۴ پاسخ

چه انتظاری از بچه سه ساله داری بچه تو این سن که سن کنجکاوی و کشف کردنه که نمیتونه مرتب و منظم باشه اگه بچه هارو مجبور کنیم به نظم شاید یه بچه مرتب داشته باشی تهش ولی بچه خلاقی نیست که دنبال کشف بره بنظرم اشتباهه که دنبال مرتبی باشیم تو این سن نهایتش یکم خونه بهم میریزه بذار از بچگیش لذت ببره نسل ما خونه های حیاط دار بزرگ و همیشه تو کوچه بودنو بازی گذشت نسل الان تو خونه های کوچیکن حداقل بذاریم تو فضایی خونه ازاد باشن بذار خوب بازیشو بکنه بعد به شکل بازی بگو بیا باهم جم کنیم مقلا مسابقه بدیم من با دخترم اینکارو میکنیم موقع جم کردن اینجوری هم فشار بهشون نیاوردیم هم نظمم یاد میگیرن سخت نگیر زیاد عزیزم

بیخیال بابا بزار بریزه دیگه
یا بچه باید کلاس بره یا یک نفر همیشه باید باهاش هم بازی باشه
بزرگ تر بشه دیگه با اسباب بازی کار نداره
چندسال دیگه هم ک میره مدرسه انشالله وقت بازی نداره دیگه
خونه ماهم همیشه ترکیده
یه سبد اسباب بازی داره یه سطل کوچیک خونه سازی داره یه ظرف ابزار داره یه ظرف هم ازاین مکعب های چینه ک برا کلاس اول خواهرشه‌.یه روز میبینی همه رو باهم ریخته وسط خونه هر پنج دیقه با یکیش بازی میکنه.

اره بابا

اره عزیزم من روزی ده بار خونه رو جمع میکنم
اشکال نداره خواهر دلتو بزرگ بگیر بزرگتر بشه دلت واسه الاناش تنگ میشه

سوال های مرتبط

مامان ارش وآیلین❤️🤩 مامان ارش وآیلین❤️🤩 ۴ سالگی
پسری که از ساعت ۶ صب بیدار بوده و خونه رو ترکونده دوبار حموم اب بازی رفته کل وسیله های اشپز خونه رو ریخته کف حال و همه کشو لباس هارو خالی کرده لباساروریخته ته اتاق .
خسته بودم واقعا دیگه حتی ظهرم نخابید من یه ساعت خابیدم پاشدم واای یه بسته ماکارونی رو نرم نرم کرده ربخته تو خونه ، خونه ای که تازه جاروبرقی کشیده بودم .
همسرجان از سرکار یه ساعت پیش زنگ زد گف دوساعت دیگه میام ینی تقریبا۱۰یا ۱۰:۳۰ شب من ساعت۹ شام بچرو دادم درازش کردم ب بدختی درازش کردم اونم از جایی خسته بود از بازی و خرابکاری هاش سریع خابش برد 😁🖐️
همسر هنوز نیومده ،
بچرو خابوندم ..
پاشم خونه هارو مرتب کنم تا همسر میاد شام بخوریم و خلوت کنیم 🤭🦧

راسی خیلی خوشحالم از این بابت که پسرم امروز کلی خرابکاری کرد اما اصلا دعواش نکردم ، بچس خب باید بازی کنه ، حالا یکی دوساعت طول میکشه جمع کردن ولی خونه جمع میشه 😁🤌

پسرم خابیده و من خوشحالترینم بابت امروزی که خوب گذشت ❤️🙏
«فردا روز مهمیه برام حتما خوب بگذره»
مامان کیاراد مامان کیاراد ۳ سالگی
انقدر فکرم درگیر بچه دومه🥲
تک فرزندی دوست ندارم دلم میخواد ی دختر هم داشته باشم
از طرفی ام دلم نمیخواد فاصله سنی بچه هام خیلی زیاد باشه....
کمک هم دارما مامانم جوونه مادر شوهرم نزدیکه با حوصلس،خواهر مجرد،شوهرم خیلی تو بچه داری و باراداریم مسئولیت پذیره
ولی حس میکنم بچه ی دوم یعنی بشین تو خونه فقط بچه بزرگ کن
کلی ارزو و هدف دارم بمونم خونه افسرده میشم...تازه کارامو ردیف کردم کسب و کار راه بندازم...ولی میگم با این اوضاع مملکت معلوم نیست بشه یا نه...
نمیدونم چیکار کنم بهتره
از طرفی سختیای بارداری و زایمان و شیردهی و...دوباره همه چی از اول...
ولی وقتی به چهل سالگیم فکر میکنم که ی دختر تو خونم نباشه رفیقم باشه دلم میگیره...
گیر کردم واقعا...
وضع مالیمون بد نیست عالی ام نیس...
خونه دوخواب و ماشین داریم درامد شوهرم خوبه بد نیس
قبلا میگفم وقتی دومی رو میارم ک قبلش خونه سه خواب خریده باشیم بتونم براش اتاق مستقل بچینم و....
ولی با این اوضاع الان خیلی دور بنظر میاد این فکرا....
شما جای من بودین چیکار میکردین؟