۳ پاسخ

من پمپ درد داشتم هیچی نفهمیدم اما راه رفتن سخت بود

عزیزم سوند رو کی برمیدارن؟

😫خدا به دادم برسه

سوال های مرتبط

مامان 𝓐𝓱𝓸𝓻𝓪👼🏻 مامان 𝓐𝓱𝓸𝓻𝓪👼🏻 روزهای ابتدایی تولد
از طرفی ترس ترمیم نشدن داشتم از طرفی درد غیر قابل تحمل :)
صادقانه بگم به یه آدم با آستانه تحمل بالا نیاز داشت
برای راه رفتن خم میشدم و نمی‌تونستم راحت راه برم و باید از دیگران کمک می‌گرفتم یا در و دیوار رو محکم می‌گرفتم ،از رو تخت بلند شدن که برای خودش یه داستان دیگه داشت....
خداروشکر دردا رو تحمل کردم ،هر شیش ساعت شیاف میذاشتن کمی درد رو قابل حل میکرد برام،نمیتونستم به بچم شیر بدم و مادرم بچمو می‌داشت به نحوی که بتونه شیر بخوره و خب اولین بار واسه شیر اومدن باید فشار میدادم که سخت بود
خلاصه بعد از دو روز مرخص شدم و رفتم خونه
بعد از یک هفته شکر خدا خوبن خوب شدم
الان به راحتی شیر میدم ،شبا بیدار میشم و هر دو ساعت به پسرم شیر میدم ،راه برم و کارای روزمره و سبک رو راحت انجام میدم

