۱۶ پاسخ

سرکلاژ و پساری هم داشتی عزیزم

کدوم بیمارستان زایمان کردی عزیزم ؟

عزیزم مبارکه تولد دوقلوهات ان شالله خدا بهت قوت بده
بسلامتی همگی باهم برین خونه

ان شالله بزودی زود حال نی نی هات رو به راه بسه و باهم برین خونتون

بسلامتی عزیزم خداروشکر خودت خوبی بچه ها خوبن؟کدوم بیمارستان رفتی؟بیهوشی بودی یا بی حسی؟

ان شالله به سلااامتی
از بچه ها بگوو

مبارک باشه گلم ان شالله نینیام زودتر مرخص بشن باهم برید خونه

بچه ها رفتن داخل دستگاه یا نه؟

به سلامتی عزیزم خدارو شکر
حال بچه ها چطوره؟ لرز نداشتی؟

اخی گلم نی نی خوبه؟
چیشد که اینقدر زود زایمان کردید؟دلیلش چی بود🥺

بچهات چطورن خوبن عزیزم؟

چند هفته زایمان کردی
وزن نی نی چند بود

سلام عزیزم سرارین خوبه یاطبیعی

وضعیت بچهات خوبن؟؟

از امپول بی حسیه بگوو با سووند

سوند درد داشت ؟

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه هفته سی‌وچهارم بارداری
میخوام ترجمه زایمان اولم از بیمارستان فرهمندفر رو براتون بگم شاید
الان که نزدیک به زایمان دوممه استرس اون شرایط رو گرفتم انقدر که زایمان اولم بهم سخت گذشت
من دخترمو خرداد ۱۴۰۳ به دنیا اوردم
دکترم خانم قاسم خانی بود که خیلی دکتر خوبی بود ولی چون میخواستم سزارین اختیاری انجام بدم فقط میتونست توی بیمارستان فرهمندفر سزارینم کنه
البته گفتم شاید چون بیمارستان خصوصیه خوب باشه
دکترم اونموقع ۲۰تومن و بیمارستان با هزینه ی اتاق خصوصی ۲۵ تومن ازم گرفتن
من خیلی اصرار داشتم که بهم پمپ درد وصل کنن ولی بهم گفتن تو اتاق عمل باید بگم
رسیدیم روز عمل که ساعت ۸ صبح عمل داشتم ولی ساعت ۵ عصر عملم کردن با اینکه حتی دکترمم اومده بود و کلی معطل شده بو‌د چون سزارین اولم بود استرس نداشتم با ولیچر بردنم اتاق بالا برای عمل و وقتی رسیدم تو اتاق عمل تازه استرسم شروع شد
نشوندنم رو تخت و دکتر بی حسی شروع کرد برای بی حسی زدن وقتی بی حسی رو زد گف بی حس شدی ولی من انگشتای پام تکون میخورد و گفتم نهههه من هنوز بی حس نشدم صبر کنید
بقیشو تو یه پارت دیگه میگم دیگه اینجا جا نداره😂😅
مامان هامین و هایلین مامان هامین و هایلین ۱۱ ماهگی
سلام خانومای مشهدی و خانومایی که سزارین شدن یه مسئله ذهن منو درگیر کرده میشه لطفا راهنمایی کنید.


من یک سالو نیم پیش پسرم به دنیا اومد و قرار بود زایمانم طبیعی باشه ولی اپیدورال شدم و چون فشار و دردی نداشتم دهانه رحمم روی ۶ سانت استپ زد و باز نشد کلا دردی نداشتم ولی از ترس درخواست اپیدورال دادم بعدم که دهانه رحمم باز نشد ضربان قلب بچه نامنظم شد و منو سریع انتقال دادند اتاق عمل و سزارین شدم.

تو اتاق عمل هم با اینکه اپیدورال زیادی بهم تزریق شده بود ولی بی حس نبودم و ترسیده بودم و بدنم دچار لرزش شدید شد خودشون بیهوشم کردند وقتی به هوش اومدم هنوز چشامو باز نکرده بودم به قدری که درد داشتم اول دهنم باز شد شروع کردم به ناله کردن درخواست مسکن دادم ولی تاثیری نداشت تا اوردنم تو اتاق و بهیار برام شیاف گذاشت یه ربع بعد شیاف دردم آروم شد.

الانم دوباره سزارینی هستم ولی از درد بعد عمل خیلی میترسم همش بهش فکر میکنم که من دوباره همچین دردی رو باید بکشم .

کسایی که تجربه پمپ درد داشتن چه جوری بود؟ درد رو زود آروم میکرد؟ تزریق چه جوری بود؟

کسایی که بیمارستان بنت الهدی مشهد زایمان کردند اونجا پمپ درد داره؟


میشه لطفا تجربتون رو از پمپ درد بگین؟
مامان جوجه مامان جوجه هفته سی‌وچهارم بارداری
پارت سوم تجربه بیمارستان فرهمند فر

بعد از حدودا چهارساعت توی ریکاوری بودن بالاخره تصمیم گرفتن منو ببرن تو بخش با اینکه من اتاق خصوصی گرفته بودم و نیازی نداشتن تخت خالی بشه یا هر چیزی به بهونه ی شلوغی منو کلی اونجا نگه داشتن
وقتی میخواستن منو ببرن تو بخش یه خانم پرستار اومد مدارک پزشکیمو که روی یه تخته هست پرت کرد روی شکمم که یه دور هم‌ اونجا مردم بعدم یه پرستار دیگه گفت باید شکمتو فشار بدم چقدرم برای اون درد کشیدم

خلاصه بردنم پایین تو بخش...بخش سزارین هم تاریک و خفههه...چون دستشویی هم فرنگی بود من کاور فرنگی برده بودم و بهتون پیشنهاد میکنم برای روز عمل بخرید حتما

بعدم اومدن گفتن باید پاشی راه بری و من تمام تلاشمو کردم که فقط پا شم راه برم تا از اون بیمارستان نجات پیدا کنم...

خلاصه من اگر برگردم عقب دیگه اونجا زایمان نمیکنم
چون تجربه ی خیلی بدی برام ساختن

این بود تجربه ی من از زایمان اول

الان هم دکترم صحرائیان هست و بیمارستان های کوثر و شفا و ایران و علوی عمل میکنه
و این سری تصمیمم برای رفتن به کوثرع امیدوارم بد نباشه