سلام بر همه مامانا
نمی‌دونم چرا دلم برای تیام خیلی میسوزه فوق العاده مهربونه درسته گاهی خیلی کم لج می‌کنه ولی نه زیاد
یا گاهی مثلا نسبت به بعضی بچه تا با ادب تره نه اینکه پسرمه تعریف کنم میبینم از یه جهت دوست دارم ولی نه زیاد حقیقتا کنار بچه های دیگه قرار میگیره حس میکنم چون مهربونه ساده به نظر میاد
مثلا تو پارک بازی کنه یه بچه ای بی افته سریع میاد میگه مامان من نبودم یا هول ندادم چون بهش گفتیم کار بدیه مامانش ناراحت میشه
بعد سر سره بخوره بخوره به یه بچه ای
یا ناخواسته بخوره سریع بغل می‌کنه میگه معذرت خواهی میکنم ببخشید این مدلی حتی با خودمم همینه ناراحتم عصبانی بشم سریع میگه عزیزم عزیزم عصبانی نشو آروم باش آروم باش
بعد مثلا هوای دخترا بیشتر داره مثلا دیدم دختر هلش بده تیام نمی‌ده سعی می‌کنه آروم کنه یا بغل کنه
ولی پسر اگه بزنه اذیت کنه میزنه
ولی کنار بعضی بچه ها خیلی ساده به نظر میاد انکار مثلا به قول ما پیچوندن این چیزا بلد نیست نمی‌گم اینجوری باشه ولی تو جامعه الان واقعاااا لازمه خودمم عینه تیام بودم خیلی ضربه خوردم تا که همه چی برام عادی و بی اهمیت شد دوست ندارم دلش بشکنه
یه چی بشه میگه قابلی ندارها بفرما عزیزم
مثلا اینجور حرف زدن بعضی جاها دوست دارم مثلا مغازه خرید می‌کنه میگه ببخشید بی زحمت اینو حساب کنید ولی پارک و بعضی جاها دوست ندارم دلم نمی‌خواهد ضربه بخوره بعضی انقد خیلی معذرت می‌خوام از بچگی پدر.... آب زیرکا هستن
به نظرتون حسم اشتباه دوست ندارم انقد مهربون باشه

تصویر
۱۲ پاسخ

ای جونم کاملا مظلوم بودنش مشخصه
براش اسپند دود کن

ای خداااا چقد خوشگلع ماشالا ایشالا دامادیشو ببینی😍😍😍

ماشاالله بهش عزیزم
بنظرم الان سنی نیس بشه سیاست و دانایی یادش داد
بزار توعالم مهربونی خودش بزرگ بشه وهمینجور خوش قلب بمونه
کم کم یه سری چیزارو بگو

واینکه مدرسه که رفت چارتا بچه قلدر که دید تاثیرمیزارن روش

چه پسر جنتلمنی
من پسرمو عمدا اینجوری تربیت کردم
اصلا چیز بدی نیست
اب زیر کاه بودن و مرموز و گستاخ بودن یه جور شخصیت که بچه ها از تو خونه و از والدینشون یاد میگیرن که اصلا درست نیست و من اصلا دلم نمیخواد بچم اینجوری بشه

پسرتو بفرس ورزش رزمی مثل بوکس یا یه همچین چیزی ورزش باعث میشه اعتماد بنفسش بیشتر سه و کسی نتونه بهش زور بگه

عزیزم پسر منم همینطوره .بنظرم همینطور بهتره .بقیه دوستاش آرامش بیشتری کنارش دارن .من اصلا دلم نمی‌خواد بچم از این همه خوش قلبی و مهربونی در بیاد .

من خودم بچه بودم نمیخام تعریف کنم خیلی باادب وتربیت ی دفعه برای کسی قلدری نکردم ولی تومدرسه بچه هااذیتم میکردن یکسره اشکم درمی آوردن به خیلیاخوبی کردم مهربونی ولی جوابم بابدی دادن درهمه چی بایدتعادل رعایت کردحتی درمهربانی من این طوری بود بهم میگفتن خنگ وساده الان تاحدودی دارم حقم میگیرم میگن آدم بداخلاق وعصبی بچه بایدسیاست داشته باشه نه عصبی باشه نه زیادمهربون بقیه سواستفاده کنند

ماشاالله بهش
فقط میتونم بگم
زیاد خوب بودن تهش داستانه🫠

عزیزم تیام که موهاش مشکی وپرپشته بدنشم موداره زیاد؟
کیان کمرش
دست وپاش پرموعه
حتی توافتاب سیبیلاش معلومه
بنظرت اینا میریزن؟

سللم عزیزم از چشمای بچت عشق و مهربونی میباره لطفا دوس نداشته باش که بی رحم بشه دنیا به مردای مهربون بیشتری نیاز داره، از بس همه دغل باز و بی رحم شدن ما عادت کردیم به بدجنس بودن و مودب نبودن و مهربون نبودن بزار روحش قشنگ بمونه و نگران نباش، براش اسپند دود کن و این یکاد بخون بجای نگرانی😍🫢

