منم بچه اولم طبیعی آوردم با کلی درد کشیدن کلی بخیه خوردن واقعا اذیت شدم ولی سر دخترم به پا بود سر شدم خودم دوست داشتم طبیعی بشم همه کلاسهام رفتم ورزش هام انجام دادم نشد ولی سزارین سختی داشتم مثل شما مردم زنده شدم ....تخت کناری منم طبیعی بود همه کاراش خودش انجام میداد ولی من مثل مرده ها افتاده بودم خواهرم بچرو میآورد شیر میداد من حتی نمیتونستم بچه شیر بدم یا تکون بخورم
فرداش ک مرخص شدم اومدم خونه بازم بچم شب فقط جیغ میزد چون شیر نداشتم ک بتونه بخوره فقط الکی مک میزد ب بیمارستان بی پدز هم گفته بودم شیر خشک میخوام گفتن ن همون اغوز خوبع بچه من سیر نمیشد اخر مجبور شدم ب خواهرشوهرم گفتم بیاد شیرش بده کاومد بچه من اروم شد دیگ بعد سه روز کم کم شیر کردم بچم اروم گرفت اینم از تجربه زایمانم بچه ها ولی من اگ برگردم عقب چون تجربه دوتا زایمان رو داشتم طبیعی ب نظرم خیلی بهتره چون ت سرپا میشی نمیوفتی ب خدا تخت کناریم طبیعی بود راحت بچشو شیر میداد میشست ولی من بدبخت ن طبیعی خیلی بهتره اونایی ک دو دلید سمت سز نرین اشتباه نکنید طبیعی درد ک میاد سراغت حتی همون درد وحشتناکش فقط باید نفس عمیق بکشی بعدش بزاری تموم شه میگیره ول میکنه ولی بهتراز سز ک هفت لایه شکم پاره کنن نتونی مثل ادم بشینی راه بری خیلی سخته
فرداش ک مرخص شدم اومدم خونه بازم بچم شب فقط جیغ میزد چون شیر نداشتم ک بتونه بخوره فقط الکی مک میزد ب بیمارستان بی پدز هم گفته بودم شیر خشک میخوام گفتن ن همون اغوز خوبع بچه من سیر نمیشد اخر مجبور شدم ب خواهرشوهرم گفتم بیاد شیرش بده کاومد بچه من اروم شد دیگ بعد سه روز کم کم شیر کردم بچم اروم گرفت اینم از تجربه زایمانم بچه ها ولی من اگ برگردم عقب چون تجربه دوتا زایمان رو داشتم طبیعی ب نظرم خیلی بهتره چون ت سرپا میشی نمیوفتی ب خدا تخت کناریم طبیعی بود راحت بچشو شیر میداد میشست ولی من بدبخت ن طبیعی خیلی بهتره اونایی ک دو دلید سمت سز نرین اشتباه نکنید طبیعی درد ک میاد سراغت حتی همون درد وحشتناکش فقط باید نفس عمیق بکشی بعدش بزاری تموم شه میگیره ول میکنه ولی بهتراز سز ک هفت لایه شکم پاره کنن نتونی مثل ادم بشینی راه بری خیلی سخته
حالا بنظرت چون درد دوتاشو کشیدی کدومش راحتر بود؟
فرداش ک مرخص شدم اومدم خونه بازم بچم شب فقط جیغ میزد چون شیر نداشتم ک بتونه بخوره فقط الکی مک میزد ب بیمارستان بی پدز هم گفته بودم شیر خشک میخوام گفتن ن همون اغوز خوبع بچه من سیر نمیشد اخر مجبور شدم ب خواهرشوهرم گفتم بیاد شیرش بده کاومد بچه من اروم شد دیگ بعد سه روز کم کم شیر کردم بچم اروم گرفت اینم از تجربه زایمانم بچه ها ولی من اگ برگردم عقب چون تجربه دوتا زایمان رو داشتم طبیعی ب نظرم خیلی بهتره چون ت سرپا میشی نمیوفتی ب خدا تخت کناریم طبیعی بود راحت بچشو شیر میداد میشست ولی من بدبخت ن طبیعی خیلی بهتره اونایی ک دو دلید سمت سز نرین اشتباه نکنید طبیعی درد ک میاد سراغت حتی همون درد وحشتناکش فقط باید نفس عمیق بکشی بعدش بزاری تموم شه میگیره ول میکنه ولی بهتراز سز ک هفت لایه شکم پاره کنن نتونی مثل ادم بشینی راه بری خیلی سخته
