هیچ چیز تو این دنیا....
مهم تر از آرامش روانمون نیست....
مراقب باشیم....
.
.
.
.
.
.
.
سلام دوست من....
صبح دوشنبه ات بخیر باشه....
بعد از چندین روز غیبت اومدم پیشتون....
یه کوچولو باهم حرف بزنیم؟
علت غیبت این چند وقته ام اینه که....
تو گهواره باز یه فضای استرس زا و تنشی شروع شده....
باز تاپیک های توهین....
باز تاپیک های صدا و شایعه....
باز تاپیک هایی که فقط نوشته میمونه ....
بزرگ نمایی و انتقال استرس....
ترجیح دادم دور باشم از این فضا....
فقط هم بخاطر اینکه ذهن آشفته تو ....
کیفیت زندگی تاثیر میزاره....
چیزی که تو مجازی می‌بینیم....
و می‌شنویم....
با واقعیت جهان بیرون فرق داره....
تو دنیای واقعی....
مردم مثل قبل زندگیشون رو میکنن....
مغازه ها بازارها همه جا به روال قبل....
می گذره....
زندگی آرام آرام سپری داره میشه....
این بین هم هستن تعدادی که🤫
چون خیلی کم هست گم میشه....
می خوام بهت بگم عزیزدل....
برای سلامت روان خودت هم شده ....
یکم از این فضا دور شو یا تاپیکها رو نخون....
چون یه عده پشت گوشی وقتی رو مبل ....
کنار بخاری لم دادن...
فاز مردم پرستی گرفتن....
و شروع به دادخواهی میکنن...
شما زندگیت رو بخاطر این ادمها تلخ نکن....
انشالله بهترین چیزها برای کشور عزیزمون اتفاق بیفته....
مراقب حال دلت باش بانوجان🫂❤️
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

تصویر
۲۷ پاسخ

آفرین عزیزم چه خوب گفتی یجوری دارن بزرگ نمایی میکنن انگار کل کشور داره اغتشاش می‌کنه که اصلا خبری نیست چند تا جوون کم عقل رو فرستادن جلو اگه اتفاقی هم براش بیفته بندازن گردن پلیس

سلام یکتا جوون دقیقا همینطوره
یه سریال که کلا اومدن عقده های چندین سالشون خالی کنن
هر چی دور باشی از این فضا حالت بهتر خودم من که دیگه زیاد نمیام

چقد خوب و بجا گفتین، واقعن ذهن آدمو آشفته میکنن با تاپیک هاشون، در صورتی ک زندگی جریان داره، مردم همه مشغول کاروزندگی روزمره شون هستن، درسته گرونیه اوضاع خوب نیست، ولی نباید زیر دل آدمو خالی کنیم،خدابزرگه

سلام عزیزم من نمیدونم سمت شما چطوره اینجا سمت ما که همه مغازه حتی امروز اعتصاب فقط سوبرمارکت و غذافروشبا بازه اصلا وال قبل خودشو نداره اصلا

سلام بانو خوبی😘 کاملا موافقم من که خیییلی کم میام منی که ۶ ساله اینجام میدونم چقد جو عوض شده

سلام عزیزم ♥️چه خوب که آدمایی مثل شما رو داریم که بهمون یادآوری کنه زندگی با خوب و بدش میگذره 😍 امیدوارم که این روزا تحت تاثیر عقلمون قرار بگیریم تا احساساتمون🥹

یکی از علل حال خوب می‌تونه همین باشه پیگیری نکردن شایعات و دروغ های بقیه

دقیقا همینه نشستن رو مبل هی نطق میکنن

من عاشق کشورمم درسته زندگی کردن سخت شده
ولی باعث میشه ما تلاش مون رو بیشتر کنیم نه اینکه هی غصه بخوریم و بگیم این گرون شد اون گرون شد
من معتقدم رزاق خداونده و یکی هست مهم تلاش و فکر اقتصادی جدید ماست که انشاالله به زندگی هامون برکت بیشتری بده

سلام یکتا بانو خوبی انشاالله، روزگار بر وفق مرادت انشاالله، ممکنه در مورد موضوعی ازتون مشورت بگیرم؟

بزرگترین دلیل هم همینه،بقپل یع روانشناس با چنتا استوری و پست و کامنت، خشم خالی میشه،مغز دثپامینشو.میگیره و دوباره روز از نو...

