۱۶ پاسخ

عزیزم حتما یه مشاوره برو خیلی بهتر میشی منم مثل شما‌بودم تقریبا

عزیزم خوب میشه منم همینجوری بودم همش میگفتم عجب غلطی کردم ،ولی هرچی میره جلوتر بهتر میشم الانم که میخوام بخورم بچمو انقدر به چشمم قشنگ میاد

طبیعیه یکم که بچه خوابش تنظیم شه وشمااستراحتت زیادشه همه چی اوکی میشه فقط تابچه می‌خوابه شماهم بخواب من احساس میکنم خوابتون خیلی کمه

عزیزم مطمئن باش بعد دوسه ماهگیش کم کم خوب میشی الان چون دوران نفخ و شب بیداریاشه

وقتی بدنت دچار کمبود املاح وریز مغذیها باشه اینطور میشه،حتی ممکنه تو آزمایشات نشون نده،یکم به خودت برس،سه شیره،انواع میوه ،آجیل وچیزای مقوی بخور

اینا طبیعیه ولی تلاش کن که وقتی میگیریش بغل توچشاش نگاه کن دلت آروم میگیره بزار یه کوچولو برات بخنده دیونش میشی و به این روزلت میخندی

روزای اول طبیعیه هی خودتو با بقیه مقایسه کنی بگی خوش به حال فلانی بچه ندارع.و اینا ولی حتما برو مشاوره

عزیزم هنوز ماه اولی

منم مثل شما بودم
وای تو بزار بزرگتر شن خود خود به خود عاشقش میشی


اصلا نگران نباش هنوز طبیعیه که حس خاصی نداری
دقیقا من تا دو هفته پیش همینطور بودم

عزیزم عادیه بخاطر فشار بارداری و بچه داریه به خودت سخت نگیر بخدا منم همینم من ک میخواستم هفت ماه اقدام بودم الان گاهی میگم‌ چ غلطی کردم
هنوز دنیا نیومده قطعا بیاد سختیام بیشترم‌میشه
میدونی هر یه بچه چند سال بدن مارو داغون میکنه
بماند ک‌نصف این احوالات برای هورموناست
نصف دیگ هم برای فشار زیادی ک‌رومونه ک هیچکس نمیفهمه و درک نمیکنه

من دوتا بچه ی دیگم دارم ب غیر از این نوزاد.برای کارایی ک اونا میکنن منم خیلی کلافه میشم میگم کاش مادر نبودم و خیلی زود گرفتار شدم و این حرفا.اما لحظه ای که پسرکوچولوم رو بو میکنم میبوسم تمام خستگی ها و حال بدم از بین میره توام سعی کن ب خوبیای بچه ات فک کنی ب اینکه چقدر ناز و خوشبوعه.بی پناه و تنهاست تو تنها پناهشی توی دنیا.خیلی زود میگذره دوران نوزادیش و الان لذت بخش ترین قسمتشه

برعکس من دخترم کنارمه دلم براش تنگ میشه عزیزم ی دورس بابد بگذرونی قدر این لحظهارو بدون حسرت میخوری بخدا.
منم بی خواب میشم ولی کیف میکنم لذت میبرم پامیشم شیرمیدم انقدر بادخترم حرف میزنم قربون صدقش میرم .هممون ناشکری میکنیم .سر این قضیه ک نمیخاستم دادی و برای چی دادی ولی لطف خداس خواسته ما یکی از فرشتهاشو‌نگهداریم .افسردگی بعداز زایمان داری میگیری .ب خودت برس با دخترت حرف بزن.ناشکری نکن .

من الان یک ماهه رو هم ۸ ساعت کامل نخوابیدم خیییییییییلی بیخوابم ولی اینجوری نگفتم. خب مادری همینه دیگه ب مادرت یا ب کسی بگو بیان اون موقه ک بچه سیره نگهش دارن تو بخوابی .

ممکنه افسردگی بعد زایمان گرفته باشی عزیزم.وقتایی که گریه میکنه یه کم ازش دور شو چندتا نفس عمیق بکش بعد بغلش کن.از خونوادت کمک بگیر ک فشار کار و نگهداری بچه کمتر شه.مال کم خوابی هم میتونه باشه.

بابام و مامانم چون خیلی دوستش دارم هر روز میان اینجا و کلی باهاش سرگرم میشن و پیش اونا خیلی آروم تره .همین که میرن باز گریه می‌کنه. انگار میگی مامان باباش اوناان
من اعصابم بهم می‌ریزه.
میبینن به بچه زیاد محبت نمیکنم همش میگن میبریمش بزرگش میکنیم تو دوستش نداری😔

طبیعی گلم یکم بگذره خوب میشی و حست عوض میشه

مشاوره برو حتما

سوال های مرتبط