۵ پاسخ

حال هممون همینه عزیزم 🥹
ولی من اولا خیلی درگیرش بودم الان سعی میکنم بهش فکر نکنم
مهم تر از همه یه شوهر فهمیده و با درک و شعور کنارت باشه کافیه
من بار ها اولا از خودم بدم میومد شکم شلو ولم که می‌لرزید و ترک های شکمم و از سینم شیر می‌ریخت انکار هرچی میخواستم مرتب باشم نمیشد همش بوی شیر میدادم مدام دوش می‌گرفتم همش سعی میکردم خودمو خوب نشون بدم کارم فقط گریه بود بار ها به شوهرمم میگفتم چقد زشت شدم چقد شکمم بد شد فلان شوهرم میگف نگران نباش کم کم خوب میشن همش ایقد لاغر بشی یا می‌گفت بنظر من همون خودتی تغییر نکردی این ترک ها هم می‌ره همین برام دلگرمی بود با اینکه ته دلم از خودم بدم میومد و سعی کردم ذهنمو درگیر نکنم و کمتر بهش فکر کنم شوهرم خداروشکر حواسش بهم هست و بهم میگه که ببین ترک هات داره کمرنگ میشه
اول خودت باید به خودت بیای بعد هم یه نفر (شوهرت) که بهت دلگرمی بده کنارت واقعا نیازه به شدت

بعد زایمان دیگه هیچ جیز مثل قبل نمیشه .امان از افسردگی بعد زایمان کشنده س واقعا

عزیزدلممم الهی همیش حال دلت خوب باشه
عمیقا درکت میکنم توروخدا اول روحیتو به دست بیاز بعذ فرم بدنتو
من هنوزم افسردگی بعد زایمانم درمان نشده چ برسه فرم بدنم
بهتره نگم از چالشایی ک داشتم

درسته حس خوبی ب ادم میده اما با گذشت بیش از بیست ماه من هنوز نتونستم فرم شکم و ترک های شکممو بپذیرم یعنی یه روز میگم عب نداره نقاشی پسرمه اما فردا میرم جلو اینه و غصه میخورم تنها چیزی ک واسم اهمیت داره همینه وگزنه راضیم سه تا بچه داشته باشم انقد ک دوس دارم اما چاقی و شکم واسم ی هیولاس

ممنون

سوال های مرتبط