انشاالله قسمت تک تکتون ،انشالله بسلامتی زایمان کنن مادرانی باردار و باقی هم به لطف خدا زودتر دامنشون سبز شه🤍🙂‍↕️✨
سزارین برای من خارج از انتخاب نبود و من برگردم بازم انتخابش میکنم ،هر چند همه بعدش کلی سرزنشم کردن ولی خب من اهمیت ندادم چون انتخابم بود ،درد بعد از عمل زیاد بود بله ،به شدت درد داشتم ولی خب بالاخره هر جفت زایمان ها همینجوری هستن و خارج از محدوده درد نیست قطعا
همین که میگذره و بعدش کلی عشق و لذت مادر شدن برات میمونه خداروشکر 😃❤️
مامان نیلا🦢✨️ مامان نیلا🦢✨️ روزهای ابتدایی تولد
سلام خوشگلا بعد از مدت ها ، قرار بود تاپیک تجربه سزارینمو بزارم اما به دلیل شرایط موجود امکانش نبود، خب خب اول از همه عزیزان من از انتخاب نوع زایمانم به شدت راضی بودم انتخاب خودم طبیعی بود اما چون همسرم مخالف بود سز شدم و ازش واقعا ممنونم چون به شدت تجربه شیرین و اسونی برام بود ، برای خانمای کرمانی : دکترم خانم زینب میرکهنوج بودن که ازشون خیلی ممنونم بابت علم و دانششون به شدت راضی بودم از عمل و بخیه جراحی، بیمارستانمم سیدالشهدا بود با مشورت دکترم، از کادر درمان خیلی راضی بودم همه مهربون و تو هر شرایطی کمک حال بودن ، با اینکه تحمل دردم بالاست اما از پمپ درد استفاده کردم که خیلی در ارامش و کنترل دردم موثر بود و فقط هم دو نوبت ازش استفاده کردم اگر تحمل درد پایینی دارید حتما بهتون توصیه میکنم ، بعد از اینکه اجازه خوردن و تحرک داشتید فقط و فقط مایعات و ژله مصرف کنید من فقط آب ، دمنوش بابونه و چای و نبات و نسکافه و ژله مصرف کردم تا زمان ترخیص نه سردرد داشتم نه عوارض شایع سزارین ، حتما سعی کنید صاف راه برید که راه رفتن رو براتون اسونتر میکنه به هیچ عنوان خم راه نرید که فشار به بخیه بیاد ، پارت دوم تاپیک بعد
مامان شاهان مامان شاهان ۸ ماهگی
"پارت۴بعداز عمل سزارین"
ساعت12و50دیقه پسرم بدنیا اومد و من بیهوش شدم، زمانی بهوش اومدم که بخیه لیزریم تموم شده بود ولی چون هم بی حسی تجربه کرده بودم هم بی حسی کلا بیحال بودم و اصلا حال نداشتم، اومدن بردن ریکاوری وساعت2بردن بخش، رفتم بخش وقته ملاقات بود خانوادم اومدن پیشم ولی انقدر درد داشتم و بیحال بودم که اصلا توجهی به کسی نتونستم بکنم، بعد از وقت ملاقات اومدن برام لباس زیر پوشندن و پد گذاشتن و با یدونه شیاف و بعدش آمپول های درد رو زدن که دردم کمتر بشه، ساعت 5بچمو اوردن کنارم و گفتن دوساعت بعد شیر بده بهش که نتونستم شیر بدم چون سینم کوچیک بود و نوک نداشت طول کشید تا سینمو بگیره، ساعت9شب هم گفتن چیزای آبکی بخورم که بیارن پایین راه برم، با انجیر خیس خورده شروع کردم و کمپوت گلابی و دوغ محلی و چای با خرما و آبمیوه و نسکافه خوردم، اومدن گفتن بیا پایین از تخت و راه برو که اونم خیلی سخت نبود و راحت تونستم از تخت بیام پایین، یکم راه رفتن سخته ولی ادم میتونه اروم اروم راه بره، بعدش اومدن شربت لاکسی ژل دادن نصف لیوان گفتن با آب بخور که من شب ساعت2رفتم دستشویی که فردا صبح ساعت10گفتن مرخصی که تا ساعت2طول کشید
مامان پسریم و تودلی مامان پسریم و تودلی ۸ ماهگی
تجربه سزارین #پارت اخر
نی نی داشت گریه میکرد همه گفتن گشنشه منم تازه در اومده بودم پامو نمیتونستم تکون بدم که بچرو گذاشتن بغلم سینمو دادن به بچه با سختی اونقدر گشنش بود ول نمی‌کرد، از یطرف بی حسی داشت کم میشد درد داشتم یخورده که پرستار اومد بازم ماساژ رحمی داد این دفعه یکم دردش بیشتر بود ولی قابل تحمل بود، 8 ساعت گذشت من اصلا سر درد نگرفتم هی میگفتن حرف نزن سر درد میگیری که پرستار گفت دیگه تا الان سردرد نگرفتی بعدشم نمیگیری و نگرفتم گفتن یچیزی بخور باید راه بری خرما کمپوت بهم دادن بهیار اومد بلندم کنه خیلی هولم کرد بلند شدن وحشتناک بود جیغ کشیدم گفتن بخیت میپره هر قدم که برمی‌داشتم از شدت درد از چشام اشک می‌ریخت سخت‌ترین قسمتش که خیلیم سخت بود همین راه رفتنه بود من کلا یروز هربار که راه میرفتم چشمام از درد سیاهی میرفت پمپ درد اصلا تاثیری رو من نداشت فرداش میرفتم دستشویی از درد غش کردم آوردن مسکن بهم زدن بعدش خیلی بهتر شدم دیگه راه رفتن راحت‌تر از قبل شد ولی هنوزم یکم سخته راه رفتن
