۱۷ پاسخ

مبارکه عزیزم قدمش پر خیر و برکت باشه

بسلامتی عزیزم میگم منم قراره فردا سزارین بشم زود نیست؟بنظرتون

به سلامتی عزیزم

سزارین سخته اذیت داره یا نه؟میگن موقع راه رفتن دردش زیاد هست درست میگن ؟ا

به سلامتی و دل خوش،

بسلامتی عزیزم انشاالله قدمش پر خیر و برکت باشه براتون، تنتون سلامت

منم دقیقا همینجوری شدم دوروز قبل نوبت سزارین .دردم گرفت ولی خداروشکر خودمو رسوندم به دکتر خودم شب ساعت ۸عملم کرد .

به سلامتی عزیزززم😍🥹❤️.

مبارکه چند سانت بودی

خداروشکر عزیزم
قدم نو رسیده مبارک 😍

وای فک کنم منم همینجوری باشم🥲همش مقاومت کنم

ب سلامتی عزیزم قدمش پر خیر و مبارک
چند هفته بودید
کدوم بیمارستان رفتید
دکترتون کی بود

عزيزم مبارکه...

چندهفته بودی؟؟خداروشکر ک هردو خوبین😍💕قدمش پرازخیر و برکت

بسلامتی
دقیقن شبیه من
چند هفته و چند روز زایمان کردی؟

عزیزم 😍 قدمش پر زرق و روزی باشه انشالله

به سلامتی عزیزم
چند هفتگی گلم

سوال های مرتبط

مامان حسنا و حامی مامان حسنا و حامی ۱ ماهگی
پارت ۳
تجربه زایمان طبیعی (بچه دوم )
خلاصه شوهرم قبول نکرد ولی ترسیده بود بهم گفت هرجور خودت صلاح میدونی ولی این چیزایی که میگن اگه یک درصد درست باشه خیلی خطرناکه و ریسکه
ماما هم همش می گفت چیکار می کنی هر لحظه داره دیر میشه و توراه زایمان می کنی هملنجا بمون یکساعت دیگه بچت توی بغلته خلاصه با بغض و زور راضی به بستری شدم
بستریم که کردن ماما منو برد زایشگاه گفت این خانوم زعفران خورده خیلی انقباض زیادی داره به ۲۰ دقیقه از دهانه رحم ۲ به ۳.۵ رسیده یه مورد خوب براتون آوردم این زود زایمان می کنه اینو کی می خواد 😃منم داغون بود حالم فقط برای یه nstاومده بودم نهار نخورده بودم بیمارستان دولتی بودم دکترمم نمیومد بالا سرم 😭خلاصه مامایی که قراربود مراقب من باشه اومد معاینه ام کرد ماما بخش تریاژ هم با خوشحالی همونجا وایستاد گفت الان چند شده ماما زایشگاه گفت همون ۲ سانت 😐گفت کیسه آبش چی نازک بود نزدیک به پاره شدن ماما گفت نه کیسه آبش اصلا حس نمیشه 🫥من اون لحظه می خواستم اون ماما تریاژ خفه کنم که به زور منو بستری کرد کلی مارو ترسوند خلاصه دستگاه nstبهم وصل کردن ولی واقعا شدت انقباض هام خیلی بالا بود همه ۹۸ تا ۱۰۰ فاصله دردام خیلی کم شده بود دکتر زنان زایشگاه اومد هر کدوم از ما که بستری بودیم معاینه می کرد و شرح حال میداد و همه رو کیسه اب هارو پاره می کرد کیسه اب منم سر ۳سانت پاره کرد ماما زایشگاه که مثلا مخصوص من بود بهم گفت دردات زیاده خیلی انقباض داری بی دردی نمی خوای منم گفتم می خوام گفت گاز یا آمپول منم گفتم اپیدورال بعد گفت نیم ساعت دیگه میگم دکتر بیهوشی بیاد برات بزنه
مامان معجزه مامان معجزه ۵ ماهگی
تجربه معاینه لگنی
امروز ۳۷ هفته و دوروزم بود با خواست خودم رفتم برای معاینه لگنی چون انتخابم زایمان طبیعیه خواستم مطمئن بشم که لگنم برا زایمان طبیعی خوبه یا نه چون مامانم سر زایمان من برش خورده بود و میگفت اذیت شده
خلاصه که کلی استرس داشتم وسطا حتی پشیمون هم شدم که چرا دارم میرم و اینا ولی چون دکتر خودم تابحال معاینه نکرده بود گفتم ببینم وضعیتم چطوره رفتم پیش مهناز همتایی تو زنجان از ماماهای خوبه و درمورد ماما همراه هم حرف بزنم باهاش رفتمو خیلی خانم خوش برخوردی بود کلی باهام حرف زد سونوهامو نگاه کرد و فشارم و وزنم رو گرفت و بعد معاینه کرد با دوتا انگشت که یکم درد داشت و منم چون میترسیدم خودمو سفت کرده بودم شکممو فشار داد یکم و بعد چند لحظه تموم شد یکم حس فشار و سوزش و درد داشت واقعا ترسیدم گفتم با این وضع لگنم افتضاحه ولی گفت لگنت خوبه کلی باهام حرف زد قرار شد کلاسهاش رو برم شنبه

خلاصه بنظرم اونی که میخواد طبیعی زایمان کنه باید قدمهاشو محکم برداره دلم نمیخواست با دودلی برم طبیعی میخواستم وضعیت لگنمو بسنجم