۸ پاسخ

منو شوهرمم عاشق دختر بودیم خداا هم دختر داد شکرشش برا پسر ناشکری نمیکنم الانم اگه بخوام بچه بیارم دوسدارم سالم باشه بعدم پسر باشه ک لنام ی داداش داشته باشه

هردوشو دارم خداروشکر

شوهرم وحشتناک دختر دوست داشت بچه دختر میدید بغل میکرد .خدا روشکر دختر دار شدم ولی مادرشوهرم خدا نگذرع ازش پسر نیخواد همش تیکه میندازه

عاشق دختر بودیم‌جفتمون
دختر شد بچمون ☺

من برام فرقی نداشت جنسیتش و پسر شد . خداروشکر بابت سلامتیش

پسر دوس داشتم ولی خدا بهم یه دختر داد و از پسررهم بیشتتر دوسش دارم همسرم از اول دختر دوست داشت

بله از اول دختر دوست داشتم هم همسرم دخترم شد ولی دختر هووی مادره

منم دختر میخواستم خدا بهم یه پسر دسته گل داد خدایااا شکرت😍🩵💙

سوال های مرتبط

مامان بَشِه❤️ مامان بَشِه❤️ ۱۱ ماهگی
ادامه داستان...
از ازمایشگاه برگشتم خونه شوهرم اومد انقدر گربه کردم دست خودم نبود خیلی خساس تر شده بودم تو بارداری میگفتم حتما ازمایش خطریه که بخاطرش دوملیون پول گرفتن حتما مشکلی داره شوهر بیچارمم میگفت اشکال نداره دوباره بچه میاریم
خلاصه جواب ازمایشو که اومد بردم به دکترم نشون دادم گفت سالمه مشکلی نداره و نوشت برای انومالی
تاحالا هسچکس خبر نداشت باردارم بجز چند نفر
انومالیو با مادرم رفتم و خیلی خیلییی طول کشید تا نوبتم شد
رفتم پیش همون دکتر بد عنق که برای انتی رفته بودم استرس داشتم هم برای جنسیت کنجکاو بودم هم میترسیدم برای اینکه مشکلی نداشته باشه
رو تخت دراز کشیدم دکتر سونو کرد گفت بهت احتمال ندادم تو انتی؟گفتم نه گفت پسره
دروغ چرا خوشحال شدم همیشه دوست داشتم بچه اولم پسر باشه بعدش هرچی بچه داشته باشم دختر باشه
یکم دیگه سونو کرد و جواب سونو رو داد گفت مشکل خاصی نداره
برگشتم به مادرم جنسیت و گفتم و گفتم سالمه اونم خیلی خوشحال شد
به شوهرمم زنگ زدم گفتم و شام رفتم خونه بابا اینام
دنیامون ابی شده بود و من ذوق پسری که بتونم مادر خوبی براش باشم بتونه دختری و خوشبحت کنه
فرداش شد قرار بود برم پیش دکترم رفتم و ....