مامان حبه قند🫀 مامان حبه قند🫀 ۸ ماهگی
پارت دوم
حتی پمپ دردم نگرفتم و با شیاف اوکی بودم البته بدن با بدن خیلی فرق داره
همش منتظر بودم که بهم بگن پاشو راه برو شنیده بودم که میگن خیلی سخته ولی لینجوری شو دیگه نه به پرستار گفتم کی میاید منو راه ببرید گف میخای راه بری گفتم اره اومد سوند و کشید و ببین وقتی بلند شدم چنااااااان فشارم افتاد از درد که پاهام سر شد پرستار گف چیزی خوردی گفتم نه گفت پس چرا گفتی بلندت کنم گفتم من چه بدونم خب شما باید بگیر که من چیزی بخورم یا نه تن تن سرپا به من چیزای شیرین میدادن بخورم تا بتونم وایسم بخیه هااااام میسوختاااااا نمیتونسم پا بندازم راه برم پرستار گفت دردت همین بود دیگه تموم شد دو قدم دیگه راه برو خوب میشی.و واقعا هم همین بود و پرستار بهم گفت شکمتو با دستت جمع کن راه برو دیگه راحت راه میرفتم گف هرچه قدر بیشتر راه بری زود تر خوب میشی و همونم شد برای سختش همین بود و الان راحت همه کارامو میکنم ولی خب استراحت میکنم و چیزای مقوی میخورم تا بعدا اذیت نشم ولی در کل میگم نترسید خیلی راحته خیلی😘❤️
مامان TAHA 💕 مامان TAHA 💕 ۹ ماهگی
پارت سوم
دیگه رفتم ریکاوری اونجا هم چون کل انرژیم تخلیه شده بود بدنم از سر و دندون بگیر تا نوک پا می‌لرزید که یه چیزی اومدن زیر پتو برام گذاشتن تا گرمم کنه بعدش هم یه پرستاری اومد یکی رو ماساژ رحمی بده دوباره اون خانومه هم بی حسیش تموم شده بود منم ترسیدم همون جا گفتم تا بی حسم بیا برا منم فشار بده که اومد فشار داد و رفت دیگه کارت نداشت منم تو خواب و بیداری بودم کم کم هم داشت اثر بی حسی کم میشد که اومدن بردنم سمت بخش یه ماساژ دیگه هم دادن که دردش زیاد حس نشد اما اینکه هی از این تخت به اون تخت میکردن بیشتر دردم می‌گرفت پمپ درد هم گرفتم برای دردام که خیلی خوب بود
رفتیم بخش کم کم اثر بی حسی تا 6 و 7 شب تموم شد و من خودم کم کم می‌چرخیدم به سمت راست و چپ یکم درد داشت و سوزش اما دردش به پای درد طبیعی که کشیده بودم نمی‌رسید خلاصه به کوچولوم هم شیر میدادم بعدش هم ساعت 9 شب یکم چیزی خوردم و در آخر گفتم بیان سوند رو بکشن که برم راه برم و سرویس که اومدن سوند رو کشیدن درد نداشت فقط باید خودتو شل بگیری تا راحت تر دربیاد
دیگه در آخر پاشدم راه رفتم سوزشش زیاد نبود اما خب به کمک نیاز داشتم تا چند قدم اول رو برم بعدش دیگه کم کم راه افتادم
الانم که مرخص شدم اومدم خونه امیدوارم شما زایمان راحتی داشته باشین
مامان اِلآرا 🩷 مامان اِلآرا 🩷 روزهای ابتدایی تولد
پارت (۳)
+زایمان سزارین +
خلاصه بهم گفتن بلندشو راه برو و بدترین قسمت ماجرا اینجا بود خیلی خیلی بد بود اینجا واقعا فهیمدم که چقد سخته مادر شدن
با بدبختی با کمک مادرم تا لب تخت اومدم همین که یه پامو گذاشتم زمین فشارم افتاد جلو چشام از درد زیاد تار شد
و مامانم منو سری گرفت دیگه هیچی نفهمیدم فقط یه لحظه دیدم پرستار بالا سرمه هی صدام میزنه میگه خوبی با سر گفتم آره
دیگه همش گریه میکردم که نمی‌خوام راه برم و اونا میگفتن حتما باید راه بری خیلی سخت بود
دیگه دوبار بعد اون‌هی تلاش کردم راه برم نتونستم دوباره ضعف میکردم دیگه پرستاره اومد گفت مشکلی نداره امشبو بگیر بخواب فردا صبح حتما راه برو منم از خدا خواسته گرفتم خوابیدم فردا صبحش با بدبختی یکم راه رفتم ولی خیلی درد داشت واقعا دردش زیاد بود چند قدم برداشتم و نشستم گفتن خوبه و ظهر گفتن مرخصی ب شرط اینکه مدفوع کنی خیلی سخت بود نشستن و مدفوع کردن ولی با بدبختی این مرحله رو هم رد کردم و مرخص شدم . تو ماشین که نشستم با هر ترمز و دست انداز من فقط جیغ میزدم
درد داشتم واقعا رسیدم خونه شیاف گذاشتم آروم شدم یکم ولی کم و بیش درد بود ولی قابل تحمل بود
در کل بستگی ب آستانه تحمل درد خودت داره من کلا سوسول بودم یه آمپول میزدم زار زار گریه میکردم .
خلاصه از اینجا ب بعد هی دردام کم شد و بهتر شدم ولی شیاف گذاشتم تا سه روز الان هم درد دارم ولی کم در حد سوزش بخیه
ادامه پارت بعد