سلام مامانا
اومدم یکم راهنماییم کنید
من یه مامان عصبیم
یعنی تا پنج ماه پیش همچی خیلی خوب بود برا بچم وقت زیادی میزاشتم باهاش بازی میکردم .خیلی بهش توجه میکردم
بعد یهو بعد ی اتفاقاتی ک برام افتاد و بحث و حرفایی نو خونواد همسرم کمکم عصبی شدم
شوهرمم ی ادم عصبیه من کلا محدودم شوهرم شکاک جز با خودش جایی نمیتونم برم هر بار ی بهان میاره و خونه ببام نمیاد و منم چند ماهس یبار میبره .بعد خونوادش مادزش پاینمون من میگم تا تو نخوابی بچه نمیخوابه نور اذیتش میکنه صذا تلوزیون نمیزار گاهی وقتا خوبه میاد پسرم بغلش میکنه قبل ده میخوابه بعضی شبا اصلا گوش نمیدعو پسرم تا یک شب بیدار
من کلا خیلی بی حوصله شدم زیاد دیگ باهاش بازی نمیکنم فقط غذلشو میدم سر موقعه و با باباش میبرمش بیرون امروز ب خودم اومدم دیدم پسرم الان یک هفتس زیاد پیشم نمیمونه همش میره پیش مادر بزرگش طبقه پایینمون عصر هز کاری کرذم نتونستم نگهش دارم خیلی ناراحت و پشیمونم و میخوام درس بشه این رفتاری بدم گاهی داد میزنم پسرمم دست بزن دار خیلی منو میزنه موهامو میکشه لطفا راهی دارین کمکم کنید روزا چطور سر گرمش کنم چطو خودمو از این حالت عصبی دور کنم

۳ پاسخ

والا من خودمم همینطوری شدم. اینقدر دوس دارم آروم باشم. با بچم بازی کنم وقت بزارم واسش

سلام گلم
ببین اکثر ما مادرها همینطور هستیم تا حالمون خوبه قشنگ وقت میذاریم با بچه بازی میکنیم بیرون میریم وقتیم حوصله نداریم یا مشکلات خانوادگی داریم خب طبیعیه یه مدت تو لاک خودمون فرو می ریم پس این برای همه هست
دوم اینکه شما نمی تونی بچتو محدود به خودت و خونه کنی این بچه هر چی بزرکتر بشه دوستداره بیشتر بیرون و تو بره ادمای بیشترو ببینه و بقولی بچه دنبال بچه اس پس ناراحت نباش چرا رفت پیش مادرشوهرت اتفاقا وقتی میره تو برای خودت وقت بذار اهنگ گوش بده کتاب بخون ریلکس کن
بازی تو خونه هم میتونی از هوش مصنوعی یا گوگل سرچ کنی و باهم انجام بدین مثلا رنگ انگشتی بخر
نقاشی بکش
خمیربازی خونگی درست کن
یا یه کیکی یا پیتزایی که دونفری اونم کمک بده باهم درست کنید
بخدا منم که بچه نیستم حوصلم تو خونه سرمیره با اینکه سه تا بچه دارمو وقتم پر ولی دلم میخاد از توخونه فرار کنم که ذهنم ازاد بشه