فرداش ک مرخص شدم اومدم خونه بازم بچم شب فقط جیغ میزد چون شیر نداشتم ک بتونه بخوره فقط الکی مک میزد ب بیمارستان بی پدز هم گفته بودم شیر خشک میخوام گفتن ن همون اغوز خوبع بچه من سیر نمیشد اخر مجبور شدم ب خواهرشوهرم گفتم بیاد شیرش بده کاومد بچه من اروم شد دیگ بعد سه روز کم کم شیر کردم بچم اروم گرفت اینم از تجربه زایمانم بچه ها ولی من اگ برگردم عقب چون تجربه دوتا زایمان رو داشتم طبیعی ب نظرم خیلی بهتره چون ت سرپا میشی نمیوفتی ب خدا تخت کناریم طبیعی بود راحت بچشو شیر میداد میشست ولی من بدبخت ن طبیعی خیلی بهتره اونایی ک دو دلید سمت سز نرین اشتباه نکنید طبیعی درد ک میاد سراغت حتی همون درد وحشتناکش فقط باید نفس عمیق بکشی بعدش بزاری تموم شه میگیره ول میکنه ولی بهتراز سز ک هفت لایه شکم پاره کنن نتونی مثل ادم بشینی راه بری خیلی سخته
حالا بنظرت چون درد دوتاشو کشیدی کدومش راحتر بود؟
الهی عزییییزم چقد سختی کشیدی😢😢😢😢😢
عزیزم کدوم بیمارستان بودی؟؟
حالا بنظرت چون درد دوتاشو کشیدی کدومش راحتر بود؟
وای چقد سختی کشیدی من ۳سانت بودم رفتم بیمارستان تو ۴ساعت زایمان کردم
ولی خب منم ۲۵تابخیه خوردم خیلی پاره شده بودم
فرداش ک مرخص شدم اومدم خونه بازم بچم شب فقط جیغ میزد چون شیر نداشتم ک بتونه بخوره فقط الکی مک میزد ب بیمارستان بی پدز هم گفته بودم شیر خشک میخوام گفتن ن همون اغوز خوبع بچه من سیر نمیشد اخر مجبور شدم ب خواهرشوهرم گفتم بیاد شیرش بده کاومد بچه من اروم شد دیگ بعد سه روز کم کم شیر کردم بچم اروم گرفت اینم از تجربه زایمانم بچه ها ولی من اگ برگردم عقب چون تجربه دوتا زایمان رو داشتم طبیعی ب نظرم خیلی بهتره چون ت سرپا میشی نمیوفتی ب خدا تخت کناریم طبیعی بود راحت بچشو شیر میداد میشست ولی من بدبخت ن طبیعی خیلی بهتره اونایی ک دو دلید سمت سز نرین اشتباه نکنید طبیعی درد ک میاد سراغت حتی همون درد وحشتناکش فقط باید نفس عمیق بکشی بعدش بزاری تموم شه میگیره ول میکنه ولی بهتراز سز ک هفت لایه شکم پاره کنن نتونی مثل ادم بشینی راه بری خیلی سخته
فرداش ک مرخص شدم اومدم خونه بازم بچم شب فقط جیغ میزد چون شیر نداشتم ک بتونه بخوره فقط الکی مک میزد ب بیمارستان بی پدز هم گفته بودم شیر خشک میخوام گفتن ن همون اغوز خوبع بچه من سیر نمیشد اخر مجبور شدم ب خواهرشوهرم گفتم بیاد شیرش بده کاومد بچه من اروم شد دیگ بعد سه روز کم کم شیر کردم بچم اروم گرفت اینم از تجربه زایمانم بچه ها ولی من اگ برگردم عقب چون تجربه دوتا زایمان رو داشتم طبیعی ب نظرم خیلی بهتره چون ت سرپا میشی نمیوفتی ب خدا تخت کناریم طبیعی بود راحت بچشو شیر میداد میشست ولی من بدبخت ن طبیعی خیلی بهتره اونایی ک دو دلید سمت سز نرین اشتباه نکنید طبیعی درد ک میاد سراغت حتی همون درد وحشتناکش فقط باید نفس عمیق بکشی بعدش بزاری تموم شه میگیره ول میکنه ولی بهتراز سز ک هفت لایه شکم پاره کنن نتونی مثل ادم بشینی راه بری خیلی سخته
