از طرفی ترس ترمیم نشدن داشتم از طرفی درد غیر قابل تحمل :)
صادقانه بگم به یه آدم با آستانه تحمل بالا نیاز داشت
برای راه رفتن خم میشدم و نمی‌تونستم راحت راه برم و باید از دیگران کمک می‌گرفتم یا در و دیوار رو محکم می‌گرفتم ،از رو تخت بلند شدن که برای خودش یه داستان دیگه داشت....
خداروشکر دردا رو تحمل کردم ،هر شیش ساعت شیاف میذاشتن کمی درد رو قابل حل میکرد برام،نمیتونستم به بچم شیر بدم و مادرم بچمو می‌داشت به نحوی که بتونه شیر بخوره و خب اولین بار واسه شیر اومدن باید فشار میدادم که سخت بود
خلاصه بعد از دو روز مرخص شدم و رفتم خونه
بعد از یک هفته شکر خدا خوبن خوب شدم
الان به راحتی شیر میدم ،شبا بیدار میشم و هر دو ساعت به پسرم شیر میدم ،راه برم و کارای روزمره و سبک رو راحت انجام میدم

انشاالله قسمت تک تکتون ،انشالله بسلامتی زایمان کنن مادرانی باردار و باقی هم به لطف خدا زودتر دامنشون سبز شه🤍🙂‍↕️✨
سزارین برای من خارج از انتخاب نبود و من برگردم بازم انتخابش میکنم ،هر چند همه بعدش کلی سرزنشم کردن ولی خب من اهمیت ندادم چون انتخابم بود ،درد بعد از عمل زیاد بود بله ،به شدت درد داشتم ولی خب بالاخره هر جفت زایمان ها همینجوری هستن و خارج از محدوده درد نیست قطعا
همین که میگذره و بعدش کلی عشق و لذت مادر شدن برات میمونه خداروشکر 😃❤️

۶ پاسخ

سلام عزیزم
پمپ درد نداشتی؟

مبارک باشه عزیزم
هزینت چقدرشدتوبیمارستان سعدی واینکه چرادوروزاونجابودی

سلام عزیزم به سلامتی خداروشکر که به سلامتی این مراحل گذروندی و گل پسرت سالم بغل گرفتی
دعا کن ما هم این روزها به سلامتی بگذرونیم
درباره هزینه ها بیمارستان سعدی هم اگر میشه بنویس

چشمت روشن عزیزمم🥹😍

عزیزم چشمت‌روشن
خیلیم عالی
از‌دکتر‌راضی بودی؟ بخیه هات چطور‌ن؟کی میری بگشی؟
هزینه زایمانت کامل چقدشد؟؟؟برای یک شب؟
منم پنج شنبه دیگ بادکترکردجزی توسعدی نوبت عملمه دقیقا۳۸هفته۱ روز میشم

