۶ پاسخ

چه بدبختی داریم ببین مساعلمون بامادرشوهر تمومی نداره..

دکترا چیو میگن دوسال رعایت کنید ؟ببخشید متوجه نشدم

تا حدودی هم درسته

بچه هاتون شیر به شیربودن؟ بزرگه نمیزد کوچیکه رو؟

وای مادرشوهر من اوا زیر یکسالش بود چه چیزایی میخاست بده نمیزاشتم یبار گفت من به بچهام همه چی دادم خواهرشوهرمم گفت دادی که همه بچهات مشکل معده دارن منم لبخند ملیییییح زدم

😂😂😂آفرین دگتر جان‌
پسر‌‌ منم از اول کم‌خورد و زیاد خوابید ولی هیچ وقت وزن نگرفت متاسفانه

سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
خانوما من کم آوردم راهنماییم کنین چیکار کنممممم بردیا یه مدته خیلی خیلی اذیت می‌کنه اذیت ک میگم مثلا صب ک بیدار میشه تا شب همینجوری الکی گیررر میده گریه می‌کنه حتی دلیلشم خودش نمیدونه همینجور الکی بعد باز چند روز مداوم پدر شوهرم اینا بردیا رو عادتش داد به بیرون رفتن خوراکی های مغازه دیروزم بردیا هیچی نخورده بود کلا خوراکی مغازه و بستنی خورده بود من نمی‌دونستم کلا دیروز رو اسهال بود گفتم دیگ حتی یدونه بیسکویت نمی‌گیرم براش و حتی اجازه نمیدم کسی بهش بده بجز اینکه مجبور باشم بیرونی جایی باشم از بس بردنش بیرون بردیا امروز ساعت شیش صب بیدار شده گریه ک من برم بیرون با ماشین اونا برم دور دور بعدش گررریه ک بستنی میخوام در صورتی ک تو خونه داشتیم بهش اصلا نمیدم همینجور گریه می‌کنه تا همین الان ک هی میگه بستنی می‌خوام بعد پدر شوهرم برگشته میگه شما بچه رو اینجوری کردین وگرنه این بچه ی خیلی ارومی بود باباا اونا بچه رو اینجوری کردن نمی‌دونم با چ زبونی بهشون تذکر بدم دیگ بچه رو دو روز اجازه نمیدم مثلا بره جایی خودم عصرا میبرمش پارکی جایی بازی می‌کنه میارمش خونه دیگ عادت می‌کنه باز اونا میان عادتش میدن به دور دور های الکی خوراکی های مغازه نمی‌دونم دیگ واقعا چیکار کنم بردیا از صب یه بند داره برای بستنی و بیرون رفتن گریه می‌کنه
مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
فرزند مادر کودک نوزاد نوزاد نارس شیرخشک
فرزند مادر کودک نوزاد نوزاد نارس شیرخشک
اومدبم سهریتان خونه مادرشوهرم بچه ها خونخ جاریم دعوت بودیم ناهار
بعد ناهار خوردیم بچه من فقط راه میرف کاری نمیکرد مادرشوهرم بلند میگ بیایید برید دیگ خوردید دیگ چی میخایید الان آخر کاری یع چیزیو میشکونه من هیچی نگفتم باز گف نمیرید پاشید برید من ب شوهرم گفتم
شوهرم نشسته بود پا نمیشد لباس بچه رو پوشوندم پاشدیم مادرشوهرم میگ بشینید پدرشوهرت یه جا عید دیدنی بره بعد اینم ببرید خونه من نمیام. منم گفتم از اول میگفتی بشینید دیگ ۱ساعت هی میگی پاشید برید پاشید برید. بعد شوهرم میگ چرا بلند گفتی اومدین تو ماشبن کلی داد میزنه میگ ری دم دهن مادرت فلان از حرص دستم گز گز میکنه
مادرش اینا کلا با صدای بلند حرف میزنن من صدام تن صدام پایینه اونو گفتنی مث خودش تن صدام بالا بردم بشنوه
الان چ واکنشی نشون بدم مادرشوهرم اومد خونه چیزی گف چی بگم انقد هیچی جوابشونو ندادم بخاطر این حرف انگار چی گفتم جاری بزرگم از خون ش بیرونش میکنه چیزی نمیگ منو میخان قورت بدت انقد ک همیشه ساکتم
فرزند مادر کودک نوزادنارس
شیرخشک مای بیبی
ریفلاکس بچه
مای بیبی شیرخشک
ریفلاکس
مادر کودک