حالا بنظرت چون درد دوتاشو کشیدی کدومش راحتر بود؟
عزیزم خیلی اذیت شدی که
🥹🥹واي چقدر سخته زايمان
اخ دو دزده شدی که 🤦♀️ نمیشده صبر کنن یا برش بدن بچه رو بیارن بیرون؟
اخ دو دزده شدی که 🤦♀️ نمیشده صبر کنن یا برش بدن بچه رو بیارن بیرون؟
عزیزم دقیقا تجربه منو تو هم داری منم تجربم گذاشتم با جون و دل درکت میکنم خیلی سختی کشیدیم
بعد چی شد زایمال کردی یا ن
گفتم ن زور بهم نمیاد اصلا فقط ی درد مثل پریود ت کمرم زیر دلم میپیچید ک انگار داشت کمرم نصف میشد ول میکرد ماما همرا میگفت زور بزن الکی فقط زور میزدم حس زور ب مقعدم رو نداشتم دکترم دید فایده نداره گفت من بیشتر از این نمیزارم بمونی ببریمت سزارین برد منو سزارین اونجا از شدت درد کمرم درد امپول بی حسی کنر هیچ بود موقع سز پاهام بی حس شد هیچ دردی حس نمیکردم تا معده ام بچه ها بی حس بود هم بی حسی رو زدن شروع کردن برش زدن بچه ها حرکت شون رو حس مبکردم رو شکمم ولی دردشو ن حس خیلیچندشی بود وقتی بچه رو کشیدن بیرون انگار ک دل روده ام رو بیرون اوردن شکمم هی ابن ور اون ور میشد ولی خوبیش این بود زود تموم شد نهایت ی ربع بیشتر طول نکشیذ بردنم ریکاوری دوساعت اونجا بودم لرز گرفته بود منو بعدش درد شکمم شروع شد با همون درد اومدن شکممو فشار دادن مرگمو جلو چشمام دیدم پاهام هنوز بی حس بود منو بردن ت بخش اونجا هم سه چهار بار اومدن شکمم فشار دادن اشکم در اومده بود دیگ ت بخش شیاف گذاشتن ارومتر شد ولی برا راه رفتن ک گفتن راه برو انگار ی وزنه سنگین ب سمت پایبن کشیده میشد بخیع هام خیلی ذرد میکرد میسوخت خیلی حال بدی داشتم بچمو اصلا نمیتونستم شیر بدم ب ی شانه نمیتونستم بخوابم راستی بچم تا صبح بیدار بود چون من شیر نداشتم هلاک میشد هی سینم میذاشتم دهنش بعد پنج ذقیقه دوباره گریع میکرد تا صبح همین بود
شیاف گل مغربی ضرر نداره روزی سه تا؟
گفتم ن زور بهم نمیاد اصلا فقط ی درد مثل پریود ت کمرم زیر دلم میپیچید ک انگار داشت کمرم نصف میشد ول میکرد ماما همرا میگفت زور بزن الکی فقط زور میزدم حس زور ب مقعدم رو نداشتم دکترم دید فایده نداره گفت من بیشتر از این نمیزارم بمونی ببریمت سزارین برد منو سزارین اونجا از شدت درد کمرم درد امپول بی حسی کنر هیچ بود موقع سز پاهام بی حس شد هیچ دردی حس نمیکردم تا معده ام بچه ها بی حس بود هم بی حسی رو زدن شروع کردن برش زدن بچه ها حرکت شون رو حس مبکردم رو شکمم ولی دردشو ن حس خیلیچندشی بود وقتی بچه رو کشیدن بیرون