چه پینترستیه خونت یکتاا😍🫂
چه خوب کفتی

سلام گلم.خوش اومدی.بخدادیشب اخروقت من دیدم .امشب شوهرم شبکاره ترس افتاده بجونم

سعنی میای اینجا روغن نیست طلا چقدر شد میگن تخم مرغ نیست بابا بسع دیگه حالم بد شد بخدا روانی میشه نترس روغنم میاد گرونم بشه ما عادت میکنیم به همین گرونی ها

سلام عزیزم حرفات حقه .اخبار گوش نمیدم اینستا ندارم .گهواره هم فقط تاپیک دوستان نگاه میکردم .هروز نگاه میکردم صفحه اتو ولی چیزی ننوشته بودی .😘

سلام یکتا جان ان شاالله حالت خوب باشه
ی سوال بی ربط لطفاً ا جواب بده .

نظرت راجب واکسینه شدن بچها چیه ؟

کشور ما ی کشور اسلامیه انشالله خدا خودش بهمون کمک کنه ماکه کاری از دستمون برنمیاد🥲

خیلی خوشحالم که تو فضای مجازی دوستی مثل شما دارم ،حرفت خیلی متین بود ممنونم

سلام آره تو گهواره آدمای عقدی زیاده دیشب دو نفر پاچمو گرفتن

سلام عزیزم.
واقعا درست گفتید .
من که هر چی اومدم تو گهواره استرس گرفتم و تپش قلب.
یجوری نشون میدادن اوضاع رو که انگار همه چی داغونه و همه جا به هم ریخته.ولی واقعیت یه چیز دیگه بود 🫠🫠🫠

سلام عزیز دلم خوبی
انشاالله ایران سر بلند است میشه

سلام درسته ولی من بیشتر وقتا فضای مجازی هستم شما وقتت رو با چی پر میکنی

سلام عزیزم،شرمنده اگه ممکنه دوتاتاپیک آخرموحتماااا نظرتوبنویس خیلی ب نظرتواحتیاج دارم🥺🥺🥺
الهی همیشه درآرامش باشی

سلام یکتای نازنینم❤️

سلام عزیزم صبحت بخیر
واقعا درسته منم فقط تاپیک دوستامو میخونم اینجافقط بلدن فکر بقیه رو مشغول کنن خدالعنت کنه باعث وبانی این استرسا وتنش هارو

سلام عزیزم صبحت بخیر و شادی
حرفت کاملا درسته منم خیلی به اخبار و چرت وپرت گوش نمیدم هرچی شوهرم تعریف کنه وگرنه خودم اصلا دنبالش نمیرم
تاپیک ببینم درباره این چیزاست یا میبینم یانمیبینم

سلام عزیزم توفکرت بودم اتفاقا
گفتم شاید لغو زدی
هرجاهستی خوشحال باشی🌺

سلام عزیزم صبحتون به نیکی واقعا حرفتون متین هست وتعداد انگشت شماری از مادرا اینجا اصالت تو وجودشون هست و برازنده مادری هستن از جمله شما ومامان نیلا جان وگرنه هممون از همه چی خبر داریم لازم به تکرار نیست

سلام صبح بخیر عزیزم
امیدوارم مردم کشورمون همیشه تنشون سالم باشه و جیبشون پر پول 🌻

