۴ پاسخ

اره ام البنین خوبه .بعضی مادرا ناراضین از همکاری نکردن خودشونه .
یک نفر بعد زایمان من اوردن تخت کنارم .پرستار هنور بهش دست نزده اتاق گذاشت رو سرش .انقد داد و بیدادمیکرد همه رو عصبی کرد.بعد برخورد میکنن میگن بیمارستانش بده .هرجا بری برخورد میکنن

اینکه گهواره‌ از رو ۴۱ هفته تاریخ زایمان رو محاسبه می‌کنه آره؟
برا اونه که برام ۲۲ بهمن تاریخ زده
از شما از رو گهواره چند روز جلو افتاد

گلم برا زایمان راحت کار خاصی انجام دادی؟
ورزشی چیزی ؟

اره گلم منم اونجا دو تا ژایمان داشتم عالی بود این بار هم میرم همونجا

سوال های مرتبط

مامان آراس کوچولو مامان آراس کوچولو ۴ ماهگی
سلام خواستم تجربمو از سزارین بگم برا اون دوستانی که سوال پرسیدن
اول اینو بگم که من فوبیای اتاق عمل داشتم کلا استرسم بالا بود ولی ب هر حال سزارینو انتخاب کردم  روزی که رفتم برای سز ۱۰ ساعت ناشتا بودم چون قرار بود زودتر برم اتاق عمل ولی خب چند ساعتی عقب افتاد منم هیچ نخوردم ولی اصلا حالت تهوع نگرفتم و از اون لحاظ راحت بودم .
اینم بگم قبل از اینکه برم اتاق عمل منو فرستادن زایشگاه چون قانون بیمارستان این بود ک از زایشگاه تایید کنن ک برم برای سزارین  خلاصه از زایشگاه بگم براتون خیلی دل و جرات میخواد  کسی که زایمان اولش هست بنظرم اگه خیلی آماده و بنیه قویی دارین طبیعی رو انتخاب کنه چون زایمان طبیعی بنظر من خیلی آمادگی میخواد چون درد زیادیو باید تحمل کنی خلاصه منو اونجا  تا یکساعتی اذیت کردن  چون من دهانه رحمم بسته بود دو بار معاینه کردن ب شدت درد داشت و نگم براتون....بعد دکترم اومد منو فرستاد اتاق عمل و از رفتار و اخلاق بد پرسنل زایشگاه راحت شدم اون لحظه از اینکه زایمان طبیعی رو انتخاب نکرده بودم خوشحال بودم
مامان hamin🫶 مامان hamin🫶 ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان سزارین
پارت۳

تقریبا یک ربع بعد صدای بچم اومد لباس پوشوندن و
اوردن چسبوندنش به صورتم ب همین ک بردن منو خاب گرفت و هیچی نفهمیدم تقریبا ۴۵ دیقه بعد بازم حالت تهوع اومد سراغم سه بار اول و وسط و اخرای عمل شدید شد ...
بعدشم بردنم اتاق ریکاوری کنار بچم
یساعتی اتاق ریکاوری بودم
بعدش بردنم بخش
روی شکمم شن گذاشتن ، مخدر تزریق کردن و سرم وصل کردن، شیاف گذاشتن گفتن ۸ ساعت نباید چیزی بخورم و تقریبا ۶ ساعت بعد بیحسی رفت
تو اتاق عمل شکمم فشار دادن تو ریکاوری فشار دادن و چندبار تو بخش فشار دادن چون‌بیحس بودم هیچی نفهمیدم فقط بار اخر که تو بخش فشار داد با مشت فشار داد و بیحسیم‌رفته بود خیلییی شکمم درد کرد

بعدش مایعات شروع کردم و سوند دراوردن و راه رفتم
اولین راه رفتن خیلیی سخته خیلییی همراه نداشته باشین نمیتونین اگه تونستین بگین همسرتون یا پدرتون کمک کنه یه اقا کمک کنه راحت تره چون بعد بیحسی من ورم داشتم و خیلی سنگین شده بودم
من به توصیه یکی از مامانا به همسرم‌گفتم اومد کمکم کرد
مامان نهال مامان نهال ۲ ماهگی
تجربه زایمان در بیمارستان عدل

