تو اعتکاف که بودم یه دختربچه بود اسمش مهنا بودش
خیلی دختر خوب و مستقلی بود
خوب صحبت می‌کرد و مهربون بود و اما حساسیت های دخترانه داشت🥰

مادرش و دادشش فقط روز اول بودن و بقیه دو روز رو پیش مادربزرگش و دوست مادرش بود
خیلی به اندازه سنش به من برای پسرم کمک می‌کرد میگفت عین دادشمه اخه هم اسم دادشش بود و ۴ ماه فقط اختلاف داشتن
منم برای اینکه خوشحالش کنم گفتم بیا ازت عکس بگیرم و کارتونیش کنم

حالا روز سوم زودتر رفت نشد عکس رو بهش بدم😐به مسئول اعتکاف گفتم من باید یچیزی براش بفرستم شماره اش تو شاد پیدا نمیشه مادرشم پیام داده به من بفرست که اونم حسابش پیدا نمیشه😂 که گفت مادربزرگش اون ته نشسته و برو پیشش که از طریق اون بالاخره دستش رسوندم اخه خیلی ذوق داشت عکسش کارتونی بشه🫠 شاید هیچ وقت نبینمش اما همینکه به قوام عمل کردم خوشحالم…

و خلاصه این شد نتیجه کار🥹😍

درکل میخوام بگم وقتی به بچه ها قول میدید حتما عمل کنید هیچ وقت وعده و حرف دروغ بهشون نگید…
اینجا جوجوعه ( درحال که نیس) بخور بریم پارک( درحالی که نمیرید)و…


واکسن بهداشت پوشک قطره

تصویر
۷ پاسخ

ای جانم چه عالی🥹😍😍😘
چقدر نتیجه گیری اخرتو دوست داشتم ایول❤️✌🏻

👍👍👍👍❤❤

عزیزم چه قلب‌مهربونی‌داری🩷چه دختر نازی

خدا حفظش کنه

مگه تو اعتکاف بچه کوچیک میزارن الان؟ من دوساله نرفتم چقدر تغییر کرده😶😐

چقدرم نازه 😍

ای جان چ نازه خدا نگهش داره برای خانوادش

سوال های مرتبط

مامان 👶🏻آرسام مامان 👶🏻آرسام ۱۶ ماهگی
چند روز پیش رفتیم مهمونی
ی خانمی که ایشون هم بچه کوچیک داشت تو اون مهمونی بود و هیچ آشنایی هم با همدیگه نداشتیم
وقتی وارد شدم با همه سلام و احوالپرسی کردم چه آشنا و غریبه و ی گوشه نشستم
کاری به نگاه های این خانم ندارم که خیره و بد نگاه میکرد (به این نیت کردم که فرم نگاه کردنش اینطوریه و قصد و غرضی نداره)
اما بچه اش مدام میومد پستونک از دهن آرسام میکشید و آرسام نق میزد و طوری شده بود که تا اون دختر بچه نزدیک می شد آرسام حالت حمله میگرفت که موهاشو بکشه 🫠🫠🫠
و من این وسط همش مراقب باید می‌بودم که به هم آسیب نزنن
اون خانم هم هیچ کاری با بچه اش نداشت فقط همونطوری چپ چپ منو زیر نظر داشت 🙄
من آرسام رو دادم بغل خواهرم گفتم برم براش شیشه آبش رو بیارم وقتی برگشتم دیدم پستونک آرسام تو دهن اون بچه هست و داره همینطور میجوه
آرسام هم داره نگاهش می‌کنه
خواهرم هم متوجه نشده چون همش این دختر بچه جلوی آرسام بود و بالاخره موفق شده بود پستونک رو از دهنش در بیاره و بزاره دهن خودش
اینقدر حرصم گرفت از بی خیالی اون مادر
مامان Avin مامان Avin ۲ سالگی
هنوز نمی‌دونستم خدا آوینمو بهم داده حسرت دختر داشتن روی دلم بود
آخه خودمم یدونه بودم خواهر نداشتم
اصلاً نمی‌دونستم درد دل کردن چطوریه
نمی‌دونم شاید من خیلی مغرورم یا شاید چون خیلی تنها بودم
خداروشکر همسرم خوب بود و هست و دوتا پسر سالم و گل داشتم
اما.....
همیشه خلأ داشتم دلم دختر می‌خواست
به زبون نمیوردم اما ته دلم یه جوری بود انگار خالی بود
شاید از نظر بعضیا مسخره باشه اما من عاشق مادر همسرم بودم
میدونید چرا ؟
چون مثل بچه خودم بهش می‌رسیدم موهاشو شونه می‌کردم میبافتم اگه یه روز نمیدیدمش دلم تنگ میشد براش
یه روز ناخودآگاه گریه ام گرفت جلو بقیه وقتی که دختر خواهر شوهرم برام رقصید و اومد تو بغلم اون موقع یه سالش بود.الکی به همه گفتم از خوشحالی گریه کردم اما دروغ گفتم دلم یه دختر مو مشکی میخواست که برام ناز کنه و منم موهاشو ببافم .
درست یه هفته بعد فهمیدم دختر کوچولوی مامان اومده که همدلم باشه 🥰
وقتی آوین کوچولو رو شش ماهه باردار بودم مادر شوهر عزیزم ما رو ترک کرد برای همیشه 🥺😔 ولی الان یه دختر دارم که هر وقت نگاهش میکنم میگم انگار خدا روح مادربزرگشو در اون دمیده موهای مشکی و چشای مشکی حتی حالت نشستنش 🥰
و امروز من خداروشکر میکنم به خاطر حضور نازنین دخترم که هنوز نمی‌تونه خوب راه بره اما با تاتی کردنش دلم براش ضعف می‌ره 🥺🥰🥰🥰🥰


۱۴۰۴/۰۵/۲۲
مامان زنبوری مامان زنبوری ۱۵ ماهگی
سلام مامانای مهربون گهواره 🌸

یه موردی من رو خیلی نگران کرده. چند روز پیش من مشغول شام گذاشتن بودم که دخترم توی سالن نشسته بود و یهو شروع کرد به عوق زدن. سریع دویدم و توی دهنش رو نگاه کردم و هیچی نبود، ولی بلافاصله خوب شد؛ یعنی در عرض چند ثانیه.
دور و برش رو نگاه کردم که ببینم چی برداشته خورده، که ناخن‌گیرش رو دیدم کلاً قطعاتش رو از هم جدا کرده. 😭 اولش نگران شدم که اون آهن کوچیکی که اهرم رو بهش چفت می‌کنه خورده باشه، ولی بعد اون آهن کوچیکم پیدا کردم و خیالم از اون بابت راحت شد.

ولی خب اهرم ناخن‌گیرش رو نمی‌دونم چیکار کرده. خیلییی می‌ترسم که نکنه خدایی نکرده خورده باشه. ولی خب از طرفی هم بهش فکر می‌کنم که اونقدرام ریز نیست که قابل بلع باشه و پایین بره...
هیچ علائمی هم نداشته. توی این چند روز هم غذاشو خوب خورده، هم دفع داشته، ولییییی هرچقدر می‌گردم اون اهرم لعنتی رو پیدا نمی‌کنم و این نگرانم می‌کنه... 😭

چیکار کنم به نظرتون؟؟؟

ناخن‌گیرش دقیقاً این مدلی بود.