۲ پاسخ

سلام عزیزم مبارکتون باشه چندکیلو نی نی جون دنیا اومد

چندروز بستری بودید؟؟؟دردش چقد بود؟

سوال های مرتبط

مامان نیلا 🍓💖 مامان نیلا 🍓💖 ۹ ماهگی
خب من اومدم که از تجربه زایمانم بگم.
سزارین بودم بیمارستان پیامبران.
تاریخی که دکتر داده بود رفتم بیمارستان بهم سوند وصل کردن که درد نداشت فقط یکمی چندش بود برام. و بعد چنددقیقه منتقلم کردند اتاق عمل. پرستار ها همه خوب و مهربون کادر اتاق عمل عالیییییی خیلی مهربون و با انرژی مخصوصا دکتر بیهوشی که آقا بود . بی حسیمو زدن هیچ دردی حس نکردم. از برش هم هیچ دردی حس نکردم. اما سزارینم سزارین سختی بود . چونکه بچه ام عرضی بود و دو دور هم بند ناف دور گردنش بود که متاسفانه موقع عمل اینو فهمیدن و من خیلی بهم فشاز اومد تا بچه رو دربیارن . عمل خوب پیش رفت بردنم ریکاوری توی ریکاوری هم یک ساعت موندم و بعد بردنم داخل بخش و نی نی رو اوردنم. اتاقم وی آی پی بود که واقعا بزرگ و دلباز و با امکانات بود . دکترا و پرستارا به توبت و منظم بهم سر میزدن. تنها اشتباهی که کردم پمپ درد نگرفتم که وقتی دردام شروع شد گفتند الان نمیشه باید از اوقتی اتاق عمل بودی درخواست میکردی . اولش البته درد نداشتم مثل درد پریودی خفیف حتی وقتی بی حسی پرید هم خیلی نبود دردش ‌. ولی اولین راه رفتن خیلی دردناک بود انگار چاقو میخوردم. و بعد از اون برای هر راه رفتن و دستشویی رفتن عذاب کشیدم روز اول‌ . اونجوری که فکر میکردم سزارین آسون نبود اما بازم بین طبیعی و سزارین قطعا سزارین و بازم برگردم عقب حاضر نیستم درد طبیعی رو تحمل کنم.
روز دوم بهتر شدم هرروز بهتر از دیروز . یکمی عوارض هم داشتم مثل ورم پا و تنگی نفس روز چهار پنجم اینا سراغم اومد ولی امروز ورم پاهام خوابیده حالا امیدوارم تنگی نفس و درد سینه مم بهتر شه .
در کل من از بیمارستان پیامبران و عمل سزارینم خیلییی راضی بودم و هرکی هم اومد ملاقاتم تعریف کرد
مامان دلوین مامان دلوین ۳ ماهگی
تجربه سزارینم
من دیروز ساعت هفت رفتم بیمارستان برا عمل پرونده تشکیل دادم لباس عمل پوشیدم رفتم سوند وصل کردن بهم که اونطوری که گفتن نبود اصلا حس نمیشد الکی میگن که درد داره و فلان
بعد بردنم اتاق عمل سرم و همه چی برام وصل کردن دکتر بیهوشی اومد امپول زد ب کمرم اونم دروغ بود که میگفتن درد داره اصلا درد نداشت اصلا نفهمیدم کی زدن بهم بعدشم کم کم پاهامو حس نکردم عمل شروع شد بعد پنج دقیقه بچه رو اوردن که خداروشکر اصلا درد نداشت بعدش بردنم برام پمپ درد گذاشتن با دوتا شیاف و کلی امپول مسکن زدن تو سرم برام تاالانم که دردام اوکی بود اصلا درد زیادی نداشتم فقط یکم تو‌راه رفتن اذیت شدم اونم اولین بار که بلندم کردن سرم گیج رفت کم موند بود که بیفتم خداروشکر مامانم گرفت منو و تموم شد ظهر ساعت ۱۲مرخصم کردن و هیچ مشکلی تاالان نداشتم پس الکی میگن همش درده و فلان من همش۱۷سالمه و خیلیم ترسو بودم که اصلا نگران کننده نیست
