خب به سلامتی ما هم چهل روزه شدیم و از چله در اومدیم ❤️
تا الان راحت نبود ، سختی های خودشو داشت، مطمئنا از این به بعد هم راحت نخواهد بود اما یه حس هایی رو برای اولین بار تجربه کردم که شیرین و لذت بخش بود و به تمام سختی هاش می ارزید🌱 ، خدارو هزاران مرتبه شکر بابت اینکه این هدیه کوچولو رو بهمون داد و منو لایق مادر شدن دونست، ان شاءالله هر کی آرزوی داشتن فرزند رو داره به مراد دلش برسه 🤲
از تجربیات این ۴۰ روز بخوام بگم اینکه :
اگر سزارین هستن حتما پمپ درد بگیرین برای من که عالی جواب داد👌
اگر کمکی دارین حتما حداقل یک ماه کامل استراحت کنید و زود بلند نشین من بعد ده روزگی بلند شدم و کارهام رو کردم 🥲 به هیچ عنوان وسیله سنگین بلند نکنید.
لباس سایز صفر و سایز ۰ تا ۱ ماه خیلی کم بگیرن یا حداقل ماه های آخر بگیرین بعد اینکه وزن بچه رو فهمیدین ، بچه من ۳ کیلو و ۴۰۰ بود و خیلی از این لباس ها اضافه اومد .
پستونک، آسانشور حمام ، سبد نظم دهنده وسایل ، تشک تعویض ( اونی که خودم دوختم🥰) پر کاربردترین وسایلی بود که تا الان استفاده کردم .
اون پوشک های معمولی که برای خودمون میگیریم واسه زایمان بدترین چیزی بود که گرفتم حالا تو بیمارستان خدمه یکی دوبار استفاده کرد اومدم خونه همشو انداختم دور ( پنبه های داخلش میریزه) به جاش نوار بهداشتی شب سایز خیلی بزرگ کاربردی تره .

تصویر
۲ پاسخ

عزیزم خداروشکر🥹❤️

و در نهایت بعد مادر شدن فهمیدم که :
قدر مادرمو بیشتر بدونم❤️از زمانی که خودم مادر شدم یه جور دیگه مادرمو دوست دارم هزاران برابر بیشتر از قبل ❤️
افراد سمی رو از زندگیم بدون اهمیت دادن به اینکه چه نسبتی باهم دارن حذف کنم👌 هیچ چیز مهم تر از آرامش خودم و خانواده ام نیست.
تحت هر شرایطی به خودم اهمیت بدم هیچ چیز و هیچ کس باارزش تر از خودم نیست تا زمانی که خودم رو دوست نداشته باشم و برای خودم ارزش قائل نشم ، نباید انتظار داشته باشم دیگران بهم اهمیت بدن .
از دیگران انتظار هیچ چیزی و هیچ کاری رو نداشته باشم .
فداکاری و از خود گذشتگی هم حد و اندازه داره .

سوال های مرتبط

مامان پاشا🧸 مامان پاشا🧸 ۱۱ ماهگی
برای مامانایی که دارن سیسمونی می‌خرن
من تا الان یه سری وسایل خیلی برام کاربردی بوده شاید به درد شما هم بخوره 🤗
لباس سایز ۰ / هرکی میگه نخر چرت میگه حداقل باید ۶.۷ دیت کامل داشته باشی این سایز رو چون بچه خیلی کثیف میکنه اگه هم میتونید برند خارجی بگیرید که سایز صفر واقعی باشه
مینی واش/ فکر میکردم به درد نمیخوره اما میخوره چون با توجه به اینکه تند تند باید لباس بچه عوض بشه خیلی کاربردیه و سریع لباس هارو میشوره و خشک میکنه
بالشت شیردهی / خود مادر کمر درد نمیگیره موقع شیردادن و علاوه بر راحت بودن بچه میتونه گارد دورش هم باشه
قنداق سوئیسی/ خیلی خیلی واجبه به نظرم روزای اول بچه هم کوچیکه هم ضعیف با قنداق راحت میشه جا به جاش کرد
پارچه خشک کن/ با توجه به اینکه دستمال مرطوب اسانس داره و فقط در موارد ضروری باید استفاده باشه خشک کن خیلی لازمه برای بعد شست و شوی بچه
آسان شور/ اینم به نظرم خیلی خیلی واجبه حموم بردن بچه رو به قدری راحت میکنه که نگو هم برای خود بچه لذت بخش تر و ایمن تره هم برای مادر راحت تر
روغن بچه / این تجربه شخصی خودمه ، من بعد هربار پوشک عوض کردن روغن بچه میریزم رو بدن پاشا از صدتا سودو کرم جواب تره ،همیشه پوست بچه نرمه اصلا هم سوختگی نمیده
شیشه شیر / برای مامانایی که کمکی شیرخشک میدن مثل خودم
من پیشنهادم شیشه شیر دکتر براونزه. واقعا مثل سینه مادر تا میک نزنی ازش شیر نمیاد و قطره قطره است
فعلا تا الان اینا خیلی برای من کاربردی بوده تا تجربیات بعدی خدانگهدار😂
مامان آقا امیرعلی مامان آقا امیرعلی ۱۶ ماهگی
تجربه من در رابطه با لوازم سیسمونی که کدوماشون کاربردی و بیشتر مورد استفاده ام قرار گرفت👇🏻

