سلام مامانای قشنگ، منم زایمان سزارین شدم هشتم دی ماه، زایمان اولم طبیعی بود، دومی رو خودم سزارین خواستم...
اما متاسفانه دیشب مجبور شدم مجدد برم بستری بشم، انسداد مثانه پیدا کردم ، عوارض بی حسی و بی هوشی هست، خیلی سخت گذشت دیروز برام، ظهر ساعت ۱۲ ترخیص شدم تا ساعت ۱۰ شب دل درد شدیدی داشتم و ادرارم رو نمیتونستم تخلیه کنم، بالاخره دیشب منو بردن بیمارستان و فهمیدیم عارضه سزارین هست، دیگه داشتم میمردم فوری رو ویلچر گذاشتنم بردن بخش زنان، فوری سوند گذاشتن و ۳ لیتر ادرارم رو خالی کردن، دکتر گفت شانس اوردی وگرنه داشت پارگی مثانه برات اتفاق میفتاد و قفسه سینه ام و زیرش شدید درد داشت گفت مثانه قشنگ باد کرده و بالا اومده، کبود کبود شده بودم اونجا همراهای بیماران بهم گفتن، دیشب رو بستری کردن تاصبح ساعت ۱۰ سوند گذاشتن بعد سوند رو جدا کردن و گفتن باید خودت بتونی تخلیه کنی آروم اروم، اگر نتونی بازم سوند میذاریم و بستری میمونی، اما خدارو هزار مرتبه شکر تونستم تخلیه کنم و ترخیص کردن
خیلی تجربه وحشتناکی شد برام...واقعا سخت بود غیر قابل وصف دردش

۳ پاسخ

به نظرم بدشانسی اوردی منم اول دی سزارین شدم اصلا عوارض نداشتم حتی سردرد
قبلش همه منو ترسونده بودن از سزارین ولی به شدت راضی بودم از روز سومم خودم کارای بچمو کردم

ای خدا

طبیعی راحت تر بود؟

سوال های مرتبط

مامان معجزه(رادین) مامان معجزه(رادین) ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان

پارت پنجم #

اومدم بخش و برام داروی اپوتل زدن که یک ساعت بعد واقعا کل لرزم رفت و بهتر شدم سوند هم زده بودن اذیت نکرد اما دکترم برا اینکه زودتر راه بیفتم دستور داده بود ساعت ۸ صبح بکشنش بعد اینکه کشیدنش من مایعات شروع کردم و حالم خوب بود اما امان از چند ساعت بعدش احتباس ادرار گرفتم به خاطر دارو بی حسی درد بخیه ها یه طرف درد ادرار و ادرار نکردن یه طرف هر بار یک ساعت دستشویی بودم یه قطره ادرار نداشتم در حالی که حس میکردم الان مثانه م مبارکه به دکترم زنگ زدم گفت طبیعی از بین می‌ره بعداز ظهر در حالی که از درد مثانه رو به مرگ بودم از پرستار خواستم برام با سوند نلاتون که موقت تخلیه کنه ادرارمو ۶ تا رسیور ادراری پر کرد ۱۴۰۰ سی سی ادرار داخل مثانه م مونده بود این قسمتش خیلی وحشتناک بود برام تخلیه شد آرام شدم اما باز دوباره که پر شد خیلی سختم بود و درد داشتم دکتر گفت اگه باز داری باید سوند فولی بزنیم که من گفتم نه ممکنه مال سوند باشه تحمل میکنم برام قرص عفونت ادراری داد و گفت مایعات بخور که از دیشب خیلی بهتر شد مثانه م. و من دیروز ظهر مرخص شدم برای درد بخیه ها مفنامیک اسید خیلی کمکم می‌کنه توصیه میکنم انشالله همگی زایمان خوبی داشته باشید
مامان آوای من💋 مامان آوای من💋 ۱۳ ماهگی
تجربه سزارین من رفتم بیمارستان بستری شدم بخاطر مشکل قلبی ک داشتم باید بیمارستان هزینه نمیدادم چون سزارین اختیاری نبودم دکتر من بستری کرد هفت تیر بیمارستاان قبول نکرد گفت ۲۵ تومن هزینه منم تمام کارام تا سوند انجام داده بودم دکترم اومد منو مرخص کرد در اومدم بعدش ۹ تیر دیروز بصورت اوراژنسی منو برد یه بیمارستان دیگه رفتم کارام در عرض دو دقیقه کردن رفتم بی حسی ک زدن یک درصددددد بب حس نشدم دیدم بهم چشمک انداختن منو بیهوش کردن و‌منم همه چی فهمیدم ک میخان بیهوش کنن چشمام بستم و بیدار شدم اما دکتر گفت بچت مدفوع کرده بود ۱۰ دقیقه دیر میشد خدایی نکرده بچم الان نبود🥲🥲اینم بگم سوند ک بیمارستان اول وصل کردن خیلی سوزش درد داشتم چون رفته بودم کامل تخلیه کردم ادرارمو و اینکه خودم سفت گرفتم ولی دومین بار چون گفتن وقت نداری تخلیه نرفتم و ب خودم روحیه دادم نفس عمیق ک گفتن بکش اصلاااااااا هبچ چیز نفتمیدم هیچی با اینک‌با دفعه قبل ک سوند در اورده بودم سوزش داشتم گفتم الان میمرم اما هیچی حس‌نکردم
مامان رویین🤰🩵 مامان رویین🤰🩵 روزهای ابتدایی تولد
سلام خانوما
اومدم از تجربه زایمان  بگم بهتون
من سزارین شدم
دکتر تو ۳۶ هفتگی تاریخ زایمان داد  چون بچم از اول تا  اخر بریچ بود و نچرخید
من ۱۳ ام تاریخ داد خورد ب اربعین
افتاد ۱۵ ام
از شب ۱۴ ام رفتم بستری شدم   تا صبح سرم تراپی.  و صبح ساعت ۶ و نیم اومدن گفتن حاضر شید برای  عمل
ساعت ۷ و نیم اومدن سوند وصل کردن  
ولی تعداد عمل ها زیاد بود.  من نفر ۱۲ ام بودم برا همون خیلی اذیت شدم
سوند وصل کردن نه درد داشت و نه اذیت  میکرد فقط موقع زدنش ک یکم سوزش  داشت ک اونم با اب مقطر  ک میزدن   بر طرف میشد
ولی من چون بچم ب پا بود و هی سرم  دریافت میکردم اذیت شدم هی لگد میزد ب مثانه ام 
بعدش منو بردن سونو گرافی. داخل بیمارستان
اگه یه وقت  بریچ بودین. حتما روز قبلش برین سونو گرافی داخل شهر
من فکر کردم شب میگیرن ازم ولی افتاد قبل عمل  با سوند خیلی بد بود. اذیت شدم
بعدش منو حاضر کردن برا عمل
ساعت ۱۲  منو بردن اتاق عمل  اول دکتر  بیهوشی اومد منو  بی حس کرد
اون سوزن اپیدورال میگن درد داره
اما اصلا درد نداشت  من بیشتر   ترس داشتم
همین ک دارو بی حسی رو تزریق کرد
از باسن داغ شدم
سریع منو خوابوندن
وای یه حس بی نهایت خوبی بود برا منی ک ۹ ماه فشار رو مثانه و اینا بود  بی نظیر بود حسش
مامان جوجه مامان جوجه روزهای ابتدایی تولد
مامان گل گلی مامان گل گلی ۹ ماهگی
سزارین
پارت یک

