۶ پاسخ

هنوز بچه هست
وظیفه شما هست نذارین اینجور جاها بره
هر چی دید تقلید میکنه
آروم‌باش و به روش تربییت خودت ادامه بده شاید چندین روز طول بکشه
صبوری کن
دیگه هم‌نذار اونجا بره خونه هر کی هم که نمیخاد باشه
اصلن به روو خودت نیار کارش یا حرفش رو

باهاش اصلا نجنگید و لجبازی نکنید ، حساسش نکنید ، فقط بهش یاداوری کن کارت اشتباهه و ازت ناراحتیم . دیگه تکرار نکن . اگر تکرار نکرد ببراس هدیه بخر . بهش زمان بده ، خوب میشه ، باهاش بیشتر وقت بگذرون ، باهم کارتون ببینید ، بازی کنید ، طرف بشورید ، کیک درست کنید و....سرگرمی باعث فراموشی میشه

نمیدونم‌شاید من این فکرو میکنم ولی چن نفز میشناسم اسم‌پسرشون آراد اول آروم بودن بعد شزوع به اذیت میکردن

البته زن داداشم خیلی چشمش شوره
زبونشم بد
اما خودش بدک نیست😪

احتمالا چشم زخم خورده یا سنگینی افتاده روش ..براش دعای راحتی و آرامش بگیر از یه سید ..البته اگه اعتقاد داری ..من که اعتقاد دارم برای دخترم میگرفتم موقعی که ۳ و ۴ سالش بود هرزگاهی اینطوری میشد بهونه گیری زیاد میکرد ..همون لحظه خوب میشد و آروم

چند سالشه

سوال های مرتبط

جوجو 🐥 جوجو 🐥 قصد بارداری
یک سال شد… 😔 دقیقاً همین ساعت بود که تو رو دیدم یک سال از اون روزی که با رفتنت رنگِ تمامِ دنیای من عوض شد می‌گذره من دیگه بعد از اون اتفاق دیگه اون شقایقِ قبل نیستم… اون شقایقِ قدیمی دیگه توی من وجود نداره. این یک سال هزار جور حرف شنیدم هزار بار بی‌توجهی شدم و با بی‌رحمی‌های آدم‌ها روبرو شدم هیچ‌کس امن نبود هیچ‌کس نبود که فقط به من گوش بده و دردم رو بفهمه همه‌شون می‌گفتن اهه انقدر گریه نکن مگه چیشده. یا میگفتن خداروشکر کن که رفت وگرنه یه بچه عیب دار داشتی اونا هیچ‌وقت دردم رو درک نکردن فقط نمک زدن رو زخمم😭
اما من هنوز شب‌ها با یاد اون کوچولویی که توی شکمم تکون می‌خورد گریه می‌کنم. برای قلبش که تا آخرین لحظه داشت می‌زد…😭 برای اون دست‌ها و پاهای ظریفشو برای اون موهای کرکیِ مشکیِ روی سرش، اشک می‌ریزم
دلم خیلی برات تنگ شده پسر قشنگم، یاسینِ من… 💔
خدایا، خودت به من صبر بده، جاش رو برام پر کن و پسرم رو دوباره به من ببخش… 🕊️💔