علی برعکس نرگس آرومه، خوشبختانه رفلاکس و کولیک نداره...من هنوز چالش خاصی باهاشون ندارم، تنها چالشم شب بیداریه، که از اونجایی که بچهها رو با شوهرم تقسیم کردیم و شیر نرگس با شوهرم و شیر علی با منه، من حتی مشکل شب بیداری هم ندارم، برعکس شوهرم که پدرش دراومده☺️😂 چون نرگس هر ۲ ساعت بیدار میشه اما علی از ساعت ۱ اینا تا ۷ صبح بیدار نمیشه برای شیر💃🏻
فقط هنوزم نمیتونم خیلی علی رو دم دست نرگس بزارم چون هی میخواد بغلش کنه، تا امروز (۳۸ روز گذشته از زایمانم) علی اکثرا روی میز ناهارخوری بوده(ما بچه هامونو به جای وعدهی غذایی میل میکنیم، گرونیه دیگه🙂↔️) نه چون اتاق خوابامون با راهرو از هال جدا میشه و اگر بزارمش تو اتاق و درو ببندم صداشو نمیشنوم، تنها بلندی موجود تو خونه هم همین میز ناهار خوریه...
دیگه امروز یه مقدار گذاشتمش پایین که کم کم بهش عادت کنه(البته همشششش میگه بدش بغل من🤦🏻♀️)
همسر من از ساعت ۶ صبح تا ۲ عصر سرِکاره و خودش کمکی برام محسوب میشه...
حالا بخوام بهتون بگم، من فعلا راضی ام، بیشترم مشکلم با نرگس و شیطنتاشه که خب اصلا به علی مربوط نمیشه✋🏻
عصرها هم نرگس و باباش زودتر میخوابن و من و علی بیداریم، باز اونا بیدار میشن، من و علی میخوابیم(چون نرگس هنوزم یه مقدار به صدای علی حساسه، یعنی الان اینجوریه که علی صداش درمیاد نرگس میره سراغش که بغلش کنه، حتی تو خواب هم صدای علی رو بشنوه از اونجایی که خوابش سبکه بیدار میشه🥴)
ولی این رو بدونین که من کمکی دارم(همسرم) و علی پسر آرومیه، که قطعا اگر یکی از این دوتا متفاوت بود اوضاع و شرایط منم فرق میکرد🫶🏻
باز دو سه ماه دیگه آپدیت میدم از شرایطم بهتون❤️
عالی بود انقد قشنگ مینویسی که وقتی تاپیک میذاری با ذوق میام میخونم
چه قلمی!خداروشکر😍
عزیزم نمیدونم چرا تاپیکاتو قبلا نشون نداده بود برام، الان اومدم خوندم خیلی جالب نوشتی😁 خدا هردو گلتو برات حفظ کنه، شماروهم برای بچه ها🌹تنتون سلامت♥
عزیززززم ❤️
ان شاءالله خداحفظشون کنه برات😍🥺
منم خیلیییی دوست دارم زودتر بچه دوم رو بیاررررم تا بامحمدحسن همبازی بشن
ولی شوهرم از صبح تا شب نیست و وقتی میاد ایقدرررررر خستهس که بمب بترکه از خوابش بیدار نمیشه😂🙂
و اینم بگم که پسرم کاملا شبیه نرگسه
منتهی ورژن پلاسش😂
بخاطر همین فعلا دست نگه داشتم😐😅🖐🏻
خداروشکر عزیزم
تنتون سلامت
خدا حفظشون کنه و چشم بد ازشون دور باشه انشالله🧿♥️
منم تمام ترسم اینه که دومی مثل ابراهیم کولیک شدید داشته باشه و تا ۴ ماهگیش بشدت برام سخت بگذره🥲ولی هی دارم به خودم دلداری میدم و انرژی منفی نمیدم بلکه کولیکی نشه..
راستی مهدیه جان،من تجربه شیردهی ندارم چون بخاطر یسری شرایط ابراهیم از اولش شیر خشکی بود،میشه برام توضیح بدی که داری از چه چیزهایی پرهیز میکنی؟ودارو و مکمل و چیزای مقوی چی استفاده میکنی؟
خداخفظشون کنه
از تحربه ی زایمانتموقت داتشی بزار
اینکه میگن پشت هم زایمان طبیعی راحتتره درسته؟
آخی چه جالب نوشتی
کاش عکس کارتونی نشدشون میذاشتی😍😂
جوونم چه عکس قشنگی مثل عروسکن
انقد راحت تعریف کردی دلم خاست بچه دوم بیارم😂😍
فقط اینک نرگس گلی علی اقا رو بغل کرده😂😂😂من بودم سکته میزدم
به به الحمدلله
خداروشکر که راضی ای
یکی از فامیلامون بچه هاش با هم ۱۸ ماه اختلاف سنی دارن و دقیقا مثل شما بزرگه دختره و کوچیکه پسر.
الان که کوچیکه نزدیک سه سالشه، اینقدررر این دوتا باهم خوبن که حد نداره. قشنگ باهم بازی میکنن و هوای همدیگه رو هم دارن و احتیاجشون به مامانشون خیلی کمه 😁
عزیزدلم.
الحمدالله. ❤️🤲🏻
خدا دسته گلهات رو واست حفظ کنه و به هممون صبر بچه داری و بچه های زیااااد بده😁😁
مهدیه من ترسم از بچه دوم میدونی چیه ؟ اینکه محمدامین کلا بچه اذیت کنی نبود غیر از حساسیتش به پروتئین گاوی که رژیم سختی گرفتم به خاطرش.
بعد میترسم این بچه ما رو بد عادت کرده باشه بعدی پدرمونو در بیاره🥴
خداروشکر. ان شاءالله ب سلامتی بزرگ بشن و با هم همبازی بشن
عزیرم درخواستمو قبول کن لطفا
خداروشکر عزیزم
خوشحالم که از شرایطت راضی هستی
امیدوارم که همینطوری عالی پیش بری
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.