من ۱۰ روز پیش تو بیمارستان عدل تهران زایمان کردم، واقعیت کامنتهایی که قبلش درباره این بیمارستان خونده بودم خیلی من و ترسونده بود و الان بنظرم باید نظر خودم رو خیلی واقعی و بدون جهت گیری بگم

توی دو روزی که خودم اونجا بستری بودم ( یه شب بلوک زایمان و یه شب بخش وی آی پی بعد زایمان ) به شدت از رسیدگی پرستارها و رفتارشون راضی بودم، همه‌شون هوای.من و خیلی داشتن، دختر من ۵ شب ان آی سیو و ۱ شب برای زردی هم بستری بود که مجددا از تمام پرسنل اون بخش هم راضی بودم، تجربه اتاق وی آی پی خیلی خوب بود و برگردم عقب باز هم همین اتاق رو می‌گیرم.

نه تو اتاق عمل اذیت شدم و نه کسی باهام بدرفتاری کرد

نکات منفی هم بخوام بگم اینه که قیمتهایی که از بخش یا ترخیص می‌پرسید خیلی درست جواب نمی‌دن و مثلا چند ساعت بعد می‌فهمیدیم قیمت فلان اتاق بیشتر بوده پس اگر رفتید ازشون بخواید که قیمتهایی که بهتون میگنرو دقیق با بخشش چک کنن و بهتون درست بگن

اگر هم بتونید بیمه تکمیلی که با بیمارستان قرارداد داشته باشه، باشید که خیلی به نفعتون میشه، اگر خدایی نکرده بچه‌تون نیاز به بستری تو آن آی سیو هم داشت، سریع برید شناسنامه‌ش رو بگیرید و بیاریدش زیرمجموعه تکمیلی خودتون که مستقیم با بیمه حساب کنن و هزینه ش خیلی خیلی مناسبتر در میاد

در کل متوجه شدم که هرکس با توجه به سختگیری‌ها و حساسیتهای خودش نظر میده و اصلااااا نمیشه نظر آدما رو ملاک قرار داد، هرجا خوبی بدی داره ولی خیلی رو حرف بقیه حساس نشید، من خودم سر انتخاب بیمارستان خیلی سردرگم بودم بخاطر نظرات بقیه مخصوصا تو گهواره ولی الان از انتخابم بشدت راضیم
مامان پسرم‌ودخترم❤️❤️ مامان پسرم‌ودخترم❤️❤️ ۱۵ ماهگی
مامان سامیار مامان سامیار روزهای ابتدایی تولد
بعد زایمانم ماما همراهم ۷تا خرما بهم داد خوردم گفت خیلی خوبه برات ..... نگم براتون از اولین تجربه شیر دادن 🥺بهترین حسی که یه زن میتونه تجربه کنه بدون شک همینه .یکی که تو وجودت رشد کرده الان داره از بدن تو تغذیه میکنه دای میبینیش بااون دستای کوچولوش دستات و میگیره و شیر میخوره .خلاصه خیلی قشنگه .بچه من خیلی راحت سینم و گرفت خداروشکر .بعد اینکه اومدم تو بخش هم راحت شیر میخورد .پرستار های بخش هم واااااقعا مهربون بودن .میومدن و پسرم و ناز میکردن فشارم و چک میکردن خیلی مهربون بودن خلاصه
اذیت کننده ترین بخش زایمان برای من ماساژ رحمی بود تا ساعت ۶که تو بلوک زایمان بودم ۵بار ماما اومد شکمم و فشار داد گفت لخته های خون خارج بشه عفونت نکنی .بهش میگفتم درد دارم دست نگه می‌داشت برام آبمیوه میاورد میگفت هروقت آروم بودی بگو خیلی ام آروم انجام می‌داد برام ولی من یکم اذیت شدم 🤧🙈
خلاصه که اونجوری که تو تصوراتم از زایمان طبیعی غول ساخته بودم نبود اصلا ....