۷ پاسخ

فقط باید باباش نگه متاسفانه میگه ولی همیشه بی محلی هم جواگو نیست ی فحش بد یادگرفته بود تند و قاطع بش گفتم ک دیگه این حرف رو نزن بازم چند بار گفت ولی یواشکی میگفت آروم ک مثلا من نشنوم دعواش کنم

باید بی محلی کنی هرچی واکنش نشون بدیدبدترمیشه

همسر من بدترین فحش که میده توی رانندگی مرتیکه خر هست،اونم پسرم یاد گرفته،مردم تا از سرش افتاد

همسر منم میگه دخترمم یاد گرفته

از دهنش نمیوفته متاسفانه...چون شوهرمنم همینکارو کرد پسرم ازبچگی تاالان که یازده سالشه میگه

دخترمنم اینطوریه دیگه بیخیال شدم تاخودش ترک کن هرکاری بگی کردم فایده نداشت

دخترت فهمیده حساس شدی بخاطر همین رو زبون میاره

سوال های مرتبط

مامان تیام👼 مامان تیام👼 ۳ سالگی
سلام بر همه مامانا
نمی‌دونم چرا دلم برای تیام خیلی میسوزه فوق العاده مهربونه درسته گاهی خیلی کم لج می‌کنه ولی نه زیاد
یا گاهی مثلا نسبت به بعضی بچه تا با ادب تره نه اینکه پسرمه تعریف کنم میبینم از یه جهت دوست دارم ولی نه زیاد حقیقتا کنار بچه های دیگه قرار میگیره حس میکنم چون مهربونه ساده به نظر میاد
مثلا تو پارک بازی کنه یه بچه ای بی افته سریع میاد میگه مامان من نبودم یا هول ندادم چون بهش گفتیم کار بدیه مامانش ناراحت میشه
بعد سر سره بخوره بخوره به یه بچه ای
یا ناخواسته بخوره سریع بغل می‌کنه میگه معذرت خواهی میکنم ببخشید این مدلی حتی با خودمم همینه ناراحتم عصبانی بشم سریع میگه عزیزم عزیزم عصبانی نشو آروم باش آروم باش
بعد مثلا هوای دخترا بیشتر داره مثلا دیدم دختر هلش بده تیام نمی‌ده سعی می‌کنه آروم کنه یا بغل کنه
ولی پسر اگه بزنه اذیت کنه میزنه
ولی کنار بعضی بچه ها خیلی ساده به نظر میاد انکار مثلا به قول ما پیچوندن این چیزا بلد نیست نمی‌گم اینجوری باشه ولی تو جامعه الان واقعاااا لازمه خودمم عینه تیام بودم خیلی ضربه خوردم تا که همه چی برام عادی و بی اهمیت شد دوست ندارم دلش بشکنه
یه چی بشه میگه قابلی ندارها بفرما عزیزم
مثلا اینجور حرف زدن بعضی جاها دوست دارم مثلا مغازه خرید می‌کنه میگه ببخشید بی زحمت اینو حساب کنید ولی پارک و بعضی جاها دوست ندارم دلم نمی‌خواهد ضربه بخوره بعضی انقد خیلی معذرت می‌خوام از بچگی پدر.... آب زیرکا هستن
به نظرتون حسم اشتباه دوست ندارم انقد مهربون باشه
مامان یزدان مامان یزدان ۳ سالگی
سلام مامانا من از دست این بچه خیلی عصبی شدم میترسم آخر سکته کنم بعضی موقع ها دیگه طوری به مغزم فشار میاد که میگم الان رگ مغزم می ترکه اصلا حرف گوش نمیده هرچی خودم کنترل میکنم که به درستی بهش میگم مامان نکن خطرناکه یا فلان چی کثیف هست دست نزن بدتر می‌کنه که دیگه مجبور بشم یا کتکش بزنم یا دعواش بکنم مثلا اگر رفتیم خیابون اصلا یه جا بند نیست فقط دو می‌کنه هرچی میگم ماشین میاد خطرناکه اصلا حالیش نیست او روز رفتم بازار تو پاساژ دو می‌زنه من برم پله برقی هرچی میگم نرو خطرناکه باهم میریم اصلا نمی ترسه دیگه اول تا آخر بغلش کردم که دیگه خورد شدم کاری می‌کنه که جلو همه دعواش کنم الان هم از خواب که بیدار شده تو یک ساعت ده تا خرابکاری کرده رفته رو صندلی قیچی آورده میگم بده به من قیچی خودت بردار نمیدهد اومدم تاید بریزم تو شیشه اومده فوتش کرده ریخته تو صورت و موهاش بعدش هم رفته ظرف لوبیا که خیس داده بودم از رو کمد ریخته کف آشپزخونه باباش هم اگر گفتم ببرش بیرون میگه خودت هم بیا اگرم حرفی زدم میگه بچه هست ولی اگر خودش ده دقیقه بردش میگه بیا که دیوونه شدم
مامان کاوه مامان کاوه ۴ سالگی
سلام مامانا دوستم یه پسر داره یه ماه از کاوه بزرگتره دیشب بهم زنگ زد خیلی نگران بود میگفت پسرم بعضی روزا میره خونه مادرشوهرم میگه مادرشوهره هی زنگ میزنه یا وقتی منومیبینه میگه پسرت رو باید ببریم دکتر برااینکه مثلا یکی دوبار این داشته لباس عوض میکرده بچه گریه که باید بغلم کنی لباستم نپوشی یا مثلا بچه رو شکمش میخابه و محکم بغلش میکنه یا مثلا یبار شنیده که گفته مامان جون مملم بزرگ شده حالا این مادرشوهره حساس شده رو این که حتما یه مشکلی داره خودسر خودش زنگ میزنه مشاور نمیدونم چا مشاور قلابی بوده که گفته یمدت بغلش نکنین یمدت تازیاد مثلا تحریک نشه ویه مشت همین حرفای چرت. من گفتم اینجا میپرسم براش خودش میگه تو خونه اصلا همچین چیزی نشده میگه من اصلا جلوش لباس عوض نمیکنم به اونم گفتم شما نباید بچه یه ایرادی گرفت گوش کنی خوب زود لباستو باید بپوشی بعد بغلش کنی یا مثلا حواسشو باید پرت کنی این به گوشش نمیره میگه بهش گفتم از مامانم حساس ترم دیدی به اون گفتم میگه طبیعیع فقط باید حواسشو برت کنی از سرش بیوفته. شماها چی میگید والا من گفتم بچه تواین سن بدن خودشو داره میشناسه چون تازه هم از پوشک گرفته اما مامانه نگرانه و همچنان مادرشوهره هم پیگیر که بچت بلوغ زودرس میشه ومشکلی داره😐🤐