نه ماه نمی‌تونستم تصمیم بگیرم که طبیعی زایمان کنم یا سزارین
شرایط هر جفتش برام مهیا بود ، اما بلاخره پایان نه ماه فشارم بالا پایین شد و بچه هم تا هفته ۳۹ تو کانال زایمان نیفتاده بود و هیچ دردی نداشتم دکترم تصمیم گرفت که سزارین کنم و منم واقعا خوشحال شدم چون یه بار زایمان طبیعی با آمپول فشار انجام داده بودم و واقعا برام سخت گذشته بود

خلاصه ساعت چهار و نیم صبح حرکت کردیم و پنج رسیدیم بیمارستان رفتم و آزمایش ها و ... رو انجام دادند بعدش ساعت هفت و نیم وارد اتاق عمل شدم
نکته ای که میخام بهتون بگم برای من واقعااا سوند گذاشتن هیچ دردی نداشت هیچی انگار نه انگار که سوند گذاشتند
تو اتاق عمل همه کار خودشون رو به سرعت انجام دادند و من رو یه ذره هم کردند و آمپول بی حسی زدند برام عین تموم امپولا بود دردش درد وحشتناکی نداشت
به سرعت درازم کردند در عرض پنج ثانیه بی حس شدم و خودمم استرس گرفتم که دکترم فهمید و آرامش بخش بهم تزریق کردند
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ ماهگی
تجربه سزارین :
من ساعت ۱شب پذیرش شدم و کارای بستری و انجام دادن
وقراره بود صبح اول وقت برم اتاق عمل
خیلی استرس داشتم و شبش اصلا نتونستم بخوابم
صبح اولین نفر قرار شد من برم برای زایمان و چون خیلی یهویی و هول هولکی شد زود اومدن برام قبل عمل سوند گذاشتن درد قابل تحملی داشت فقط کمی سوزش داشت و ازشانس بدم سوند رو بد وصل کرده بودن که متوجه شدم نشتی داشته و همه جام کثیف شده بود
بردنم اتاق عمل و اونجا متوجه شدم نمیخان از کمر بی حس کنن بخاطر مشکلات کمری که داشتم و بیهوش کردن
ساعت۸پسرم بدنیا اومد و ساعت ۱۰:۳۰من بهوش اومدم با درد غیر قابل وصفی که نمیدونم چجوری بگم اصلا نمیتونستم حرف بزنم فقط دستمو تونستم بلند کنم و گفتم بهم دارو بزنید جوری درد داشتم که وقتی پسرمو دادن بغلم بااینکه خوشحال بودم فقط گفتم برش دارین چون اصلا تو حال خودم نبودم و ترسیدم بیوفته زمین
من درد وحشتناکی داشتم و فقط آخرش اومدن مخدر تزریق کردن و کنترل شد در حالیکه کسایی که بی حس شده بودن مثل من نبودند
بااین حال دو روز اول برام خیلی سخت بود و با شیاف دردش قابل تحمل میشد
بااین اوصاف بازم برگردم عقب سزارینو انتخاب میکنم😶