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۱ سالگی
متاسفانه انقدر خانوم های ناآگاه اینجا دیدم که تصمیم گرفتم بهتون یکم توضیح بدم
منظورم از ناآگاه اون عده از خرافه پرست هایی که اصرار روی نظر اشتباه خودشون دارن و ذره ای زحمت یکم مطاله به خودشون نمیدن
در روز 14 یا 15 ماه قمری ماه و خورشید در مقابل هم قرار میگیرن و از اونجایی که ماه نورش از بازتاب نور خورشید بهش هست هر یه مدت یبار مدار یه سری تغییراتی داره و باعث میشه زمین در مقابل این دوتا قرار بگیره و سایه ی زمین بیفته روی ماه و ماه گرفتگی صورت بگیره
حالا گاهی اوقات بخاطر تمیزی یا کثیف بودن جو و وجود یه سری آلودگی ها ماه به رنگ قرمز یا نارنجی و یا تیره تر دیده می‌، اگر جو تمیز باشه به زنگ قرمز یا نارنجی دیده میشه
خورشید هم رنگ قرمز و زرد و نارنجی داره و این نورها خمیده میشن و از کنار زمین عبور میکنن و به ماه میرسن و باعث میشه قرمز دیده بشه پس این خرافه که ماه خونین و دلایل فرازمینی و انرژی های بد رو بریزین کنار
به لحاظ دینی و هم علمی هیچ جا نه حرف و نه روایت و نه آیه و مقاله ای نداریم که روی خانوم های باردار و مریض تاثیر داره
لکه های مغولی هیچ ربطی به ماه‌گرفتگی نداره و اصولا توی قسمت آسیا به دلیلی رنگ پوست تیره تر این منطقه این لکه ها رو اکثر نوزاد ها دارن. هیچ ربطی به ماه گرفتگی نداره
استرس برای خانوم باردار بده، لطفا با اطلاعات بی پایه. اساس استرس ندین به کسی
واقعا زشته که توی این دوره از زندگی با پیشرفت علم و همه چیز باز هم این حرفا بین نسل جدید داره تکرار میشه
مامان هاناخانوم🎀 مامان هاناخانوم🎀 ۲ سالگی
همیشه اینجا مامان‌هایی رو دیدم که غصه می‌خورن از اینکه نتونستن به بچه‌شون شیر خودشون رو بدن، دل‌شکسته‌ان از دیدن قوطی‌های شیرخشک، و بغض می‌کنن وقتی شیشه شیر دست بچه‌شونه... اما من؟ من برعکسم. من دلم می‌خواست بچه‌م شیرخشک می‌خورد. نه اینکه اون لحظه‌های عاشقانه‌ی شیر دادن رو دوست نداشته باشم، نه اینکه بغل گرفتن اون تن نرم و کوچولو و حس نفس‌هاش کنار قلبم برام قشنگ نباشه… ولی واقعیت اینه که با تمام عشقی که توشه، شیر دادن گاهی یه عذابه. تو خواب، تو بیداری، وسط مهمونی، توی جمع، توی سفر... یه موجود کوچولو میاد، با اصرار و نیاز، لباستو بالا می‌زنه و دنبال آرامشه. بدنت دیگه مرز نداره، شب و روز قاطی می‌شن. هیچ‌وقت خواب عمیق نداری، هیچ‌وقت آزادی کامل نداری، هیچ‌وقت نمی‌تونی فقط برای خودت باشی. گاهی با خودم فکر می‌کنم کاش یه شیشه شیر بود، یه کم آب جوش، و بعدش یه خواب بی‌وقفه. کاش بدنم فقط برای خودم بود، نه یه منبع بی‌پایان آرامش و تغذیه. کاش می‌تونستم با خیال راحت، یه روز، فقط یه روز، تنم رو از این نیاز بی‌وقفه آزاد کنم... ولی خب... باز شب که می‌شه، وقتی اون صورت کوچولو و بی‌پناهش رو می‌چسبونه به دلم، وقتی اون نفس گرمش روی پوستم می‌خوره، وقتی نگاهش می‌گه: «تو تمام دنیامی»، تمام خستگی‌هام رنگ می‌بازه. باز هم نرم می‌شم، با تمام تضادهایی که تو دلمه. شاید این وابستگی همیشگی سخت باشه... ولی یه روزی تموم می‌شه. و من، با تمام وجودم دلم براش تنگ می‌شه. برای همین شیر خوردنِ نصفه‌شب، برای همون دستای کوچولو که پیراهنمو می‌زنن بالا، برای این عذابی که اسمش «عشق»ه.
مامان سیاوش مامان سیاوش ۲ سالگی
مامانا اگه حال داشتین این تاپیک رو بخونید و نظرتون رو بگید.
مادر شوهر من با اینکه خونه اش دوره مرتب میاد بهمون سر می زنه.
هفته ای دو روز تقریبا. حالا از وقتی که شوهرم واسه کارش رفته جایی این ۲ روز همش اینجاست. من یجورایی راحت نیستم، هرچی هم غیرمستقیم بهش گفتم از تنهایی نمی ترسم، اذیت می شین این همه راه و اینا منظورم رو نگرفت. شبا هم می خوابید پیشمون.
اخلاقای خوبی داره مثلا تو کارا خونه کمکمه یا خیلی برای خودم بچم خرید می کنه ولی یه اخلاقای بدی هم داره که من اذیت می شم، هرچی هم غیرمستقیم اشاره کنم تغییر نمی ده.
مثلا بچم رو با بچه های دیگه مقایسه می کنه میگه بچه ی فلانی خیلی تپله، فلانی بچش همه چی می گه. یا یجوری حرف می زنه انگار بچه من مشکلی داره، مثلا میوفته زمین میگه مینو این ضعیف شده چرا چندباره افتاده زمین؟
یا مثلاً سرخود شربت اشتهاآور و ایمنی خریده آورده خونه بدون اجازه من بهش می ده
یا هی اینستاشو باز می کنه ترانه ها و کارتون های بچگونه سرشب می ده دستش بعد میگه اینا برای بچه مفیدن.در حالی که من دوست ندارم از الآن به گوشی ها عادتش بدم.
حالا بذارید در ادامه بهتون بگم امشب چرا بحثمون شد.
مامان یونس🌜 و السا⭐ مامان یونس🌜 و السا⭐ ۲ سالگی
بریم سراغ آموزش رنگ؟؟💙😍



چند تا نکته اولش بگم
۱)من برای شروع رنگ آبی رو انتخاب کردم
چون هم تلفظش راحت هست
هم جزو رنگ های اصلی هست


