۱۶ پاسخ

بگو خیلی بلدی بیا خودت نگه دار
😒😒😒
بخدا اینجور مردا هیچ کاری هم بلد نیستنا فقط بلدم بلدم میکنن
یه روز خودش نگه داره به غلط کردن میوفته

شوهر منم گیر میداد آرومش کن صبح میخوام برم سره کار از صدای گریه اش بدش میومد دیگه هرکسی یه جوره زیاد جدی نگیر بزار بگه فقط بخند به روش تو دلت بگو گمشو بابا.....
من تازه مادرشوهرمم زاکاس میداد اینطوری بخوابون اینطوری شیر بده گفتم خودم خوب میدونم چیکار کنم الان همه واسه من دکتر شدن....
اونم بهش بر خورده بود ولی دیگه همون شد که همون شد دیگه جرات نکرد برای من حرفی بزنه....!
اگرم دیدی حالت بد میشه خودتو بزن به مریضی بگو دارم افسرده میشم حالم بده بیا منو ببر بیرون بیا این بچه رو نگه دار خودتو که بزنی به غش و ضعف دهنشو میبنده

چرا خودتو اذیت میکنی عزیزجان
بهش بگو من بلد نیستم تو یه روز بیا از صبح به من یادبده چیکار کنم چیکار نکنم. دوساعت که خونه باشه هی مدام صدای گریه بیاد و پوشک عوض کنه و کلافه بشه دیگه دهنشو برا همیشه میبنده.

اگر بچه رو فقط شبا پوشک میکنی در طول روز چکارش میکنی؟
کهنه استفاده میکنی؟

والا من شوهرم ی چن بار گف شیرش بده گشنس ی دادوبیدادی راه انداختم دیگ هیچی نمیگ😂😂😂

عزیزم. منم همین. مشکل رو داشتم
یه روز حسابی ب خودم رسیدمو ب همسرم. گفتم بریم ی دوری بزنیم
توراه بصورت عیر مستقیم گفتم حرفامو زدم اونم گرفت الانم وقتی عصبی میشه سکوت میکنم بعدش عذر خواهی مکنه
چاره ی نیست دیگ باید مدارا کرد
با مادرهمسرتم خیلی مدارا کن
ک طرفت باشه
زیرابتو بزنه همسرتو پرمکنه ولی ظاهرا هم شده پازش کمک بگیر و گه گاهی بگو مادر جون سختمه خداروشکر 😂😂

ی جنگ حسابی بکن باهاش که دیکه کم اوردی‌زندگیت به کثافت کشیده شد
استارت پوشک و بزن
پوشک نمیخره کهنه ش کن،
تو به این فکر کن ک الان اون نوزاده
پس فردا بچه راه میفته پوشکش نکنی میخواد کل خونه رو نجس کنه.
مگه خونتون دورازجون طویله س که شوهرت این فکرو میکنه‌.
الان‌تو اینو کوتاه بیایی باید تااخر باج بدی.
بعضی مردا چقد وقیحن
تو این گرونی طلاو دلار بجااینکه دودستی زنشونو بچسبن مهریه ندن این بدتر داره دلتو میشکنه.
برو ۴روز خونه ننه ش بازش بزار اونجا رو به گند بکشه حداقل.

غصه نخورعزیزم همین فشارواسترسی که روته باعث میشه شیرت کم شه یکم دقت کن وقتی حالت خوبه مطمعنم شیرت خوبه ولی وقتایی که عصبی وناراحتی کمه من خودم اینطوریم

شوهر منم اینجوری شده بدتر شده همش دعوا بهث خسته شدم بچه گریه کنه منم خودش اشتباه کنه منم نمی‌دونم چرا اینجوری می‌کنه دست روم بلند کرده بعد زایمان بخدا بچه میارن مرداشون خوب میشن برا ما برعکس

هی خاهر منک دیوانه شدم از بسسسسسس بچه داری سخته شوهر منم اذیتت میکنه گاهی ولی میگذره این روزا بعد از هر سختی اسانی میاد

این بنظرم حساسیت رو بچه نیست مسخره بازیه الکی ادا حساسا رو در میاره

چجوری بدون مای بی بی نگه میداری خب اون جوری ک بچه دم به دقیقه جیش میکنه زندگیت نجس میشه هی شلوارش خیس میشه هم چند دقیقه ام ک تا عوض کنی بچت سرما میخوره
ببخشا ولی چ شوهره بی درکی داری چ از خود راضیه

تو کار خودتو بکن
توجه دیگران نکن
بگو باشه چشم ولی کار خودتو بکن
بعدشم وقتی نیست
اومد دید پوشک کردی بگو پی پی کرده مجبور شدم
خودش اوکی میشه حرف نمیزنه


بعدشم بگو تو مادر بچه نیستی من خودم بهتر میدونم این مواقع سلیطه باید بشی

اخی عزیزم واقعا شرایط بعد زایمان خیلی سخته هم برای تو هم همسرت. سعی کن خودت رو اذیت نکنی و در ارامش با همسرت صحبت کنی. حتما اونم خیلی تحت فشار هست و اینجوری داره خودشو تخلیه میکنه. فقط سعی کن حرص نخوری و استرس نگیری تا نی نی هم از شما ارامش بگیره

وا مای بیبی نمیکنی طول روز باز نگهش میداری

با چت جي بي تي حرف بزن اين دوران
اينقدر قشنگ ارومت ميكنه كه نگو
اينقدر انرژي بهت ميده ك نگو

سوال های مرتبط

مامان ماهلین وماهورا مامان ماهلین وماهورا ۱۰ ماهگی
خانوما شوهرای شمام آدم گیری ان یا نه ؟ شوهر من پدرمو در آورده بس بداخلاقه تو کار همه کار داره دخالت میکنه خواهرت اینو گفت مادرا اینو گفت فلانی این کارو کرد بهمانی اینجور از هرچی از راه برسه به ایرادی میگره با فحش های بد موقع رانندگی فحش های بد به شهرداری پلیس فلانی.....با دختر کوچیکم صلاح نمیره بیچاره بچم نمیزاره اصلأ بچگی کنه همش میگه نکن نریز لباس کثیف کردی فرشو کثیف کردی با یه لوله یا میزنتش یا میترسونه یا تهدید میکنه که میزنمت با این حال که خیلی هم دوستش داره هشت سالع منو با این رفتار هاش روانی کرده الان نوبت دخترمه بخدا اینقد که گیره منم افسرده شدم با دخترم دعوا میکنم همش به من میگه تو تربیتش نکردی تو چن دفع میزدیش این کارا رو نمی‌کرد یا سرسفره غذا خوردن همش با بچه دعوا میکنه آرامش مونو ریخته بهم آخه بچه دوسالو نیمه تربیت حالیشه ؟بخدا روانی شدم از دستش تو خونه مدام سر این چیزا بحث و دعوامونه نه توانایی طلاق دارم نه پشتوانه ای با یه شوهر روانی چیکار کنم هشت ساله از بس گریه کردم چشام سو‌ نداره