گلم شما همونی هستی ک سگ داداشتو گاز گرفته بود ؟؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان دیانا🩷 مامان دیانا🩷 ۲ سالگی
دیانا خیلی جیغ میکشه بعضی وقتا خیلی شدید میشه جوری ک اصلا قابل کنترل نیست منو میزنه موهامو میکشه بعد میاد بغلم میکنه بوسم میکنه وقتای ک جیغ میکشه بغلش میکنم میخام آرومش کنم اما بدتر میشه منم جیغ میکشم سرش خودم ناراحت میشم همه ام میگن بخاطر اینکه من عصبیم اینجوری شده اما بخدا من از قصد عصبی نمیشم رفتم قرص خریدم خوردم ک ارومشم عصبی نشم اما هیچ کس نیست منو درک کنه امروز رفتیم بیرون با خانواده شوهرم بهش میگم بچه رو نگه دار من برم یکم دور بزنم رفتم اومدم بهش میگم دیانا اذیت نکرد برگشته تو جم میگه اصلا یادتونبود اصلا بازی می‌کرد کسی نبود سرش داد بزنه 💔💔💔💔یجور میگه انگار من مادر بدیم مگ من مرض دارم بچه رو بزنم یا داد بزنم سرش خیلی حالم بده از طرفی افسرده شدم وزنم رفته بالا یه دیقه میخندم یدیقه بد سر یه چیز کوچیک گریه میکنم
واقعا من مادر بدیم بنظرتون هیچکس نیست چرا منو درک کنه چرا همه فشار میارن بهم واقعا جاریم برگشته میگه من ۳ تا اوردم تو از پس یکیش بر نمیای خیر سرش زنه یه زره درک نمیکنن ادمو تا الان ک دینا دوساله یبار درحد چند ساعت نشده بچمو باباش نگه داره دوماه دندون درد دارم یه روز بخاطر من از کارش نمیزنه ک من برم دندونمو درست کنم بعد ادعای پدریش میشه حرف زیاده آدم نمیدونه از کدومش بگه
مامان آدرین مامان آدرین ۳ سالگی
تازگیا خیلی آدرین اذیت میکنه لجباز شده خیلی عصبیم میکنه اصلا حرف گوش نمیکنه.مثلا صداش میکنم انگار که این بجه نمیشنوه اصلا اهمیت نمیده باید سرش داد بزنم تا بیاد یا خواسته ایی که دارم انجام بده.خیی عصبیم کرده خییلییییی باید چیکارش کنم؟منم همش سرش داد میزنم بعصی وقتاهم آروم میزنمش چون ولم نمیاد آمل خیلی عصبانیم میکنه
شوهرم میگه چرا انقدر دعواش میکنی چرا انقدر عصبانی هستی منم میگم تو بیا دورزو با این بچه بمون ببینم میتونی تحمل کنی؟ببینم میتونی باهاش راه بیای بعد منو درک میکنی،شبا که میخوای خونه کلا ۳ساعت باما هستی اما مغزت میره بعد به من میگی
میگه سرش داد میزنی بعدا تو سری خور میشه میگه بعدا جلوی بچه های دیگه نمیتونه از خودش دفاع کنه منم خیلی ناراحت میشم اما واقعا خیلی اذیتم میکنه خیلی لجباز و یه دنده شده
مثلا بهش میگم بیا غذاتو بخور نمیاد بعد که میخوام جمعش کنم میگه هام یعنی غذا بده گریه میکنه میام میدم دوباره میره صداش میکنم بیا غذاتو بخور جواب نمیده بعد من جمع میکنم دوباره گریه میکنه میگه هام
آخه جیکار کنم توروخدا راهنماییم کنید خیلی عصبانی میشم خیلی لجباز شده
مامان کیاشا و نی نی مامان کیاشا و نی نی هفته هجدهم بارداری
تجربه من از مشاور بردن پسرم


من پسرم رو از ۱۸ماهگی مشاور بردم برای تاخیر گفتارش و ی سری مسائل
بماند که هزار تا مشکل دراوردن
کاردرمانی و گفتار بردم
ی خانومی هم اومد خونه هفته ای ی بار باهاش بازی میکرد
با هزینش مشکلی نداشتم
پسرمم خداروشکر خیلی پبشرفت کرد خیلی
و الان از نظر خودم خوبه
چون اونموقع خودم حس میکردم یکم لازم داره
بعد الان بعد دوسال که گفته بود بیار بردم
مشاوره میبره تو اتاق با صدای خیلیییی اروم باهاش بازی میکنه انقد اروم بود که پسرم یک کلمه هم تو اتاق حرف نزد پیششش
بعد باید ی سری دیگه پول بدی تا نتیجه رو بگه بهت
زنگ زدم میگه حرف نزدنش منو نگران کرد گفتم نه خوب حرف میزنه شاید یکم واضح نباشه ولی جمله چند کلمه ای میگع
با ی لحنی میگههه الان خوببه وضعیتش بد نیست
مگه قراره بچه دوسال چیکارکنه ؟
باخودش بازی میکنه با من بازی میکنه بیرون میزه با بچه ها ارتباط میگیره از بچه ای که خوشش بیاد
واقعااا نمیدونم من باردارم عصابم بهم ریخته یا رفتارشون زشته چه انتظاری از بچه ذوسال دارن که به مادر استرس میدن