۷ پاسخ

منم اینجوریم کلی عصبی و بد حوصله بعضی وقتا واقعا کم میارم مردا جورین ک در عوض کار کردن چون پول میگیرن بعنوان پاداش حساب میشع و لذت میبرن ما ولی از صب تا شب مثل کلفتا کار میکنیم اخرشم هیچی ب هیچی

اگه شاغلم باشی بدتره

الکی که بهشت نمیدن به مادر
پس جرا میگن بهشت زیر پای مادرست
اجر کارتو میبینی عزیزم
شما برای رضای خدا هر کاری میکنی
خدا نادیده نمیگیره حتما
منم سختی هایی میکشم ولی اخرش به اینا فکر میکنم که بی جواب نمیمونه
دیگه یکم اروم میشم

من امروز ازفشار pms و کار خونه و دیشب نوبت من بود بی خوابی گریه کردم

من دوباره دوس دارم بر گردم ب قبل بچه ازاد بودم 🥲

خواهر همه همینم
چاره ای نیس دیگه باید بخاطر بچه هامونم شده رو پا بمونیم و تحمل کنم من خودمم خیلی عصبی شدم ولی تا حایی که بشه سعی مکنم خونسرد باشم

واقعا مادر بودن سخت ترین کار دنیاس،که نه حقوق داره نه بیمه منم دلم میخواد برم بیرون کار کنم اما دیگه تو خونه نباشم

سوال های مرتبط

مامان آراد💙 مامان آراد💙 ۱ سالگی
صبح دیگه اینقدر کلافه شده بودم زدم به سیم آخر
لیوان بچه رو پرت کردم تو دیوار
همون موقع شوهرم بیدار شد اومد در اتاق رو باز کرد داد زدم گفتم بردار ببرش
خسته شدم از این زندگی
نمی‌خوام مامان باشم
کلی جیغ زدم
و های های گریه کردم 😶
شوهرم کرک و پرش ریخته بود
بچه رو زد زیر بغل برد ساکشو جمع کرد بردش پیش مادر شوهرم
ساعت سه از سر کار برمیگشت زنگ زد گفت استراحت کردی ؟ حالا دوست داری مامان باشی ؟ 😁دارم میارمش
هنوز سرم درد داره با اینکه کلی خوابیدم
نمیدونم دلم برای خودم بسوزه یا برای این طفل معصوم
کاش من یه پدر بودم
میکردم لذتشو می‌بردم نه ماه بعد یه بچه میدادم بغلم میگفتن بچته
بعدم شبا تو یه اتاق دیگه می‌خوابیدم صدای بچه اذیتم نکنه
صبحا صبحونه می‌خوردم میرفتم سر کار ظهر میومدم ناهار می‌خوردم باز می‌خوابیدم تا عصر
عصر باز میرفتم سر کار تا شب
این وسطا هراز گاهی هم بچه رو بغل میکردم واسم بابا بابا میکرد عشق میکردم
به خدا که نمی‌خوام بهشت زیر پام باشه
کاش پدر بودم به جای مادر :(