گذشت تا بستری شدم و بعد یه ساعت بهم گفتن دیگه از الان شلوار نپوش
گفتم خب براچی گفت میخایم معاینه تحریکی شروع کنیم به زایمانت کمک‌میکنه
گفتم زایمان ؟!!!!گفت اره دیگه فردا شب بچت بغلتع
منو میگی یخ کردم حالم بد شد
🤣خیلی یهویی گفتن باید بزای
دیگه شروع شد بدون آمپول فشار فقط با معاینه رسوندنم به ۳ سانت ولی هیچ دردی نداشتم حتی در حد گرفتگی

فرداش ساعت ۴ بعد ظهر کیسه آب رو پاره کردن و مرتب ضربان قلبش چک میکردن
آمپول فشار رو ساعت ۵ زدن...
دیگه کم کم شروع شد زنگ زدم ماما همراه بیاد که فوق العاده تصمیم خوبی برای خودم گرفتم
😍خیلی خوب بود میگم چرا....
وقتی اومد ورزشا رو شروع کردیم و با یه پوزیشن سجده ۲۰ دقیقه ای و تنفس تکنیکی منو از ۴ سانت یهو رسوند به ۸ سانت
جوری که داد میزدم میگفتم احساس مدفوع دارم بزار برم سرویس
ولی نیمزاشت
بعد ازینکع معاینه کرد خودش تو شوک بود گفت چیکار کردی بچه یهو ۲۰ دقیقه ای
دیگه سریع اپیدورال رو زدن
اناقو آماده کردن و تقریبا بیست نفر بالا سرم جمع شددن

۴ پاسخ

میشه بگی پوزیشن سجده چجوریه

چرا این همه فشار قبول میکنین ینی چی کیسه ابمو پاره کردن. فک کنم خیلی دردناکه نه؟؟

میشه بگی چطور کیسه ابو پاره کردن،درد نداشت؟

عزیزم هزینه ماما همراه چقد بود؟!

