خیلییییییی دودلم‌ که جای خواب دخترمو جدا کنم یا نه
خودم اصلاااا دوست ندارم .. کیف میکنم شبا قبل خواب انقددددرررر‌ بغلمم‌میکنه نازم‌ میکنه بوسم‌میکنه دماغشو‌به‌دماغم‌میزنه تکون میده گوگولیم‌میکنه🥹😍 تا صبحم خودم‌ بغلش میکنم
اونم یه جورایی عادت کرده قبل خواب همین که‌ دستمو‌ از‌ رو کمرش بر میدارم دستمو‌‌ میگیره میذاره پشتش میگه بغل🥹🥹

از طرفی همش با خودم میگم من که دیگ‌بچه نمیارم مگه چندسال دیگه میتونم این حسا رو تجربه کنم
خودش یکم که بزرگ بشه دیگه دوست نداره پیش من بخابه و دوس داره تنها باشه
از طرف دیگه میترسم رو اعتماد به نفسش اثر‌منفی بذارم و این وابستگی بیش از حدش به من نذاره که خودش بتونه تنهایی کاراشو انجام بده و احساس کنه همیشه به من نیاز‌ داره

نمیدونم واقعا چیکار کنم
شوهرمم میگه گناه داره بذار پیش خودمون بخابه
سه تایی تو اتاق خودش رو‌ زمین میخابیم
میگ حداقل بذارمش تو‌ تخت خودش ماام همونجا‌ تو اتاقش رو‌زمین بخابیم
ولی دلم برای بغلش تنگ‌میشه🥲🥲🥲
شما بودین چیکار میکردین؟؟

بارداری
پوشک
انومالی
فرزندپرویم

۱۱ پاسخ

من و پسرم دقیقا مثل شماییم و من از تک تک لحظه هامون لذت میبرم ول کن زیاد درگیر این عزت نفس نمیدونم اعتماد نفس نشو بچتو غرق محبت کن تمام کمال باهاش بازی کن بهش احترام بزار به نظرش سلیقش اون بهترین فرزند و بهترسن آدم میشه

من ک جدا نمیکنم فعلا

چه ربطی به اعتماد به نفس داره آخه

عزیزم روانشناسی میگه بچه هایی که تا6سالگی پیش پدر مادر میخوابن استرسشون کمتره چون از بحران ترس عبور کردن شما لذت ببر

واقعا دیگه بچه نمیخوای

من دخترم سرشو میذاره رو بازوم میخوابه ابن حسو خیلی دوس دارم تا هروقت که بخاد کنارم میخوابونمش

من حالا حالا ها جدا نمیکنم بچمو

من که بچه هام تاسه سالگی کنار خودم میخوابن بعد جاشون عوض میکنم آخه بچه کوچیکه زبون نداره خدایی نکرده تب کنه نفهمی تشنج کنه ولی کنارت که باشه هم‌چک میکنی که پتوش روش باشه هم خدایی‌نکرده تب نداشته باشه

من از اول تو اتاق خودمون ولی تخت خودش خوابوندم،خیلی خطرناکه کنار خودت میخوابونی مخصوصا زمانهای نوزادی،خدای نکرده آدم خوابش سنگین میشه و....
فعلا هم آمادگی رفتن به اتاقشو نداره.شمام شرایط بچه ی خودتو بسنج

ی سال دیگه صبر کن

من که جدا کردم البته پیشم می‌خوابه تو تخت بزرگ خودش خوابش که برد میزارم تو تختش میرم اتاقم البته من از اول جدا کردم یعنی چهل روزگی

سوال های مرتبط

مامان شایلین مامان شایلین ۲ سالگی
سلام عزیزان،خداقوت.ممنون میشم همگی بخونید و نظرتون رو بگید،برام مهمه بدونم عملکردم درسته یا سختگیرانه
دخار من کلا با خوابیدن مشکل داشت الانم که دو سالش شده خیلی خیلی بدتر شده.قبلا فقط خواب شب بود الان برای خواب روزهم مقاومت میکنه.تمام اصول خواب رو رعایت کردم و میکنم،از روتین قبل خواب،تا خاموشی کلی خونه سرساعت مشخص،لالایی و قصه،دمای محیط و حتی صبحا زود بیدار بشه وهرآنچه که شما فکر کنی.ولی پتاسفانه خواب روزش که مکافاته خواب شبشم دو ساعت وول میخوره،گریه میکنه،میره و میاد تا هم خودش هم من کلافه میشیم،طوری که خودم دیگه دارم عصبی میشم،از طرفی ام میخوام حرف تندی بهش نزنم فقط خودم حرص میخورم و میریزم تو خودم،روند خوابش جسم و روحمو نابود کرده.میگمم بذارم به حال خودش هروقت خواست بخوابه نگران رشدش هستم چون اصلا دست خودش باشه نمیخوابه.واقعا نمیدونم چه کنم،بذارم به حال خودش یا همینجور ادامه بدم،سلامت روانشم مهمه اما با این اجبار در خواب میترسم لجباز بشه.
مامان آروین👼🏻😍 مامان آروین👼🏻😍 ۲ سالگی
۲دیگه بعد از این شیری که وقتی از خواب بیدار میشد رو حذف کردم و تا از خواب بیدار میشد بلند میشدیم و حواس پرتی و صبحانه و بازی، دیگه خودش انگار متوجه شده بود که شیر نیست و اروین همیشه عادت داشت تا صبحانه اشو میخورد میومد شیر میخورد و این عادت از سرش افتاد و کلا یادش رفت، و بعد رسیدیم به غول یکی مونده به اخر یعنی شیر قبل از خوابیدن که یبار امتحان کردم و اروین رو ۳ ساااعت چرخوندم و اون فقط گریه میکرد و نتونستم اخر و هلاک شد بچم و بهش شیر دادم و خوابید، هنوز نه خودش واسه این قسمت اماده بود و نه من، فهمیدم که من باید خواب عصر رو اول یاد بگیرم بخوابونمش بعد برسم به اون قسمت شب، پس عصرا اهنگ لالایی گذاشتم و تکون و لالایی نمیخوابید و بعدش دیگه فهمیدم اروین اینجوری با تکون دوست نداره بخوابه و میذاشتمش تو بغلم و بدون هیچ تکونی اینقدررر حرف میزنم و از ثانیه ای که از خواب بیدار میشد رو براش تعریف میکردم تا همون لحظه و فهمیدم اروین حرف زدنم رو دوست داره و روز اول ۲ ساعت حرف زدم یه چیزی رو هزاربار تعریف میکردم-