۱۱ پاسخ

برف شادی مواد سمی داخلش هست اصلا چیز خوبی نیست برای بازی بچه ها

واسه تولدش خریدم یه ثانیه نشد همه اشو فیس فیس زد تموم شد همون روز🤣

بوش اذیت نکرد بچه رو

وای مامان لیام جون شما قبلا هم گهواره داشتین و پاک کردین درسته؟ من دستور سویق گذاشته بودین سیو کرده بودم🤭
خیلی خوشحال شدم اتفاقی پیجتون رو دیدم

عزیز دلمممم😍
چه خووووب منم امتحان کنم
بچه های من که فقط برف رو توی کتاب دیدن🫠فک کنم خوششون بیاد😍

چقدر عالی
رادینم کلی دوست داره

من دخترم کلی ذوق میکنه میدو میره اینور اونور که بهش بخوره

پسر من از برف شادی می‌ترسه😂واسه تولدش خریدم که بزنم ولی فهمیدم نباید بزنم وگرنه تولد زهرمار میکن

پسر من فقط میخنده بهش 😂😂ما یکی رو کامل سر خنده به فنا دادیم رفت

تولدش ک زدم ی جوری ترسید ک گند زد تو تولدش
امروزم یکم بازی کردم باش هی گفت نه نه
یعنی برش دار

منوپسرم ازش میترسه اینقد میترسه ک نگم واست

سوال های مرتبط

مامان بادوم خانوم مامان بادوم خانوم ۲ سالگی
یه بازی که خیلی خیلی بچه هارو سرگرم میکنه شن جادوییه هیچوقت تکراری نمیشه
خیلی بهتر از خمیر بازیه چون خمیر بافت سفت تری داره ولی شکل دادن به این شن واقعا برای بچه راحته خیلی راحت میتونه قالب بزنه

چه فایده ای داره؟👇
✋ تقویت عضلات دست و انگشت‌ها: فشار دادن، له کردن، جمع کردن و قالب زدن شن به تقویت دست‌ها کمک می‌کنه؛ این مهارت‌ها بعداً برای مداد گرفتن و کارهای ظریف مفیدن.
🧠 تقویت حسی: لمس کردن بافت شن، فشار دادن و تغییر شکل دادنش تجربه‌ی حسی خوبی ایجاد می‌کنه.
👀 هماهنگی چشم و دست: وقتی شن رو داخل قالب می‌ریزه یا با دست جابه‌جا می‌کنه.
🧩 حل مسئله و درک علت و معلول: مثلاً می‌بینه اگر فشار بده، شکلش عوض می‌شه یا اگر قالب رو برگردونه، یک شکل ساخته می‌شه.
🎨 خلاقیت و بازی تخیلی: می‌تونه کیک، غذا، حیوان یا هر چیزی که به ذهنش می‌رسه درست کنه.
🗣️ تقویت زبان: حین بازی می‌تونی خیلی طبیعی کلمات جدید وارد کنی: «نرم، سفت، پر، خالی، بزرگ، کوچیک، فشار بده، بریز، دربیار...»
😌 آرام‌سازی و تمرکز: حرکات تکراری مثل فشار دادن و خرد کردن برای بعضی بچه‌ها آرام‌کننده است و کمک می‌کنه مدتی روی یک فعالیت متمرکز بمونن.
مامان سپهراد مامان سپهراد ۲ سالگی
دوستم نزدیک سه ماه پیش زایمان کرده،بچه دومش بچه ضعیف بود گفت فعلا نیاین دیدنش، خلاصه امروز قرار شد بریم ببینمشون
من و سپهراد با دو سه تا از دوستای دیگه رفتیم
از لحظه اول دختر بزرگش که کلاس دومه نمیذاشت سپهراد بره توی اتاقش،وقتی هم که میرفت غر میزد به بچه ،مثلا سپهراد با انگشت عروسکاشو‌ لمس میکرد(حتی برنمیداشت) غر میزد نکن خراب میشه
هرچی دوستم به دخترش میگفت یه چیزی بده به سپهراد بازی کنه اصلا انگار نه انگار فقط غر میزد
حتی دوستم از توی اتاق خودشون یه چیزی داد بهش سپهراد گذاشت زمین،دخترش با غر اومد برداشت برد گذاشت توی اتاق دوستم و با غر برگشت
انقدر این کارا تکرار شد که سپهراد انگار عصبانی شد آماده شدیم برگردیم خونه سپهراد گریه میکرد انگار روش خیلی فشار بود
با خودم گفتم از این به بعد نمیبرمش اونجا
چون یه بار دیگه هم قبل از زایمان دوستم رفتم دخترش همین کارو کرد
البته سری قبل سپهراد اصلا نمیرفت توی اتاقش اما دوستم بردش بهش عروسک داد خوشش اومد
جالبه که همه اسباب بازیاش که خراب شدنی هستن توی کمدشه
فقط پولیشی دم دسته