اینو نگش دار برا من 😁😁
برم دست بکارشیم یه دختر بسازیم برای اقا تیام 😎

اینم بگم نه اینکه خودم آدم بدی باشم مثلا بلد نیست یا به خاطر سنشه بزرگتر بشه بهش یاد میدم نه اینکه آدم بدی بشه نه حد و مرز مهربونیت کردن بدونه

سوال های مرتبط

مامان تیام👼 مامان تیام👼 ۳ سالگی
سلام بر همه مامانا
چند روز پیش رفته بودیم بیرون که ببرم پارک دیدم از این جا ها هست درست کردن بچه ها نقاشی میکشن تیام گفت منم بردم بعد یه بچه اومد از تیام کوچیکتر بود هر مداد رنگی که تیام می‌گرفت با لج و گریه از دستش می‌گرفت خودم کلا خوشم نمیاد از این حرکت حتی بچه باشه ولی چیزی نگفتم گفتم مامانش هست بهش یاد میده دیدم تیام ناراحت شد دوباره تیام یکی دیگه گرفت اومد از دستش بگیره تیام نداد این کشید تیام چون دقیقا همون رنگ دستش بود یک دفعه مادرش اومد از دست تیام گرفت داد به بوس تیام عزیزم مهربونم چیزی نگفت
باز تیام یه مداد رنگی دیگه نشون داد منم گفتم آره خیلی خوشگله با همین بکش باز بچه دیدم داره میگیره تیام لج کرد برای کنه منم گفتم خاله جون این برای تیامه خواستی از اینجا این همه مداد بردار مادرشم گفت ولی دید له زور داره می‌کشه به تیام گفت بده بهش به تیام گفتم نه مامان نده مال خودته نقاشی کن خانمه برگشت گفت وا بچه من کوچکتر حس مالکیت داره میخواستم دهنشو جر بدم بچه ما آدم نیست گفتم چه حرفیه بچه منم حس مالکیت داره چند بار بچه شما گرفت باید به بچه تون یاد بدید نمیشه چون کوچیکتر گذشت کنن بزرگتر چیزی نگه بعد مداد رنگی که تیام دوست داشت براش تیز کردم گذاشتم جلو به بچه هم گفتم دیگه دست نزن به مادرشم گفتم بچم میخواد نقاشی کنه بچه تون هم جیغ میزنع هم نمی‌ذاره خدایی خیلی بعضی ها پرو هستن باز میگم نکنه اشتباه کردم ولی خودم خس نمیکنم تیام خودش بچه کوچیکتر باشه وسیله میده جا میده اونجوری نیست ولی دوست ندارم انقد از خودش بگذره
مامان چشم قشنگ مامان چشم قشنگ ۴ سالگی
مامان 🪽آوا مامان 🪽آوا ۳ سالگی
دخترا لطفا اگه تجربه ای دارین میشه راهنماییم کنید مخصوصا اگه بچه هم سن و سال دخترم دارین🥲🙏🏻
آوا مدتیه که به شدت لجباز و بهونه گیر شده...
مثلا آب میخواد میرم براش میارم ، گیر میده که این لیوان نه اونیکی ، لیوان دیگه میارم میگه آب کم ریختی ، آب زیاد میریزم میگه زیاد ریختی ، بعد میگه نی میخوام با نی بخورم و ...
بخاطر یه آب هزار بار منو بشین پاشو میکنه
حالا من فقط یدونه آب رو مثال زدم
تو همه چی اینطوری میکنه
یکی بهش یدونه شکلات بده پرت میکنه و میگه یکی دیگه بده 😐 به خدا آبروم رفته پیش غریبه ها
وقتی بی اعتنا میشم انقدر گریه میکنه و از ته دل جیغ میزنه فک کنم گلوش جر بخوره
تو جمع و مهمونی به حرفش گوش میدم که با گریه و جیغش بقیه اذیت نشن
ولی تو خونه سعی میکنم از سرش بپرونم ولی نمیتونم
یه چیزی دست بقیه بچه ها ببینه انقدر میچسبه به من که باید ازش بگیری بدی به من 😑😫
دو روز پیش مهمون بودیم دست یه بچه به چیزی دید مگه ول کن من بود که برو ازش بگیر بده به من
با هزار زحمت از اون بچه گرفتن دادن دست آوا ولی به نظرتون آوا چی کار کرد ؟؟ اسباب بازی رو پرت کرد با تمام وجود گریهههه و جیغغغ مگه آرووم میشد انگار عصبانی شد که چرا دیر دادین بهم 😐
آبرمون رفت مگه آرووم میشد دیگه خدافظی کردیم برگشتیم
به خدا تا قبل از این که این رفتار ها رو داشته باشه انقدر بچه خوبی بود از نوزادی تا الان ذره ای منو اذیت نکرده بود ، واسه همین میخواستیم اقدام کنیم برا بچه دوم
ولی از وقتی اینطوری میکنه با شوهرم پشت دستمون رو داغ زدیم که دیگه بچه نیاریم😩🥲
مخصوصا وقتی مهمونیم و این ادا ها رو میده آب میشیم میریم تو زمین با هیچی هم آرووم نمیشه یا هواسش پرت نمیشه
ترو خدا شما تجربه ای دارین ؟ 🥲