انگار ک دل روده ام رو بیرون اوردن شکمم هی ابن ور اون ور میشد ولی خوبیش این بود زود تموم شد نهایت ی ربع بیشتر طول نکشیذ بردنم ریکاوری دوساعت اونجا بودم لرز گرفته بود منو بعدش درد شکمم شروع شد با همون درد اومدن شکممو فشار دادن مرگمو جلو چشمام دیدم پاهام هنوز بی حس بود منو بردن ت بخش اونجا هم سه چهار بار اومدن شکمم فشار دادن اشکم در اومده بود دیگ ت بخش شیاف گذاشتن ارومتر شد ولی برا راه رفتن ک گفتن راه برو انگار ی وزنه سنگین ب سمت پایبن کشیده میشد بخیع هام خیلی ذرد میکرد میسوخت خیلی حال بدی داشتم بچمو اصلا نمیتونستم شیر بدم ب ی شانه نمیتونستم بخوابم راستی بچم تا صبح بیدار بود چون من شیر نداشتم هلاک میشد هی سینم میذاشتم دهنش بعد پنج ذقیقه دوباره گریع میکرد تا صبح همین بود
گفتم ن زور بهم نمیاد اصلا فقط ی درد مثل پریود ت کمرم زیر دلم میپیچید ک انگار داشت کمرم نصف میشد ول میکرد ماما همرا میگفت زور بزن الکی فقط زور میزدم حس زور ب مقعدم رو نداشتم دکترم دید فایده نداره گفت من بیشتر از این نمیزارم بمونی ببریمت سزارین برد منو سزارین اونجا از شدت درد کمرم درد امپول بی حسی کنر هیچ بود موقع سز پاهام بی حس شد هیچ دردی حس نمیکردم تا معده ام بچه ها بی حس بود هم بی حسی رو زدن شروع کردن برش زدن بچه ها حرکت شون رو حس مبکردم رو شکمم ولی دردشو ن حس خیلیچندشی بود وقتی بچه رو کشیدن بیرون انگار ک دل روده ام رو بیرون اوردن شکمم هی ابن ور اون ور میشد ولی خوبیش این بود زود تموم شد نهایت ی ربع بیشتر طول نکشیذ بردنم ریکاوری دوساعت اونجا بودم لرز گرفته بود منو بعدش درد شکمم شروع شد با همون درد اومدن شکممو فشار دادن مرگمو جلو چشمام دیدم پاهام هنوز بی حس بود منو بردن ت بخش اونجا هم سه چهار بار اومدن شکمم فشار دادن اشکم در اومده بود دیگ ت بخش شیاف گذاشتن ارومتر شد ولی برا راه رفتن ک گفتن راه برو انگار ی وزنه سنگین ب سمت پایبن کشیده میشد بخیع هام خیلی ذرد میکرد میسوخت خیلی حال بدی داشتم بچمو اصلا نمیتونستم شیر بدم ب ی شانه نمیتونستم بخوابم راستی بچم تا صبح بیدار بود چون من شیر نداشتم هلاک میشد هی سینم میذاشتم دهنش بعد پنج ذقیقه دوباره گریع میکرد تا صبح همین بود فرداش ک مرخص شدم اومدم خونه بازم بچم شب فقط جیغ میزد چون شیر نداشتم ک بتونه بخوره فقط الکی مک میزد ب بیمارستان بی پدز هم گفته بودم شیر خشک میخوام گفتن ن
گفتم ن زور بهم نمیاد اصلا فقط ی درد مثل پریود ت کمرم زیر دلم میپیچید ک انگار داشت کمرم نصف میشد ول میکرد ماما همرا میگفت زور بزن الکی فقط زور میزدم حس زور ب مقعدم رو نداشتم دکترم دید فایده نداره گفت من بیشتر از این نمیزارم بمونی ببریمت سزارین برد منو سزارین اونجا از شدت درد کمرم درد امپول بی حسی کنر هیچ بود موقع سز پاهام بی حس شد هیچ دردی حس نمیکردم تا معده ام بچه ها بی حس