قنداق فرنگی برای فصل سرد خیلی خوبه و راحت میتونیم بغل بگیریم چون شهر ما بهار سرده برا من کاربردی بود ولی برا تابستون یه پتو دورپیچ کفایت می‌کنه
آغوشی یا همون قنداق سوئیسی هم خیلی خوبه هم برا بیرون هم وقتی مهمون میاد خونه چون گردنش شله ازون لحاظ خیلی کاربردی و راحته بغل گرفتن
لباس بنظرم از هر سایز دو یا سه دست کافیه من احساس میکنم کم گرفته بودم که بعد از زایمان گرفتم چون اندازش اومد دستم قبلش زیاد نگرفتم که نمونه رو دستم سایز صفر فقط ۲۰ روز تن بچه های ۳ کیلو به بالا تا ۴ میشه ولی سایز ۱ تا دو سه ماه اوکی باشه فکر کنم چون من بچم ۴ کیلو و خورده ایه سایز یک آستیناشو تا میزنم ولی صفر تا سه ماه دانالو رو اوایل تا میزدم الان اندازست
تخت کنار مادر میخواستم بگیرم ولی منصرف شدم به جاش ننو گهواره سنتی گرفتم که خیلی خوبه راحت می‌خوابه توش و آروم میشه
کریر کلا نخریدم چون زود کوچیک میشه و خوشم نمیومد مثل کیف بچه رو بزاری توش اما کالسکه گرفتم و احساس میکنم خیلی خوبه(باز این نظر شخصیه) شاید بعضی ها خلاف حرف منو بگن که کاملا سلیقه ای هست🤗

باز سوالی بود در خدمتم گفتم تجربه ام رو باهاتون به اشتراک بزارم
مامان 💙
بردین مامان 💙 بردین ۴ ماهگی
#پارت شیشم (تجربه من از سزارین)💐
بعد از ایستادن اولین قدم رو که برداشتم توی قسمت بخیه هام احساس درد کردم آدم نمیتونه گام بلند و کامل برداره گام های کوچیک و سخت حتی نمیتونی پات رو بزاری کم کم میکشی پا رو چند قدم اول اینطوره بعد کم کم بدن عادت به اون حالت میکنه
من با کمک میله های کمکی روی دیوار راه رفتم چیزی حدود طول یه راهرو رفت برگشت رفتم درد داشت اما قابل تحمل گاهیم سوزش که هرحا حس سوزش میکردم می ایستادم مجدد حرکت میکردم خوب میشد( البته قبل از بلند شدن روی تخت با پاهام بازی میکردم و حرکتشون میدادم که باعث شد راحت تر باشه راه رفتنم)
حین راه رفتن بدن آدم احساس ضعف داره که من با خوردن آبمیوه جلوی ضعفم رو میگرفتم بعد از پیاده روی مرحله سرویس بهداشتی رفتن بود که برخلاف تصور من که بنظرمیرسید خیلی سخته خیلیم ساده بود البته سرویس فرنگی و توی سرویس بیمارستان باز هم میله کمکی داشت که کارو راحت میکرد من وقتی که بلند شدم شرت یکبار مصرف و پوشک شورتی سایز بزرگ استفاده کردم که خیلیییی توصیه میکنم....
مامان حسین و راستین🩵 مامان حسین و راستین🩵 ۱۵ ماهگی
بخش ششم🫄🩵
چی باید می گفتم😠
چیکار باید می کردم😭
آخه مگه فایده ای هم داره😓
اگه تاپیک های قبل زایمان منو بخونید تمام اتفاقاتی که سر من و بچه ام هوار شد رو من از قبل پیش بینی کرده بودم
زایمان طبیعی در اولویته،منم میگم باشه ،اصلا مگه خود من با شما هم عقیده نیستم ولی خوب مگر نه اینکه علت به وجود اومدن سزارین همین زایمان های پرخطر و موارد اورژانسی بوده
پس شما کی می‌خواین این ضرورت رو تشخیص بدین
فقط خدا می دونه که یه مادر چقدر توی نه ماه بارداریش استرس می‌کشه که خیالش از سلامت جگرگوشه راحت بشه،خدا یه دسته گل بهت میده بعد به خاطر این قوانین مسخره چه آسیب هایی که به این فرشته های کوچولو وارد نمیشه😔😔😔
من همه ی این حرفا رو توی بیمارستان گفتم،به همه
اما فکر می کنید فایده ای هم داره و یا اینکه آسیبی که به جسم و روح من وارد شده جبران میشه
پسرم تا روز پنجم بیمارستان بستری بود
روز اول نمی‌دونید واسم به چه سختی گذشت که بچه ام کنارم نبود و باید بدون پسر کوچولوم ترخیص می شدم
امیدوارم واسه هیچکدومتون اتفاق نیفته🥺و زایمان های خیلی راحتی داشته باشید😍
روزهای بعد هم که خودم با وجود اون زایمان سخت که نیاز به مراقبت شدید جسمی و استراحت داشتم توی بیمارستان سپری کردم
روزهای سختی بود اما سعی کردم بخاطر پسرام قوی باشم و به این فکر کنم که خیلی اتفاق های بدتری می تونست بیفته
و خدا رو شاکرم که راستین کوچولوم رو سلامت در کنارم دارم
مطمئنم که این پایان شیرین فقط از لطف خداوندم بوده🥹❤️
مامان نی نی قندی 🥹🍭 مامان نی نی قندی 🥹🍭 ۵ ماهگی
جربه زایمان و بارداری من پارت آخر

