۱۰ پاسخ

اول یکم بچینش....ب مرور هی بیشترش ون تا اذیت شه نخوره

من هیجده ماهگی گرفتم حتی اسمشو هم بلد نبود خیلی وابسته بود اما یه روز ندادم فقط گشت تا پیدا کنه دید نیست دیگه بیخیال شد

من یه هفتس گرفتم خابش بهتر شده شیر شبم نخورد از وقتی پستونک نخورد یه شب بهونه گرفت باباش خابوندش دیگه نگفت

من کامل هرچی پستونک داشت جمع کردم تابشو اوردم وصل کردم سرش گرمه و شبام با شیر میخوابه زیر سینم خداروشکر ۳ روزه بهانه نگرفته

سر پستونکشو قیچی کن تا خودش ببینه خرابه شاید اینجوری ول کنه
هرجور بخایی بگیری چندروز گریه و اذیت داره باید تحمل کنید بعد چندروز بیخیال میشه

من پستونک رو جمع کردم اسمش هم هنوز بلد نبود اول روزا گرفتم موقع خواب فقط میدادم بعد چند وقت موقع خوابم گرفتم
روز اول اذیت نکرد ولی روز دوم به ببعد خیلی اذیت کرد🫠😐
هنوزم مثل قبل دیگه نمیخابه زود بیدار میشه
خیلی سختمه

کلا از پستونک بگیر یکدفعه
بمرور عادت میکنه بدون پستونک میخوابه و آرامش میگیره

سر پستونک رو سوراخ کن خودش دیگ نمیخوره یکم نق نق داره دو سه شبی باید تحمل کنی ، میدونی هر بچه ی جوره مثلا پسر من خودش شیشه رو ول کرد نخورد ولی خب خواهرم تا ۳،۴ سالگی هم شیشه میخورد هم پستونک

من الان ۳ روزه دارم تلاش میکنم
تقریبا داره خوب پیش میره

من دو روز گرفتم حتی پستونک مدل دیگ گرفتم اصلا روز ها اذیت نمی کرد اما تا صبح گریه میکرد دیگ باباش رفت خرید هر چی گفتم نده دلش نیومد

سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۱ سالگی
#پستونک
#پوشک
#فرزند آوری
#بیاین نگا کنین😒

خب خانوما بیاین بگین بردیا رو چجوری از پستونک بگیرم واقعا موندم چیکار کنم خیلی تلاش کردم سر پستونک رو قیچی کردم تلخک زدم زرد چوبه گفتین بزن تا بدش بیاد هیچ جوره بیخیالش نمیشه الآنم پستونکش یکم پاره شده خودش اما بازم میخوره از یه طرفم خیلی میترسم از پستونک بگیرمش اذیتم کنه الان با پستونک فقط آروم میشه شیرشم خیلی وقت پیش گرفتم یه سالو دوماهگی اینا بود اما به پستونک خیلی وابسته اس روزا هم حواسشو یه جوری پرت کنم یا با یه بدبختی ظهرا بدون پستونک بخوابونمش شبا خیلی اذیت می‌کنه موندم چیکار کنم الان با این پستونک یه جورایی به آرامش میرسه اما بعد پستونک موندم باید چیکار کنم کیا پستونک رو گرفتن کیا هم نگرفتن تا کی تصمیم دارین نگیرین من واقعا تصمیم نداشتم بگیرم اما با خودم میگم خب تا کی آخرش ک چی اما همش استرس اینو دارم اگرم موفق شدم بگیرم بعدش چجوری باید ارومش کنم هوف بخدا از همه چی سخت تر همین مرحله اس همش استرس همینو دارم بعدش باید چیکار کنم اصلاا چجوری بگیرمش هر کاری میکنم بازم میخوره یه بار سر پستونک رو کامل قیچی کردم ک هیچی نباشه بازم کلییی گریه یه بلایی سرم آورد ک بازم بهش دادم 🥲🥲بیاین حرف بزنیم بگین چیکار کنم ک بعدش پشیمون نشم یا اصلا نمی‌دونم باید چیکار کنم پسرم حرف هم نمیزنه فقط در حد مامان بابا و آب و نکن از اون نه داغ کو اینارو میگه از یه طرفم میشه شاید بخاطر همین پستونک باشه ک حرف نمیزنه اما دائم هم دهنش نیس شبا موقع خواب میخواد ندم دیووونم می‌کنه باباشم اصلا خونه نیس ک یکم همکاری کنه بهم تنهایی کم میارم روزا حالا یه جوری میتونم سرشو گرم کنم
مامان جوجه مامان جوجه ۲ سالگی
خانوما بیاین راهنماییم کنین لطفا
دخترم همش پستونکشو سوراخ میکنه بعد اینقدر گاز میزنه تا کلا سرش اویزون میشه امشب برای بار چندم پستونکشو اینجوری کرد از اونجایی ک احساس میکنم یکی از دندوناش بخاطر پستونک کج شده و همش هم با پستونک حرف میزنه و رو اعصابم میره بعد الان ک دیدم پستونکش خیلی پاره شد خودم کلا پاره کردم جلو چشمش گفتم پاره شد دیگه نمیتونی بخوری بزرگ شدی دیگه نخور ببر بنداز تو سطل آشغال با اینکه قبلا از این کارم ناراحت شد و گریه کرد امشب اصلا مهم نبود واسش رفت انداخت تو آشغالی اومد منم از آشغالی دراوردم شستم ک یوقت بعدا سراغشو گرفت بهش نشون بدم یادش بمونه..از طرفی دو هفته دیگه تولدشه جشن بزرگ میخوام بگیرم واسش هم خودم کلی کار دارم تو خونه تمیزکاری و خیاطی و اینا هم بیرون ک وسایل جشن رو بخرم باید پیش مادرم بمونه میترسم خیلی اذیت کنه یا روز تولدش اذیت کنه.حالا بنظرتون دیگه پستونک نخرم واسش و همین راهو ادامه بدم یا تا تولدش بهش بدم بعد اون بگیرم ازش؟ الان ک داره بازی میکنه بیخیاله ولی میترسم موقع خواب یا نصف شب بهونه بگیره