#فرزند پروری
#فرزند پروری
#پوشک
#شیر خشک
مامان دلانا فندق طلا مامان دلانا فندق طلا ۳ ماهگی
واسم سرم وصل کردن و سوند .سوند اینقدر میگفتن داد میزنی و جیغ اصلا درد نداشت از امپول سرماخوردگی هم دردش کمتر بود فقط باید خودت شل بگیری زانوهات خم کنی و یکم پاهات باز کنی .هرچند که میگن بستگی به طرف داره دستش خوب باشه یانه .
دکترم ایلخاص زاده بود یعنی بهترین دکتر بودم از نظرم باوجودی که فقط برای عمل انتخابش کرده بودم اما خدا خیرش بده .
خوابیدم سرم تخت اتاق عمل کل بدنم استریل کردن و خانم دکتر مهربونم اومد بوسم کرد و دستم گرفت و بهم محبت کرد .خیلی دلم آروم شد چون خیلی مهربون.
بعدش پرده کشیدن و دستگاه بهم وصل کردن .
دکتر بیهوشی بهترین دکتر بود اومد و میخوام یه امپول بی حسی بزنم اینقدر دستش خوب بود اصلا حسش نکردم .امپول زد فوری پاهام بی حس شد نمیدونم چی شد ۲ ثانیه نشد بچم نشونم دادن
امیدوارم این حس خیلی خوب بود نصیب همه چشم انتظار بشه .
لطفا برای عمل سزارین بهترین بیمارستان و بهترین دکتر انتخاب کنید
تو اتاق عمل گفتم پمپ درد میخوام و زنگ زدن به شوهرم برام آورد
تو اتاق ریکاوری بودم که پمپ درد رسید و برام وصل کردن و دردم بهتر شد
تو اتاق ریکاوری فشارم رفت بالا اما پرستارهای مهربونم خیلی کمکم کردن و فشارم اومد پایین
تو اتاق ریکاوری ۴ بار اینا شکمم ماساژ دادن و خودتون سفت نگیرید تا اذیت نشین
مامان دخترای گلم مامان دخترای گلم ۱۰ ماهگی
تجربه سزارین بیمارستان آرمان
دوقلوهای من ۲۵ شهریور با ۳۷ هفته سن و وزن ۲۲۰۰ و ۲۴۰۰ تو بیمارستان آرمان به دنیا اومدن.
تجربه من از آرمان مجموعا عالی بود. هم بیمارستان تمیز و مرتب، هم پرسنل و پرستاری عالی، هم اتاق عمل عالی.
همه چیز طبق برنامه ریزی قبلی انجام شد، بدون معطلی و با دقت بالا. زمان عمل من ساعت ۲.۵ عصر بود، ساعت ۱۲.۵ رسیدم بیمارستان و بلافاصله پذیرش شدم، آزمایشها انجام شد، آنژیو کت وصل شد ولی سوند رو خواستم بعد از اسپانال وصل کنن که همینکارم کردن. تو اتاق عمل یک معطلی کوچیک بخاطر حضور دکتر بیهوشی سر یک عمل دیگه داشتن ولی اینقدر برخوردها و فضای اتاق عمل خوب بود من اصلا احساس اضطراب نکردم.
درد تزریق اسپانال بنظرم بیشتر از چیزی بود که فکر میکردم ولی قابل تحمله. اون چیزی که منو تو سزارین خیلی اذیت کرد لرز بعد از عمل بود‌، با اینکه بخاری هم زیر پتو گذاشتن بودن برام تمام وجودم میلرزید.
بیمارستان لباس به خودم و بچه ها و پتوی بچه ها و پوشک و زیرانداز و اینا داده بود.
بعد از عمل و اومدن توی بخش هم که پرستاری سنگ تموم گذاشتن. یعنی حتی اگر همراه نداشتم اصلا احساس ناتوانی نمیکردم چون همه اش حواسشون بود بهم.