۲۹ پاسخ

حال خوبی ندارم جیگرم خونه این روزها برای مردممون و جوونای پرپر شده

شاید باورت نشه
منیکه از دل تک تک ثانیه های زندگیم یه لبخند یه ذوق یه چیکه شادی در می‌آوردم و از نفس کشیدن لذت میبردم
روزهاست از لذت دور شدم...
پیامت رو خوندم و هرچی فکر کردم هیچی به ذهنم نیومد...

تنها دلخوشی من تو این روزا وجود عزیزانم کنارمه،خدا رو هزاران بارشکر بابت وجودشون،واینکه نیلا هم با کاراش وحرفاش باعث میشه حواسمون یخورده از اتفاقای تلخ پرت شه،
به امید روزای روشن برای همه ی مردمم🤲💙

هیچی خانواده همسرم به جون هم افتادن بهترین اتفاقی بود که. شنیدم دشمن به جون هم افتاده

چیزی ک‌فکر‌میکر‌دم اگر اتفاق بیفته بهترین اتفاقه امسالمه اتفاق افتاد و نه تنها بهترین اتفاق محسوب نشد بلکه احساس میکنم دارم از هر جهت پاره میشم ، هر چیزیو نباید زورکی خواست

ازوقتی ک تاپیک گذاشتی دستم روتاپیکته هی فک میکنم یادم بیارم
ولی هیچی....🙃

من شاغل هستم دخترم دیشب هی طرف باباش رو می‌گرفت گفتم صبح بیدار شدی به بابا جونت زنگ بزن به من زنگ نزنی بیا کارت دارم اصلا انتظار نداشتم بچه سه ساله برگشت گفت الان شما تو از گوشی حذف میکنم خیلی خندیدیم بعد یک دقیقه اومد کلی بوسم کرد گفت ببخشید ،😂😂🤣🤣

خیلی کیف داد خوندن تاپیکت 😍 خوب باشی

روز های سرد زمستون مث روح من سرد وبیروح .......حالم اصلا خوب نیس ....

چقدر درکت کردم و برات خوشحال شدم که گفتی بعد مدتها اسمتو صدا میکنن چون دقیقا من این حس تنهایی و دارم و از اینکه بهم میگن مامان رایان بدم میاد🥲و در مورد ذوق اگه تا ماه اینده معلوم بشه که پسرم سلیاک نداره واقعااا ذوق میکنم بزرگترین دوق امسال🥹توروخدا میشه دعا کنید پسرم سلیاک و محدودیت غذایی نداشته باشه؟

ولی کلا چیزی که آزارم میده فقره فقر زیاد.
خانواده من یعنی خواهر برادرام همشون فقیرن. و من غصه همه باید بخورم یه دورهمی درست نداریم از بی پولی.

خانواده شوهرم بهتر از ما هستن که محل به ما نمیذارن و خودشون با خودشون مسافرت و تفریح گردش دارن. ما هم از نداری نه جهاز دارم نه پول اجاره و رهن خونه، کنج خونه مادرشوهر پیر و مریضم نشستیم و حسرت اینکه یه روز منم تو خونه زندگی خودم باشم به دلمه.
عمرم رفت

پسرم دیشب گفت ما دس بشو....
یعنی مامان دستم بشور...

خیلی خوب بود اخه تازه دیروز تخم کبوتر بهش دادم زبونش باز بشه فقط کلمه های ناقص میگه

وقتی پسرم دستاشو دور گردنم میزاره دنیارو بهم میده

خداروشکر که حالت خوبه
ولی من امسال هرچی دوست و فامیل داشتیم همه باهامون قطع رابطه کردن
بخاطر اینکه فقیر هستیم
و شایدم به قول خودشون من بد قدم هستم
چون پارسال بچا ام سقط شد و تا الان هم بارداردنشدم
کلا رو گوشیشون زنگ‌میزنم جواب نمیدن
منم همه شماره هارو پاک کردم و منتظر معجزه هستم

خوشحالم برات😘😘😘
واسه منم بین تمام ناراحتی واسه جوونامون میتونم بگم این چند وقته دخترم داره دوکلمه ای و۳کلمه ای صحبت میکنه💕💕

