هعییییی باز شوهرت اینقدر مردانگی داشت یه صبح تا ظهر بردش شوهر من حتی نیم ساعت هم این کار رو برام نمیکنه
عزیزم 🥲
هممون همینیم😅
اتفاقی چشمم به این تاپیک افتاد
اومدم دیدم مال ۱۴ روز قبله
ولی چقدر این شرایط شرایطِ منه
گاهی انقدر عصبی میشم که به مرز جنون میرسم
جیغ میزنم
وسیله پرت میکنم
حتی دلم میخواد خودمو بزنم😑
بچم طفلی چقدر میترسه
شوهر منم بچه رو برمیداره میبره خونه مامانش چند ساعتی مغزم اروم میگیره
منم واقعا دوست ندارم مامان باشم
گاها انقدر عصبی میشم که میگم خدایا من که نخواستم خودت دادی!!!!
واقعا خوشبحال باباها
اره مادربودن خیلی سخته خیلی منم همیشه دلم میخاست پدرباشم چون شوهرم هیچ چیزی ازش کم نشده تفریحشو داره خوابشو داره..اماخب چ کنیم خواهردیگه خداروباید شکرکنیم بابت این فرشته کوچلوهامون
من خودم به عنوان یک زن هیچ وقت درک نمیکردم مادربودن انقدر سخته اگه بمیرمم حاضر نیستم دیگه بچه بیارم بهش فک میکنم بدنم میلرزه ولی همسرم اصرار داره پنج شیش سال دیگه یکی بیاریم خیلی ازش میترسم دلم میخواد یدونه با لگد بزنم بهش از بچه بیوفته😂
شوهر منکه نمیبرش تازه دعوا هم میکنه
منم بعضی وقتا خسته میشم . همسرم هم ساعت کاریش طولانیه. فقط خداروشکر مامانم نزدیک بهمون زنگ میزنم میاد یا پسرم رو میبره خونه شون یا میاد خونه ما ، من در بیام از خونه
منم دوقلو دارم رسما روانی شدم
ولی طاقت ندارم بچه هام ازم دور باشن
خیلی حرصی بشم میرم تو اتاق درو میبندم یه ربع ۲۰ دقیقه بچه هارو نبینم ریلکس کنم میام بیرون
منم خیلی وقتا کم میارم بیشتر از چرت و پرت های شوهره حرصم میگیره فک کن ی طرف نق نق بچه تحمل کنی ی طرف زر زر شوهر اح
آجی نمیخام دخالت کنم ولی اینکارباطفلک معصوم نکن گناه داره بچه پیشه مامانش راحته مامان بودن سسخته قبوله ولی بازم هرچی میتونی پیشت باشه یکم بزرگ شد ازت جدا میشه ومیفهه ها اینکه مامانش ازخستس من وقتی سربچم داد میزنم یه مدتی یه جوری نگام میکنه بش میگم بیا بغلم نمیاد میره پیش باباش نگام میکنه وگریه میکنه دیگه مجبورم تحمل کنم میگم نهایتش چندماه دیگه خابش خوب میشه
طفل معصوم آراد
درکت میکنممم خیلی خیلی سخته حق داری بعضی وقتا از شدت خستگی و اعصاب خوردی دارم دیوونه میشم روز کاره خونه اشپزی مهمون داری بچه داری شب نخابیدن میگم کی تموم بشه خدایا یه نفس بکشم و بدتر از همه اینکه شوهرت میگه مگه چیکار کردی خسته ای
همه همین هستیم خواهر😂😂🥲🥲
درکت میکنم ماگناه داریم کاش یکی بود بیشتر درک مون میکرد البته همسرت خوبه شوهر من که انگار ارث بابا ش طلب داره
منم بعضی وقتا خیلی خسته میشم
به همه چیزایی که گفتی فکر میکنم
اما اگه بمیرمم نمیزارم دخترم بدون من بره خونه مادرشوهرم
تو خدا حلالم کن ولی کلی خندیدم
دیگه چیکار کنیم اشکال نداره بزرگ میشن
من همچین شرایطی داشتم اینقد ناشکری کردم الان گرفتار بیمارستان شیمی درمانی و هزار درد دیگه روزی هزار بار التماس خدا میکنم و طلب بخشش این روزا میگذره فقط خداراشکر کن سلامته😭😭
دقیقا منم همش میگم کاش پدر بودم همسرم صب مسره تا شب همش میگم خوشبحالت اونم در جواب میگه تو عین من میتونی پول دراری؟؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.