۲)اصلا مهم نیست که کوچولو اسم رنگ رو تکرار کنه
یادتون باشه تشخیص رنگ از تکرار کلمه اون رنگ مهم تر هست
پس اگر بلد نبود بگه هم
شما به یاد دادن رنگ ادامه بدید
و دائم نگید (بگو آبی آبی)


۳) یاد دادن رنگ رو توی همه چیز داشته باشید
مثلا
توی توپ ها بگید این ها آبی هستند
توی لگو ها بگید
توی مداد رنگی بگید
بزارید این رنگ آبی توی همه چیز تعمیم داده بشه
و فقط محدود یک چیز نباشه

۴) برای شروع فقط فقط اسم رنگ آبی رو بگید
من خودم اسم رنگ های دیگه رو نمیگم تا گیج نشه


۵) هیچ رنگ دیگه ای موقع یاد دادن نباشه
مثلا قرمز و آبی رو بزارید کنار هم
و آبی رو یاد بدید
چون باعث خطا و حواس پرتی میشه
فقط آبی ها رو جدا کنید و با اون ها یاد بدید
(البته فعلا)


۶) و نکته آخر یادتون باشه یادگیری بچه ها متفاوت هست
یه بچه شاید یک هفته ای یاد بگیره
یه بچه شاید یک ماه یا دوماهه یاد بگیره
این به عملکرد مغز بستگی داره
پس بچه شما دیر آموز یا کند آموز نیست


⭕️ادامه توی کامنت
مامان دل سا🐣 مامان دل سا🐣 ۱ سالگی
مامانا من تو زندگیم یه چالش دارم که واقعا عذابم میده یعنی رسما دیگه رد دادم و عصبیم کرده اونم وابستگی دلسا به سینه س
خیلیییییی رو مخمه، من روز اول نوزادی به این شیشه دادم ولی باز به حرف اطرافیان که شیر مادر مقوی تره شیر خودم هم دادم به این خیال که بزرگتر شد می‌فهمه و دیگه سینه نمیگیره ولی این تا الان ک یکسالشه هم شیشه هم سینه هر دو رو میخوره و بیشترررررر سینه
کلافه شدم فقط می‌خوام از دستش فرار کنم از کار و زندگی من و انداخته صبح بیدار میشه صبحونه بخوره دوباره گریه و بغل که می می میخواد بعد انقد مک میزنه ول نمیکنه حالا چه بخوابه چه نخواهی این شده مشغولیت من خشک میشم کمردرد گردن درد میگیرم تمام روز کارش همینه نیم ساعت بازی کنه یک ساعت فقط دنبال می می هست😭شب هم تا صبح همینه خواب عمیق نداره تا دربیارم بیدار میشه مهمونی تو ماشین هم اویزونمه فقط دنبال می می
دیگه گریم میگیره از دستش حالم از زن بودن خودم بهم میخوره😭 از پستونک که گرفتم چسبیده به این ول هم نمیکنه بخدا هر لحظه زیر دستش خوابیدم چجوری حداش کنم چیکار کنم ترک کنه سینه من حتی شیر هم نداره فقط میگه دهنم باشه بدون این اصلا نمیخوابههه
مامان محیا(زندگی) مامان محیا(زندگی) ۱ سالگی
تا یادم نرفته اینو بزارم برای مامان هایی که مثل دختر من بدغذا هستن و به زور چیزی رو پسند میکنن🥴 این پنیر میهن برای کودکان عالیه محیا خیلی دوستش داره صبحانه خالی میخوره، امروزم باز گردو رو به منو صبحانه اش اضافه کردم و فهمید و نخورد تف کرد 😑اصلا لب به مغزیجات نمیزنه،حالا از اینور هم مامانم بهم استرس و فشار روحی میده که آرررره تو مادر خوبی نیستی به بچه خوب نمیرسی از اون گردو و بادام بده بچه بخوره جون بگیره و فلان هزاربار گفتم دوست نداره نمیخوره برگشته میگه نههههه تو از تنبلی نمیاری بدی دست بچه😒 آخه مادر من تو مگه هر روز خونه کنی که زحمات منو ببینی؟! چطور بچه نگه داشتن منو ببینی؟! فقط بلدی از پشت تلفن حرف بارم کنی من مادر این بچه هستم هیچکس هم اندازه من به این بچه نمیرسه بخدا ولی خب چیکار کنم بدغذاست بعضی چیزا رو لب نمیزنه، میگه نههه تو بلد نیستی قلق بچه ات رو بهش بدی بخوره😑 وگرنه خوروندن اونا به بچه که کاری نداره، حالا بیا حالیش کن نه این راه درستی نیست بچه از غذا زده میشه و اینا خلاصه حوصله بحث باهاش رو ندارم میگم آره تو راست میگی حق با شماست