واقعا چقد پیامت خوب بود دختر من یه هفته بود بیرون نمیرفت دیروز کارت عروسی برامون اومد یعنی خونه مامانم بودیم بعد یک هفته دختر من با نوه زنداییم حسابی بازی کرد و خوشحال بود این بهترین اتفاق بود سکوت این چند روز بهترین اتفاق بود.در مورد اسم هم من اسم مامان دوست دخترمو میارم ولی اون اسممو نمیگه😏

چقدر خوب
منم خیلی وقته ک تنهام
با هیچ کس رفت و آمد ندارم چون شهر غریبم
بیرون هم نمیرم ک دوست پیدا کنم
ولی خب بالاخره کاری رو ک سال‌هاست دوس داشتم رو انجام دادم
بینیمو عمل کردم و با تموم سختیاش الان خوشحالم

نمیخوام حال دلتو بد کنم تازه پدرمو از دست دادم حال دلم آشوبه🖤😭

چقدر خوشحال شدم براتون🥰❤️
انشالله همیشه حال دلتووون عااالی باشه

برای من اتفاق خوبی ک براش کلی ذوق کنم فعلا نیوفتاده اتفاقا تو این روزا خیلی دوس دارم ی چیزی بشه خوشحال بشم ذوق کنم
دو هفته بود از خونه اصلا بیرون نرفته بودم تا امشب با همسرم و دخترم رفتیم با ماشین تو شهر دور زدیم اومدیم🥲

من امشب برای یه اتفاق خوب از ته دل گریه کردم(اشک شوق) الهی که اگه خدا صلاح میدونه بشه🥹❤️

ذوق که نه اما یه مدته روتین پوستی شروع کردم حس خوبی بهم میده انگار به قول شما دارم یه کاری رو فقط بخاطر خودم انجام میدم این حس خوبی برام داره

ریحانه جون تبریک میگم بهت باشگاه خیلی انتخاب خوبیه من هم یروزی ذوق میکنم🙂‍↕️

چقدر من ذوق کردم باخوندن پیامت

انقد حالم بده استرس و‌حال بدی دارم که هیچی خوشحالم نمیکنه عصبیم همش در حال گریه اک

یه هفته دیگه میام بهت میگم 😂

چه خوب
منم باید باشگاه ثبت نام کنم حتما
وزنمم رفته بالایکم،ی ۴ ۵کیلویی لاغر شم عالی میشه

مدرک پسرم بزرگترین شادی این چند روزم بودش

بهترین اتفاق اینروزا اینه که با چالش های بارداری دوم دارم آشنا میشم

❤️❤️❤️

سوال های مرتبط

مامان یاسین مامان یاسین ۴ سالگی
سلام
مامانا من چرا حس میکنم مادر خوبی برای پسرم نیستم حس میکنم مادر کافی واسش نبودم من یه دختر تنها بودم که از بچه داری سردرنمیاوردم به هوای حرف مادرم گذاشتم بچه دار شدم ولی متاسفانه مامانم فوت کرد و من موندم بی تجربگیام که باعث شد پسرم رفتار خوبی نداشته باشه یهو پرخاشگری میکنه میاد میزنه چیزی بخاد نخریم جیغ و داد میکنه حس میکنم خودمم مادر خوبی براش نبودم الان میبینم بعضی مامانا میشینن قشنگ با بچه هاشون کار میکنن من تا به حال هیچ کاری باهاش انجام ندادم جز اینکه رنگارو یادش میدم چیزای بزرگ و کوچیک و عدد هارو میدونه ولی نه به ترتیب و اسم بعضی حیواناتو حس میکنم مادر خیلی بدی بودم واسش🥺🥺مادر کافی براش نبودم البته تقصیر اطرافیانم بوده چون مادرنداشتم تو بچه داریم دخالت کردن و همش سرزنشم میکردن باعث میشدن همش باوحرفاشون ب حوصله باشم اعصاب داغون😭😭😭😭 الانم حس میکنم من مادر کافی برا بچم نبودم مادری نبودم ک براش وقت بزارم کاش من بجای مامانم میمیردم 😭😭😭😭