بود هم بی حسی رو زدن شروع کردن برش زدن بچه ها حرکت شون رو حس مبکردم رو شکمم ولی دردشو ن حس خیلیچندشی بود وقتی بچه رو کشیدن بیرون انگار ک دل روده ام رو بیرون اوردن شکمم هی ابن ور اون ور میشد ولی خوبیش این بود زود تموم شد نهایت ی ربع بیشتر طول نکشیذ بردنم ریکاوری دوساعت اونجا بودم لرز گرفته بود منو بعدش درد شکمم شروع شد با همون درد اومدن شکممو فشار دادن مرگمو جلو چشمام دیدم پاهام هنوز بی حس بود منو بردن ت بخش اونجا هم سه چهار بار اومدن شکمم فشار دادن اشکم در اومده بود دیگ ت بخش شیاف گذاشتن ارومتر شد ولی برا راه رفتن ک گفتن راه برو انگار ی وزنه سنگین ب سمت پایبن کشیده میشد بخیع هام خیلی ذرد میکرد میسوخت خیلی حال بدی داشتم بچمو اصلا نمیتونستم شیر بدم ب ی شانه نمیتونستم بخوابم راستی بچم تا صبح بیدار بود چون من شیر نداشتم هلاک میشد هی سینم میذاشتم دهنش بعد پنج ذقیقه دوباره گریع میکرد تا صبح همین بود فرداش ک مرخص شدم اومدم خونه بازم بچم شب فقط جیغ میزد چون شیر نداشتم ک بتونه بخوره فقط الکی مک میزد ب بیمارستان بی پدز هم گفته بودم شیر خشک میخوام گفتن ن
گفتم ن زور بهم نمیاد اصلا فقط ی درد مثل پریود ت کمرم زیر دلم میپیچید ک انگار داشت کمرم نصف میشد ول میکرد ماما همرا میگفت زور بزن الکی فقط زور میزدم حس زور ب مقعدم رو نداشتم دکترم دید فایده نداره گفت من بیشتر از این نمیزارم بمونی ببریمت سزارین برد منو سزارین اونجا از شدت درد کمرم درد امپول بی حسی کنر هیچ بود موقع سز پاهام بی حس شد هیچ دردی حس نمیکردم تا معده ام بچه ها بی حس بود هم بی حسی رو زدن شروع کردن برش زدن بچه ها حرکت شون رو حس مبکردم رو شکمم ولی دردشو ن حس خیلیچندشی بود وقتی بچه رو کشیدن بیرون انگار ک دل روده ام رو بیرون اوردن شکمم هی ابن ور اون ور میشد ولی خوبیش این بود زود تموم شد نهایت ی ربع بیشتر طول نکشیذ بردنم ریکاوری دوساعت اونجا بودم لرز گرفته بود منو بعدش درد شکمم شروع شد با همون درد اومدن شکممو فشار دادن مرگمو جلو چشمام دیدم پاهام هنوز بی حس بود منو بردن ت بخش اونجا هم سه چهار بار اومدن شکمم فشار دادن اشکم در اومده بود دیگ ت بخش شیاف گذاشتن ارومتر شد ولی برا راه رفتن ک گفتن راه برو انگار ی وزنه سنگین ب سمت پایبن کشیده میشد بخیع هام خیلی ذرد میکرد میسوخت خیلی حال بدی داشتم بچمو اصلا نمیتونستم شیر بدم ب ی شانه نمیتونستم بخوابم راستی بچم تا صبح بیدار بود چون من شیر نداشتم هلاک میشد هی سینم میذاشتم دهنش بعد پنج ذقیقه دوباره گریع میکرد تا صبح همین بود فرداش ک مرخص شدم اومدم خونه بازم بچم شب فقط جیغ میزد چون شیر نداشتم ک بتونه بخوره فقط الکی مک میزد ب بیمارستان بی پدز هم گفته بودم شیر خشک میخوام گفتن ن
🥹🥹واي چقدر سخته زايمان
خب
خببب؟؟
خببب؟؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.