خلاصه فصل سوم «فرزندپروری با کفایت» – ناامیدی از نیازهای عاطفی اساسی

فصل سوم می‌گه وقتی نیازهای عاطفی اساسی کودک به‌طور مداوم برآورده نمی‌شن، بچه دچار ناامیدی عاطفی می‌شه. یعنی کم‌کم به این باور می‌رسه که «نیازهام مهم نیست» یا «نمی‌شه به کسی تکیه کرد».

این ناامیدی خودش رو به شکل‌های مختلف نشون می‌ده؛ بعضی بچه‌ها بیش‌ازحد وابسته و مضطرب می‌شن، بعضی دیگه احساساتشون رو سرکوب می‌کنن و سرد به نظر میان. بعضی‌ها هم برای دیده شدن، رفتارهای افراطی نشون می‌دن.

کتاب تأکید می‌کنه که این اتفاق معمولاً از بی‌توجهی‌های تکرارشونده میاد، نه یه اشتباهِ مقطعی. یعنی وقتی احساسات بچه مدام نادیده گرفته می‌شه یا پاسخ قابل پیش‌بینی نمی‌گیره.

نکته مهم فصل اینه که این الگوها می‌تونن تا بزرگسالی ادامه پیدا کنن، اما خبر خوب اینه که با رابطه‌ی امن، همدلی و پاسخ‌دهی بهتر قابل ترمیم هستن.

جمع‌بندی فصل:
ناامیدی عاطفی بچه رو ساکت یا بیش‌ازحد واکنشی می‌کنه،
ولی رابطه‌ی امن می‌تونه دوباره اعتماد رو بسازه.

تصویر
۲ پاسخ

تو اين كتاب نوشته به چه صورت نياز هاي مهمشو جواب بديم؟كدوم نياز هاش؟

عزیزم این کتاب برای چه سنی از بچه داری مناسبه؟

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۶ ماهگی
فصل اول کتاب «فرزندپروری با کفایت» بیشتر می‌خواد نگاهمون رو به تربیت بچه عوض کنه. نویسنده می‌گه قرار نیست والد کامل و بی‌نقص باشیم؛ همین که «به اندازه کافی خوب» عمل کنیم، برای رشد سالم بچه کافیه.

توضیح می‌ده که خیلی از والدها تحت فشار این هستن که همه‌چیز رو درست انجام بدن، اما این کمال‌گرایی هم خودشون رو فرسوده می‌کنه هم به رابطه با بچه آسیب می‌زنه. به‌جاش تأکید می‌کنه مهم‌ترین چیز، داشتن یه رابطه امن، گرم و قابل اعتماده، نه اجرای بی‌وقفه تکنیک‌های تربیتی.

نویسنده می‌گه اشتباه کردن، هم برای والد و هم برای کودک، طبیعیه و حتی لازمه. همین اشتباه‌ها می‌تونن فرصت یادگیری و بهتر شدن رابطه باشن. از نظرش بچه‌ها بیشتر از هر چیز به دیده‌شدن، همدلی و ثبات نیاز دارن، نه والدینی که همیشه همه‌چیز رو درست انجام می‌دن.

در نهایت هم روی این تأکید می‌کنه که والد خوب کسیه که بین نیازهای خودش و نیازهای بچه تعادل ایجاد کنه و قبول کنه «کافی بودن» خیلی سالم‌تر و مؤثرتر از «بی‌نقص بودن»ه.
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۶ ماهگی
خلاصه فصل چهارم «فرزندپروری با کفایت» (تعاملات ناامید کننده) قسمت اول

توی این فصل نویسنده موقعیت های مختلفی که باعث ناامیدی کودکان میشه رو مشخص کرده. وقتی کودک در این شرایط قرار میگیره و به طور مکرر براورده نشدن نیاز های اساسی خودش رو تجربه میکنه، باعث میشه که بعد ها در بزرگسالی به عنوان آروما به یاداورند.
این تعاملات عبارتند از:
۱)تحقیر کردن: مثلا والدین روی بچه اسم میذارند، علایقش رو مورد تمسخر قرار میدن،ظاهرش رو سرزنش می‌کنند و…
این رفتار باعث میشه کودک حس منفی نسبت به خودش داشته باشه.
۲)کمالکرایی و شرطی بودن:
والدین کمالکرا خیلی حساس هستند که از نظر بقیه چطور دیده میشن و طالب بی نقص بودن هستند این والدین اهمیت کمی به احساسات کودک می‌دهند و خواسته ها ‌‌علایق کودک به اندازه والدین مهم تلفی نمی‌شود.
در این شرایط کودک احساس شرم و گناه ناسالم می‌کند و با گذشت زمان اضطراب و ترس زیادی رو تجربه می‌کند.
۳)کنترل گری:
این والدین به دلیل ترس از اینکه فرزندانشان تصمیمات اشتباهی بگیرد و قضاوت بدی داشته باشند جزییات امور فرزندانشان رو مدیریت می‌کنند
در این شرایط کودک باور می‌کند که نمیتونید به قضاوت خود اعتماد کند و حس درک شرایط را یاد نخواهد گرفت.
۴) تنبیه کردن:
والدینی که اینگونه رفتار می‌کنند احتمالا خودشان نیز در چنین محیطی بزرگ شده اند. و کودک را برای هرچیز کوچکی ک اشتباه انجام می‌دهد یا برای بروز دادن احساسات خاص تنبیه می‌کنند. این والدین رحم بسیار کمی دارند و بر عدالت و حقیقت تاکیدبیشتری دارند تا رحمت و مهربانی.
فرزندپروری
بارداری
تربیت
کمکی