه بازی کرده درصورتیک این قهر۵دیقه بیشتر نبود یهو‌مامانش عصبانی شد داد زد دیگ پرنساحق نداره با دخترم بازی کنه دخترمنم دیگ نبایدباهاش بازی کنه الان دوست جدید پیدا کرده بره با همون دیگ بازی کنه یعنی بادپسرهمسایه..من گفتم ن خیلی بازی کردن داد زدو گفت‌و با عصبانیت رفت.بعد ده دیقه زنگ زد ک مرسی بچمونگهداشتی و دخترم گفت پرنسا بامن بازی نکردمن گفتم همش ۵دیقه اینطوری شد..من خیلی بهم برخورد ازطرز برخوردش کلاا دخترشم پرو وزورگو هس بچمو اذیت میکنه.بنظرتون زنگ زدی بگم