مبارک عزیزم 🥰🥰

سوال های مرتبط

مامان علی👶🏻🧸 مامان علی👶🏻🧸 ۸ ماهگی
سلام مامانای گل.....اومدم مقداری از تجربه‌ی زایمان سزارینی که داشتم رو بهتون بگم😊
اونایی که تصمیم دارن سزارین بشن نگران نباشن فقد دوجاش اذیت میشی اونم وقتی سوندو وصل میکنن و موقع بلند شدن و راه رفتن واسه اولین بار....دردای دیگش قابل تحمل هس شاید اندازه‌ی درد پریودی هست ولی اینم بدونید زایمان طبیعی در کل بهتره چون بعد از زایمان میتونی به راحتی هم به خودت برسی هم به بچه.....چنتا خانم زایمان طبیعی داشتن، پیشم بودن زود بلند میشدن و کاراشون رو میکردن ولی من همه‌ی کارامو مادرم انجام میداد....بنده خدا حتی منو دستشویی برد....ولی درکل اونقدرا هم سخت نیس ولی حقیقتش نمیتونی تنهایی کارای خودتو بچتو انجام بدی باید حتما کمکی داشته باشی واسه چند روز........اینم بگم من از سزارین راضی بودم و حتی اگه زمان برگرده انتخابم سزارین هست چون قدرت اینو ندارم که درد موقع زایمان طبیعی رو تحمل کنم.... ولی از اینکه بزور راه میرم و کارامو مادرم انجام میده اذیتم🙂
مامان 🩷PANAH🩵ABTIN مامان 🩷PANAH🩵ABTIN روزهای ابتدایی تولد
پارت ۳
ساعت ۹ زایمان کردم و ۱۱ اومدم بخش و ساعتای ۳ حس پاهام برگشت و ۴ ساعت سرم رو بلند نکردم زیاد صحبت نکردم ساعت ۱۰ و نیم شروع به خوردن مایعات و نسکافه کردم و ۱۱ سوند رو دراوردن باید بلند میشدم چون من چون عجله کردم برای بلند شدن و اینکه از ۱۲ شب قبل چیزی نخورده بودم بلند ک شدم شدیدا سرم گیج میرفت چشمام سیاهی رفت و داشتم میوفتادم ک مادرم سریع نشوند زو صندلی اومدن سرم زدن و دوباره تلاش کردم دردش خیلی شدید بود اما یا توکل ب خدا بلند شدم وکمی راه رفتم و سرویس رفتم و باردوم هم سخت بود اومدن از تخت پایین اما به جون خریدم راه زیاد رفتم و بعدش دردام با پمپ درد اوکی بود و گفتم برام یک شیاف زدن وفرداش ساعت ۱۲ مرخص شدم (برای دسشویی رفتنم شربت لاکسی ژل خوردم ک شکمم راه افتاد)
(دسشویی ایرانی اونقدری ک میگفتن نشستن اصلا سخت نبود و کمی سوزش داشتم ققط)
و اینم بگم هر کدوم سختیای خود رو داره باید نسبت به بدنمون انتخاب کنیم و کلا زایمان سخت آنا غیرقابل تحمل نیست و خداروشکر راضی بودم❣️❣️
مامان پنبه مامان پنبه ۵ ماهگی
تجربه زایمان قسمت آخر
لطفا تجربه منو به همه تعمیم ندین. من از اول ترجیحم زایمان طبیعی بود. اما نتونستم. اگر بتونید دردا رو تحمل کنید، بعدش راحتتر هستید. من همش میگفتم الان انقدر درد دارم، موقع خروج بچه چقدر دردو باید تحمل کنم؟! درد بعد عمل، درد سوند، درد راه رفتن بعد عمل، اونقدر زیاد نیست که غیر قابل تحمل باشه. فقط درده. سخته ها اما شکنجه نیست. من هنوزم درد دارم، سختمه، کمک میخوام. اما تمام این دردا به اندازه یدونه از اون دردای زایمان نبود. اون دردا واقعا شوخی نبود. امیدوارم همه مامانای باردار زایمان خوب و راحتی داشته باشن هر انتخابی که میکنن.
در پایان برای هم استانیای عزیزم که مجبور میشن برن بیمارستان الزهرا متاسفم. ان شاالله که هیچ وقت گذرتون به اونجا نخوره و مجبور نشین اونجا برین. من اگه اونجا میموندم هرگز نمیذاشتن برم سزارین و باید همونطور عذاب میکشیدم. اما بیمارستان میلاد لاهیجان و دکترم واقعا در حقم لطف کردن و به یه شکنجه پایان دادن. امیدوارم همتون بتونین بیمارستان خصوصی و خوب زایمان کنین. به نظرم بیمه تکمیلی بگیرین حتی شده فرش زیر پاتون رو بفروشین، حلقه ازدواجتون رو بفروشین، نمیدونم، برین یه جای خوب برای زایمان تا با احترام زایمان خوب و راحتی داشته باشین. سوالی هم داشتین جواب میدم.❤️
مامان بچه قشنگمون💞 مامان بچه قشنگمون💞 ۶ ماهگی
#پارت_چهار_زایمان
بیدار که شدم توی ریکاوری بودم اما نمیدونستم ساعت چنده دیگه یکم گیج بودم.. پرستار بهم گفت برات مسکن و شیاف زدیم. من کمی درد مثل پریود زیر شکمم حس میکردم که قابل تحمل بود. چند دیقه‌ای خوابیدم تا اینکه اومدن ببرنم بخش، بردنم اتاقم،کارامو انجام دادن و گذاشتنم رو تخت و رفتن. تازه حواسم داشت جمع میشد، حواسم‌رفت به پاهام که گزگز میکردن و نمیتونستم تکونشون بدم. بچمو هم اوردن.. حالا خیالم راحت بود که بالاخره گذروندم..
از فشارهای رحمی باید بگم که درد داشت ولی کوتاه بود، برای من شاید روز اول تا وقتی که بی حسی پاهام بود ۵_۶باری اومدن فشار دادن...از اولین راه رفتنم باید بگم که سخت بود، من اون لحظه هم درد زیر شکمی داشتم هم یه حس سوزش خیلی بد سر بخیم، با مصیب دو تاقدم برداشتم، وقتی دیدن اذیتم برام شیاف و مخدر زدن که چند دیقه بعدش آروم شدم.
راجب پمپ درد هم میخواستم بگیرم، همسرم هم رفته بود پذیرش کاراشو انجام بده اما آنقدر زایمان من سریع اتفاق افتاد ک بهم نرسید و دکتر هم گفت لازم نیست اصلا.
این بود تجربه‌ی اون روزم:)
مامان پسریم و تودلی مامان پسریم و تودلی ۸ ماهگی
تجربه سزارین #پارت اخر
نی نی داشت گریه میکرد همه گفتن گشنشه منم تازه در اومده بودم پامو نمیتونستم تکون بدم که بچرو گذاشتن بغلم سینمو دادن به بچه با سختی اونقدر گشنش بود ول نمی‌کرد، از یطرف بی حسی داشت کم میشد درد داشتم یخورده که پرستار اومد بازم ماساژ رحمی داد این دفعه یکم دردش بیشتر بود ولی قابل تحمل بود، 8 ساعت گذشت من اصلا سر درد نگرفتم هی میگفتن حرف نزن سر درد میگیری که پرستار گفت دیگه تا الان سردرد نگرفتی بعدشم نمیگیری و نگرفتم گفتن یچیزی بخور باید راه بری خرما کمپوت بهم دادن بهیار اومد بلندم کنه خیلی هولم کرد بلند شدن وحشتناک بود جیغ کشیدم گفتن بخیت میپره هر قدم که برمی‌داشتم از شدت درد از چشام اشک می‌ریخت سخت‌ترین قسمتش که خیلیم سخت بود همین راه رفتنه بود من کلا یروز هربار که راه میرفتم چشمام از درد سیاهی میرفت پمپ درد اصلا تاثیری رو من نداشت فرداش میرفتم دستشویی از درد غش کردم آوردن مسکن بهم زدن بعدش خیلی بهتر شدم دیگه راه رفتن راحت‌تر از قبل شد ولی هنوزم یکم سخته راه رفتن