درد و دل...
سلام مامانا
امشب خیلی دلم گرفته واقعا دلم میخاست اینجا چیزی بنویسم حتی اگه هیچ کسی نخونه یا جوابی نده...
از روز اولی که بچم دنیااومد مشکلات پشت مشکلات
دوری تنهایی
10روز اول خونه مامانم بودمو بعدش اومدم خونه خودم
ولی تنها بدون کمک شبانه روز بچمو نگهداری کردم
همه جور فشاری روم بود
روحی روانی مالی
از گریه های بچه و خستگی خودم تا گرسنگی که نمیرسیدم برا خودم چیزی بپزم
از چهرم از لباسام از شلختگیم
حال روحی همسرم
حال مادرشوهرم که روزبه روز بدتر میشه
بحران کاری که بخاطر مادرشوهرم کارشو ول کرد و حالا واسه یه لقمه نون موندیم
همه اینارو دونه دونه با تمام وجودم لمس کردمو تحمل کردم
تاامروز
ولی امروز انقدر خسته و ناتوان بودم که وقتی دختر یه ماهم گریه کرد سرش داد زدم
حتی 5دقیقه گذاشتمش تو اتاقو اومدم بیرون فقط سرمو بین دستام گرفتم و درحال فروپاشی بودم
هرلحظه حس میکردم ممکنه یه بلایی سر خودم یا بچم بیارم
به خدا گفتم چرا بمن بچه دادی وقتی انقدر مادر ناتوان و بی عرضه ای هستم
حس میکنم دوسش ندارم
اصلا حسی از مادر بودن ندارم
کاش میمردم
کاش بمیرم...
این بچه به مادری مثل من احتیاجی مداره
حداقل یکی بزرگش میکنه که روح و روانش سالم باشه

۱۵ پاسخ

عزیزدلم اینجوری ناشکری نکن همه ی ماها این روزا تحت فشاریم حالا هرکی به یه دلیل, قرآن بخون صلوات بفرست باخدا صحبت کن قلبت آروم میشه انشالله

شب روز بیدارم بهش میرسم چوم بچه گناهی نداره

منم خیلی مشکلات دارم ولی بچمو از خودم بیشتر دوسش دارم

عزیزم مشکلات ب قدری زیادن که وسط زندگی همه لونه کرده نوعش فقط فرق میکنه داریم باهاش دست وپنجه نرم میکنیم پس ب خودت مسلط باش و فشار زندگیو از خودت دور کن سخته اما تلاشتو کن چون درگیر عوارض بعد زایمان شدی جونم تنعا راه ارامشت فقط دخترته بهش نگاه کن ازش انرژی بگیر
در پناه خدا باشی

میفهممت، با تمام وجودم میفهممت. منم دیشب حس تو رو تجربه کردم، سر بچم داد زدم، با گریه ش گریه کردم، و واقعا حس میکردم الان یا خودمو میکشم یا بچه رو... خیلی دوران سختیه خیلی. من روزای سخت زیاد داشتم تو زندگیم ولی‌ این تغییرات هورمونی و سختی بعد زایمان از‌همش بدتر بوده. خیلیا مثل تو هستن عزیزم. تو هم بیا مثل من سعی کنیم ب روزای‌خوب فکر کنیم، ب عید ک بچه ها بزرگتر شدن نگهداریشون راحت تر شده خودمون سالم تر شدیم اوضاع اوکی تر شده، میگیم‌میخندیم تفریح میریم و ب این روزا میخندیم...

ولی تو واسه اون بچه بهترین مامان دنیایی🫂

اگه اصفهانی یه روز بیا خونه ما مهمونی یکم دخترتو نگه دارم تو استراحت کنی با هم حرف بزنیم عزیزم..🥹🥹

قوی بمون بخاطر خودت و دخترت

عزیزم نگران نباش همچی درست میشه ما همه تو فشاریم خودتو نباز این روزا هم میگزره یروز با خنده یاد این روزا میفتی میگیی دیدی گزشت

افسردگی بعد زایمان نشنیدی مگه قوی باش اون بچه باتمام وجود تورو میخواد وامنیتش اغوش توهست توبهترین مادر دنیایی کیه که تو این وضعاقتصادی گل وبلبل باشه همه ی ممانای گهواره ای هرکدوم به نوعی مشکل مالی روحی دارن تو تنها نیستی زندگی واسه همه سخته گلم محکم تر از قبل بلند شو وبگو من میتونم من کم نمیارم بخدا که میتونی همینکه دلت گرفته اومدی اینجا گفتیش شجاعت میخواست خیلیا نمیتونن بیان کنن کم نیار خوشکلم

خواستم بهت بگم باهات همدردم 🥲

عزیزممم😔😔😔حق داری به خودت سخت نگیر هیچ چیز با فکر و خیال حل نمیشه
کسی از آینده نیومده به خدا امید داشته باش بسپار به خودش یجوری حلش میکنه که انگشت به دهن بمونی فقط آروم باش به خودت سخت نگیر تو تازه زایمان کردی کاری از دستت برنمیاد فقط با این افکار خودتو داغون میکنی

عزیزم تو بعد زایمانی و دچار افسردگی هم شدی
شرایط هم که متاسفانه به شدت سخت شده برا همه
تنها کاری که میتونی اینه که از کسی کمک بخوای و سعی کنی آروم باشی
به دخترت نگاه کن و فکر کن چند نفر تو حسرتن تا ی لحظه جای تو باشن
تمام این سختیا میگذره اما الان اون بچه فقط به ی مادر قوی نیاز داره همین❤️

شرایط خیلی سختی رو تجربه کردی عزیزم فقط خواستم بهت بگم تو گناهی نداری
فقط خیلی تحت فشاری...

افسردگی گرفتی عزیزم باید بگم‌شرایط خیلیا مثل شماست سعی کن ب زور هم‌ک شده بخاطر دخترت سر پاشی از مادرت کمک بخاه

سوال های مرتبط