۱۴ پاسخ

هروقت از شیر و پوشک گرفتی بنظرم بهترین وقته

بهترین فاصله سنی سه سال هست

وقتی از شیر و پوشک گرفتی اولیو برای دومی وقت خوبیه

چهارسال گلم عالیه ینی س سالگی اقدام کنی چهارسالش شد زایمان کنی

سه سال و نیم اقدام کن

بدترین حالت اینه اختلاف سنشون زیاد بشه
مخصوصا مخصوصا بزاری واسه شش هفت سالگیشون بعدی بیاری
من خودم خداخواسته بود یک سال و ده ماه اختلافشونه دست تنها بودم و پسرم به شدددددت ناآروم
ولی بازم راضیم
اگه کمکی داشته باشی که عالی میشه

بچه های من سه سال اختلاف دارند و من راضیم

من خودم بچه هام سه سال ونیم فاصله دارن ولی کسی رو ندارم که کمکم کنن
واسه همین خیلی سخته خیلی
اعصاب فولادین میخواد
از اون طرف هم حس میکنم به بچه اول ظلم میشه همه توجه ها ناخودآگاه میره سمت نی نی
من چون سن خودم بالا بود ترجیح دادم فاصله شون کم باشه اگه سنم پایین بود صبر میکردم اولی بره مدرسه بعد دومی رو میاوردم

هر موقع ک خودت از نظر روحی آماده بچه دوم بودی
خودت از همه مهمتری
چون مسئولیت بچه با توعه اول تو باید حالت خوب باشه حوصله داشته باشی

سلام عزیزم خوبی فاصله سنی بچه های من هشت سال بود حس میکردم دخترم بزرگ میشه کمک حالمه و اینا ولی برعکس خیلی سخته حسوده و کتکشم میزنه.ولی سن کم باشه بنظرم بهتره

سه یا چهارسال

سه سال من بزرگترین اشتباه کردم که فاصله پسرام با دخترم ۸ سال شده الان اونا اصلا همبازی نیستن با دخترم

اگه شوهرم آدم درستی بود برای دوقلویی اقدام میکردم بعد از دوقلویی بازم ی دوقلوی دیگه میاوردم تمام،چون شهر غریبم‌دوس دارم بیست ساله دیگه دوربرم شلوغ باشه

من دوتا دختر دارم دختر اولم ۶ ماهش بود ک دومی رو باردار شدم اگه کسی کمکیت باشه به نظرم خوبه ولی اگه شهر غریبی و تنها یکم سخت میشه

سوال های مرتبط

مامان مهرسام مامان مهرسام ۱ سالگی
سلام مامانا لطفا اینقدر بهم نپرید،
اگ کسی بچه اشو یکسالگی ازشیر یا پوشک گرفته حتما دلیل داره دیگه،
مثلا بچه منو دوستم تو یکروز ب دنیا اومدن،بچه دوستم کامل حرف میزنه الان یک ماه از پوشک گرفتش چون بچه خودش کامل بلده و خودش گفته جیش میبردنش دسشویی کم کم امادگی خودشو نشون داده حتی وقتی پوشک داشت تا دسشویی نمیبردنش جیش یا پی پی نمیکرد این ینی امادگی بچه، بچه اشم وقتی 18 ماهش بود بنابرشرایط خودش و بچه بچه رو از شیر گرفت، حتی دکترم گفت شیرگرفتن طوری نیس از 18 ماهگی ب بعد فقط نباید یهویی باشه باید کم کم باشه تا از سر بچه بره،
ولی بچه من کامل حرف نمیزنه تک و توک حرف میزنه، شیرخشک هستش شیرم درست نمیخوره چون رفلاکس داره فقط تو خواب شب میخوره،
دسشویش هم یک هفته کامل گفت بدون اینکه من بخوام اموزشش بدم بعد یک هفته دوباره برگشت ب پوشک با روانشناس کودک صحبت کردم گفت هنوز زوده خیلی از بچها خودشون آمادگی دارن و میگن مثل بچه دوستم، خیلی ها هم مثل پسرمن میشن بعداز مدتی استرس میگیرن گفت بزارم برا سن 2 الی 3 سالگی ک هم قشنگ حرف بزنه هم استرس نگیره تا راحتر ترک کنه، اگ زودتر بگیرمش شب ادراری میگیره تو سن بالاتر،
این حرفا رو زدم ک بدونید شرایط هر بچه ای فرق داره هرچی ک بچه میخواد ترک کنه باید کم کم باشه تا اذیت نشه، نترسه، استرس نداشته باشه، بزارید هرچیزی رو سن و سال بچه ها اتفاق بیوفته، بچها اسباب بازی ما نیستن ک،
بهتره اول ب فکر اعصاب و روان بچهامون باشیم بعد ب فکر چیزای دیگه،
این حرفا رو هم نزدم خدایی نکرده توهینی ب کسی باشع فقط خاستم بدونید ن شما مامان بدی هستن ن بچهاتون از بچهای دیگه عقب افتادن ک هنوز شیر و پوشک میشن،
شما بهترین مامان بچه اتونید اینو هیچوقت یادتون نره،
مامان جوجه طلایی مامان جوجه طلایی ۱ سالگی
هیچ کس مثل مادر بچه نمیتونه بهش رسیدگی کنه،شاید یکی از دور ببینه ک منه نوعی چقد ب بچم غذا میدم چطور میدم و چ تایمی میدم بگه این ک کاری نداره بابا خودم انجامش میدم ،و امرووووز ک بدترین مریضی برای من عادت شدنه ک قشنگ یروزو نصفی من از زندگیم دور میشم و عاجزم بابتش،سردرد سرگیجه افت فشار کلاب ب روتون اسهال تهوع سرگیجه خونریزی های شدید ک بعد کلی ازمایش و سنو معلوم شده اقا چیزیم نی من فرمم از مجردی این بوده و هس تازه مثلا الان کارم ب بیمارستان نمیکشه جای شکر داره،اما بچم؛من ک نباشم زندگیم رو هواس بچم اذیته و هیچ کس تاکید میکنم هیچکس نمیتونه نگهش داره ،اینقد امروز گریه کرده مامانم و شوهرم بهش غذا دادن ۳بار بالا اورده تازه فهمیدن ا انگار کار مهرنوش ب ظاهر اسونه😏اجازه نداده بشورنش دوساعت ت بغلو رو پاشون بوده و نخوابیده و من مسکن قوی خورده بودم و اون دنیا بودم اخر بعد کلی گریه اومده زیر پتوم دستمو گذاشته رو کمر خودش و خوابیده 😭مادرت بمیرم. خدا هیچ خانواده و هیچ خوته ای رو بی مادر نکنه. ما زنا تا هستیمو رو پاییم کارا وو ارزشمون ب چشم نمیاد ولی زندگی بدون ما زندگی نیس . خدا ب بچه های خالم ک بی مادر شدن صبر بده 😭😭🥺این عکسو شوهرم گرفته ک من با وجد این همه سروصدا تو خوابم و یاسینم اخر اومده پیشم خوابیده و بقیه دست از پا درازتر..‌🥲