چندتا توصیه ام بکنم ؛ حتما توی بیمارستان چهار پنج تا شورت ببرید ، از این پوشکهای سایز بزرگ یک بسته کامل ببرین ، شب اول رو حتما اتاق خصوصی بگیرین ، واقعا خیلی خوبه ، من خصوصی گرفتم هم شوهرم هم خواهرم موندن پیشم و برای راه رفتن و بلند شدن شوهرم دستمو گرفت و بودنش واجب بود ، باوجود اینکه اونشب درد داشتم و زیاد احوالم خوش نبود ولی بودن شوهرم باعث شد خیلی بهتر بشم ، تا جایی که میتونین بعد عمل راه برین و مایعات بخورین ، من تا صبح فکر کنم ۱۰-۱۵ بار بلند شدم راه رفتم وقتی که دکترم اومد صبح منو ببینه باورش نمیشد من از جام بلند شدم میگفت فکر کردم با این وزن تو اصلا بلند نمیشی ، راستی بعد عمل گفتن تا هشت ساعت که هیچی نمیتونی بخوری ، خواهرم فقط با در بطری توی دهنم اب می ریخت ، بعد هشت ساعت گفتن فقط مایعات بخور تا هشت ساعت ولی من خیلی ضعف داشتم از همون غذای بیمارستان که برای همراهیم بود چند قاشق خوردم و حسابی جویدم که بالا نیارم ، ولی بازم مدفوعم توی بیمارستان نیومد و وقتی صبح اومدن پرسیدن الکی گفتم مدفوع کردم که زودتر مرخص شیم ، وقتی رفتم خونه خاکشیر آلو و کیوی خوردم و روز بعدش مدفوع کردم، هرروز میرفتم حموم چون دکترم گفت همون اب حموم بهترین درمان برای بخیه هات هست ، تنها بدی سزاربن برای من همین بی حسی اسپاینال بود که هنوزم جاش درد میکنه و از بعد زایمان از همون نقطه کمر درد شدید میشم ، خلاصه که اینم تجربه من ، راستی اینم بگم وزنمم همون ده روز اول برگشت به وزن قبلیم و ۱۶ کیلو کم کردم 😊 امیدوارم همتون به سلامتی زایمان کنین
مامان نیکی مامان نیکی ۲ ماهگی
کاش تو فرهنگ کشورمون یا تو قانون کشور برای خانومایی که تازه بچه دار شدن این بود که تا دو سالگی بچه یه نفر بود به عنوان کمکی تو کارای خونه تمیز کاری و پخت و پز و صفر تا صد کارای خونه رو انجام میداد، بعد مادر هم با خیال راحت و با عشق به بچه اش و همسرش رسیدگی میکرد....بخدا این زایمان نیس که مامانا رو فرسوده میکنه این خستگی و کم اوردن و مسئولیت نا تمومه که خانوما رو از پا میندازه....مخصوصا یکی دو سال اول ادم خیلی کم میاره به بچه برس به همسر برس به خونه زندگیت برس این وسطم مهمون داری و بقیه مخلفاتش!!!! من خسته ام ...از رسیدگی به بچم خسته نیستما از اینکه شب باید فکر ناهار فردا باشم از اینکه خونه هی بهم میریزه از اینکه به خودم نمیتونم برسم از کارای اطرافیان از اینکه حس میکنم برای بچم وقت کافی نمیذارم از اینکه هی میخام وارد روتین بشم برای خودم روتین روزمره بسازم نمیشه.... من خودم خواستم مادر بشم همه اینا رو هم میدونستم و بازم خواستم ولی کاش گاهی جای یه تنفس میبود....ولی بازم خداروشکر بخاطر خیلی چیزا♥️ اینم درد و دل اخر شبی...