۴ پاسخ

منم تا هفت سانت درد نداشتم...یعنی در کل زیاد درد نداشتم فقط همون موقع ک بچه داشت میومد و بهم زور میومد درد و احساس کردم

خب برو طبیعی بیار بعدم برو پول از دکترت پس بگیر طبیعی اونقدرام که میگن وحشتناک نیست بخدا

وای خوش بحالت تا پنج سانت درد نداشتی یعنی اوج شانس

تاپنج سانت دردنداری دیچه چیزی تمونده ک عزیزم من سر ی سانت داشتم میمردم ازدرد

سوال های مرتبط

مامان جانا مامان جانا ۳ ماهگی
تجربه زایمان یه مامان اولی
پارت چهارم
فکر خودتی به سلامتی بچت فکر کن برو بیمارستان دولتی طبیعی زایمان کن مامانم گف چی میگی خانم دختر من تا هفته پیش هفتع ای یکی امپول پروژسترون میزده چحوری طبیعی زایمان کنه ماما گف پس با رضایت خودتون بستری بشید اتفاقی واسه نوزاد افتاد به ما ربطی نداره هرچی التپاسش میکردم زنگ بزن لااقل به دکترم ببینم باید چیکار کنم میگف نه اول بستری بشی بعد زنگ بزنم گفتیم پس بزا با همسرم صحبت‌کنم رفتیم پیش همسرم و بابام‌ یکم اونجا بودیم و حرف میزدیم که صدام زد گف بیا رفتم‌گف زنگ زدم دکترت گفته بستریش نکنید چندتا امپول سرم داده باید بری اونارو بزنی اگ دردت اروم نشد بستری میشی اگ اروم شد صبح برو مطب پیشش دیگ رفتیم اورژانس امپول هاو سرم و زدم ولی این مابین دردهایی ک میومد سراغم برای باز شدن دو سانت دهانه رحمم بود ولی نفسمو قطع میکردن خیلی اذیت کننده بود همونجا فهمیدم من ادم زایمان طبیعی نیستم خلاصه اونشب تا سرمم تموم شد و اومدیم خونه ۴ و نیم صبح بود دردام کمتر شده بودن و قابل تحمل قرار شد صبح ساعت ۸ برم مطب
مامان نی نی قندی 🥹🍭 مامان نی نی قندی 🥹🍭 ۵ ماهگی
تجربه زایمان و بارداری من پارت دوم

دیگه بسته بودم روی زایمان طبیعی ، باوجود اینکه مثل سگ میترسیدم ، وزن بچمم آخرین سونو ۳۷ هفته و ۳ روز رفتم گفت ۳۳۵۰ دیگه ترسم صدبرابر شد ، دیگه رفتم دکتر و دکترم گفت باید ۳۸ هفته به دنیا بیاد ، نامه بیمارستانو گرفتم و قرار شد با روش القا دردای زایمان طبیعی رو برام شروع کنن و گفت برو بخواب معاینه هم بشی رفتم برای معاینه و نگم از درد وحشتناکش ، واقعا مردم و کلی جیغ زدم ، دهانه رحمم صفر سانت بود کلا ، اونم با وجود اونهمه ورزش ( هرشب از هفته ۳۴ رابطه جنسی داشتم ، شیاف گل مغربی میذاشتم ، اناناسم میخوردم ، ورزشامم سنگین ولی هیچ پیشرفتی دهانه رحمم نداشت)همونجا به دکترم گفتم من طبیعی نمیخوام بگین چیکار کنم برم برای فوبیا ، دو سه روز به زایمانم مونده بود …که دکترم گفت دیگه راهی نیست و نمیشه بچه رو بیشتر نگه داریم ، فوبیا هم داستان داره و الان نمیشه ، برو بیمارستان بستری شو ولی مطمئنم تو طبیعی نمیتونی و از اخر میری سزارین ، دیگه نگم من توی اون چند روز چی کشیدم
مامان آنیکا🎀 مامان آنیکا🎀 ۱۵ ماهگی
پارت ۲
بیمارستان میلاد که سریع گفت بسترییی گفتم چی گفت اصلا این فشار طبیعی نیس گفت سریع بخواب معاینه شی گفتم معاینه چرا من سزارینم طبیعی نیستم که دستم ماما گفت گفت سریع شلوارتو در بیار گفتم خانم متوجهین من اصلا نمیخام یهو دکتر اومد گفت ببین نمیدونم میخای بری بیمارستان خصوصی اینا کاری ندارم ولی با این فشار که هی داره میره بالا بچت خفه میشه خودتم تو سزارین تشنج میکنی گفتم اشکال نداره هر چی بشه رضایت دادم اومدم
به بابامو خواهرم گفتم بریم بریم بیمارستانی که سونو میگیره الان بیمارستان خودم سونو نداشت خلاصه رفتم بیمارستان لاله سونو دادم خداروشکر سونوم خوب بود همون جا رفتم ان اس تی بدم گفتن دکترت هر کی هست باید دکتر ما نظرشو بده گفتم اشکال نداره من سریع باید ان اس تی بدم خلاصه کتر ان اس تیم تموم شد دیدم ماماو پرستارا هی باهم حرف میزنن یهو گفت شماره ای دکترت داری گفتم اره گفت زنگ بزن بهش گفتم چیزی شده گفت یه دونه آیتمش اصلا خوب نیس
بعد یه زنه اونجا بود هی جیغ میزد منم گفتم تا سزارین هست چرا خدایی طبیعی یهو ماما گفت بهش حق بده ۳۲ هفته بچه تو شکمش مُرده وای اینو نگفت من قلبم هری ریخت به دکترم زنگ زدم گوشی گرفتن رفتن تو یه اتاق با دکترم حرف زدن من شنیدم که ب دکترم گفتن وظیفه ما که الان بستریش کنیم اینجا شما اگه مطمئنی میاد همون بیمارستان رضایت بگیریم
مامان رهام مامان رهام ۴ ماهگی
مامان الینا مامان الینا ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان سزارین
من هفته 37 رفتم دکتر برای معاینه لگن و دکتر گفت لگنت محدوده و برای زایمان طبیعی خیلی سخت میشه و فک میکنم نتونی اصلا
و پرسید که مامانم چجوری زایمانی داشته گفتم طبیعی ولی خیلی سخت
که گفت احتمالا توهم نتونی و سخت بشه
گفتم خب نامه بزنین برای سزارین گفت نمیشه فقط من بگم سزارین
و ماما های بیمارستان هم باید تایید کنن وگرنه میشه سزارین اختیاری
خلاصه بهم گفت که 15 شهریور برم بیمارستان و معاینه بشم اگه تایید دوتا ماما بود میاد برای سز
رفتم تریاژ و معاینه کرد و تایید کرد که لگن محدوده
و گفتن بستری بشم که مامای بخش زایمان هم تایید کنه
که گفت نه لگن خوبه و میتونی طبیعی😐
خلاصه زنگ زدن ب دکترم و گفتن باید طبیعی زایمان کنی
دکتر هم چون میدونستم واقعا نمیتونم و نمی‌تونست مستقیم بگه که نمیتونه گفت باید باز سونو بشه و نوار قلب بگیرین
خلاصه رفتم سونو و وزن بچه 3800 بود و دیگ قطعا من طبیعی نمیتونسم
که از اونجا دیگ گفتن برو برای عمل ,🤗