سوال های مرتبط

مامان هلنا مامان هلنا ۱ ماهگی
پارت دوم تجربه زایمان طبیعی
ساعت ۱ شدت درد هام زیاد بود و داد میزدم که توروخدا منو سزارین کنید تحمل ندارم بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۵ سانت شدی و اصلا سزارین نمی‌کنیم. ساعت نزدیک ۲ بود که دیگه تحمل درد نداشتم و همش میخواستم از بیمارستان و آمپول فشار فرار کنم. نمیذاشتن از تخت حتی بیام پایین ورزش کنم. من ماما همراه نگرفتم و مادرم پیشم بود ‌
اصلا هم پشیمون نیستم که ماما همراه نداشتم. ساعت ۲ اومدن معاینه کردن گفتن ۶ سانت شدی و گفتم گاز انتونکس رو میخوام گفتن باشه ولی زیاد استفاده نکنی. موقع درد فقط ازش استفاده می‌کردم. برای من تاثیر خوبی داشت.
ساعت ۳ بود که مادرم رو بیرون کردن و گفتن نزدیک زایمان هست.
درد اصلی اون موقع شروع شد و همش داد میزدم و درجه آمپول فشار رو برام زیاد کردن ولی بچه چون درشت بود به دنیا نمیومد. تا ساعت ۴ من زور کردم و گریه کردم و داد زدم
دیدن بچه به دنیا نمیاد یه ماما صدا زدن اومد روی تختم و گفت من میشمارم بعد زور بزن و همزمان شکمم رو فشار می‌داد.
یک ربع طول کشید و ساعت ۴ و ربع دقیق هلنا رو دادن بغلم .
مامان لوتوس مامان لوتوس ۶ ماهگی
سلام خاله ها.
سه شنبه نوبت دکتر داشتم به دکترم گفتم حرکتاش خیلی کم شده گفت برو nst.
ساعت ۷ شب تا ۱۲ شب هزارتا چیز خوردم ۴ بار nst گرفتن هی برا دکترم فرستادن
ولی راضی نبود دکترم.ضربان قلبش خیلی بالا و پایین میشد شدید.دیگه دستور داد بستریم کنن واسه زایمان.۱۲ونیم بستری شدم شوهرمم اومد پیشم ولی بیشترشو دستگاه وصل بود فقط کلا دوبار به مدت ۱۰ دقیقه راه رفتم.موقع بستری یه معاینه تحریکی کرد ولی خیلی درد نداشت.ساعت ۳ قرص دادن بهم یکم بعد رفتم دستشوی لکه دیدم اومد آمپول زد ساعت ۳ونیم کیسه آبمو پاره کرد ۳ سانت شده بودم دیگه همون لحظه دردام شروع شد وحشتناک و یهو.با تنفس با کمک شوهرم کنترل میکردم ولی سخت بود برام.اومد معاینه کرد ۴ سانت شدم نیم ساعت بعدش.اپیدورال گرفتم ساعت ۵.تا دکتر اپیدورال رفت دردام قط شد کامل ماما همراهمم اومد بهش گفتم برم دسشوی مدفوع دارم سریع به پریتار گفت چک کن فک کنم داره زایمان میکنه.چک کردن دیدن بله یهو فول شدم..درد نداشتم دیگه ولی حس دفع وحشتناکی بود زنگ زدن دکترم ساعت ۵ونیم که خودتو برسون.با تنفس کمکم کردن که زور نزنم تا دکترم برسه و همه چیزو سریع اماده کردن ۶ دکترم اومد و ۶ و ۱۰ دقیقه با سه بار زور به دنیا اومد پناه مامان.
مامان نیکان 😍 مامان نیکان 😍 ۸ ماهگی
مامان محمدحیدر مامان محمدحیدر روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان
من ۴۰ هفته و ۵ روز بودم ولی هیچ طوری دردام شروع نشد دکترم گفت بیا تا معاینه کنم ببینم چطوری رفتم مطب معاینه کرد گفت دهانه رحمت بسته است و بیشتر از این هم نمیشه بمونی من گفتم میخوام طبیعی باشم گفت با آمپول فشار هم فک نکنم بتونی زایمان کنی سزارین میشی گفتم اشکال نداره من تلاشمو میکنم دیگه نامه داد گفت برو بیمارستان نوار قلب بگیر ببینم امشب بستری بشی یا فردا رفتم بیمارستان معاینه کردن و نوار قلب گرفتن گفتن امشب باید بستری شی ساعت شیش بود بستریم کردن تا کارمو کردن ساعت ۸ شب معاینه کرد گفت یه سانتی دیگه دوز اول رو برام شروع کردن دردای کمی میومد سراغم منم پاشدم پیاده روی کردم و ورزش کردم ساعت دوازده شب بود زنگ زدن دکترم گفت تا ساعت یک شب سرم بگیرم بعد استراحت بدن تا شیش صبح ، ساعت یک که سرم رو قطع کردن دیگه منم دردی نداشتم یکی دو ساعت خوابیدم دیگه ساعت ۶ اومدن دوز دوم رو برام وصل کردن اینم بگم شب معاینه کرد گفت همون یه سانتی ولی دهانه رحمت خیلی نرم شده
دوز دوم رو که صل کردن دیگه دردام شدید تر بود منم مدام راه میرفتم و ورزش میکردم وقتی دراز میشدم دردام خیلی بیشتر میشد همراهم کمرمو ماساژ میداد خوب بود برام تا ۱۱ و نیم ظهر که معاینه شدم گفتن ۴-۵ سانتی دیگه دکتر گفت یه ساعت استراحت بدیم سرم که قطع شد بازم درد داشتم ولی با فاصله بیشتر
ادامشو پارت بعد مینویسم
مامان جواد مامان جواد ۴ ماهگی
پارت دوم
بهم لباس بستری دادن همراهم صدا زدن لباسام بهشون دادم
سنوم چک کردن گفتن ک وزن بچت کمه 2کیلو 750 گرم سنو 37 هفته داده بودم خب خلاصه منو بردن داخل زایشگاه ساعت 8 بهم سرم زدن تقویتی با ان سی تی گذاشتن تا ساعت 10 شب بعد ساعت 10 امپول فشار شروع کردن ولی خیلیییی یواش یواش میرف من ساعت 12 شب تقریبا دردام شروع شد در حد کم پریودی بود 1نیم شب سرم قطع کردن گفتن استراحت کن صبح ساعت 6 امپول فشار دوباره وصل کردن نیم ساعت بعد معاینه کردن 2 سانت بودم نیم ساعت بعد ک ب 3 سانت رسیدم کیسه ابم را پاره کردن و دردام شروع شد امپول فشار بیشتر کردن ساعت 7نیم صبح ب 5 سانت رسیدم دردام قابل تحمل بود ساعت 9نیم دردام زیاد شد بدجور وحشتناک فق راه نجات میخاستم پرستارا خیلییییی کمک میکردن بهم پمپ گاز دادن ک یکم بی حس بشم ولی فایده نداشت خیلییی معاینه تحریکی میکردن خیلییی کمک می‌کرد پرستارا واقعا خوب بودن کمک میکردن بعد بهم امپول تو پام زدن ک روند زایمان زود پیش ببره
مامان راستین🩵 مامان راستین🩵 ۴ ماهگی
تجربه طبیعی پارت ۲
اومدم بیمارستان معاینه شدم گفتن سه سانتی ولی سه سانت خوب زنگ زدن دکتر گفتن بستریش کنین..تا منو بستری کنن شد ساعت ۶..من اصلا دردی نداشتم ساعت شد ۸ دکترم اومد معاینه کرد گفت ۴سانتی و همچنان درد نداشتم😅نوار قلب رو باز کردن گفتن برو ورزش کن همسرمم باهام بود از همینجا دستشو میبوسم واقعا اگه اون نبود من نمیتونستم🥹دکترم گفت به هیچ عنوان امپول فشار بهش نزنین حتی اگه تاصب دردش نگرفت چون هم ضربان بچه خوبه هم وضعیت مادر همسرشم بذارین پیشش بمونه..بعد دکتر رفت و ماشروع کردیم به ورزش😅گاه اهنگ میذاشتم میرقصیدیم گاه زیارت عاشورا میذاشتم😁همه فامیلم یه دورمیومدن تو بهم سرمیزدن میگفتن این اصلا امروز نمیزاد انقد که کیفش کوکه😅مامانم طفلک نگران بود هی میگفتم درد ندارم..خلاصه ساعت شد ۱۰ معاینه شدم ۵ سانت بودم یکمم تحریکی کرد ماما زنگ زد به دکتر گفت امپول بزنیم ودکتر قشنگ صداش میومد پشت تلفن که گفت حق ندارین به مریض من امپول فشار بزنین..من بعد معاینه ۵ سانت کم کم دردم شروع شد ولی خدابه سرشاهده دردای پریودیم از اون شدید تر بود و من بازم کیفم کوک بود😅ورزش میکردم فقط و رو توپ بودم همسرمم هی کمرمو ماساژ میداد..تا ساعت ۱۰ ونیم که من کلا ابریزشم قطع شد دوباره اومد معاینه کرد گفت تاصب طول میکشه زایمانت حوصلت سر نره گفتیم نه بابا اوکیم😁و اما از ساعت ۱۱