خانوما میخام تجربه ازشیرگرفتن دخترم براتون بنویسم امیدوارم بدردتون بخوره
تجربه ازشیرگرفتن پایان ۲۱ماهگی
اول اینکه آنیسا تایکسالگی پستونک می‌گرفت و یکسالگی خودم ازش گرفتم و همین باعث شد به شیر شب عادت کنه و بیشتروابیتگیش به شیرهم شب بود ، دیگه روزا کم کم شیر خودش کم کرد جوری این آخری فقط یکبار قبل خواب ظهر یکبارم ساعتا۶.۷اینا شیر میخورد اما شبا تو خواب همش وول میخورد و باید سینه تو دهنش می‌بود .
چون که خودم مخاستم فقط تا پایان ۲۱ماهگی بدم ازاول ماه شروع کردم کم کردن وعده ها اول ظهر قبل خواب تایک هفته ندادم بعد ساعتا ۶بعدازطهرایناقطع کردم
بعد۳هفته شد تقریبا شیرشب قبل خواب و تا۴شب تو خواب بهش دادم و دیگه تمام ندادم
اینم بگم شیشه میگیره آنیسا و قبل خواب بهش یک شیشه شیر پاستوریزه میدم میخوره و توخواب هم بیدارمیشه آب میدم بخوره
یه سه چهار شبی نق نق گریه اما لالاییی دانلود کردم روپام میذاشتم توخونه راه می‌بردم گیج میشد خوابش می‌گرفت
من به حضرت علی اصغر و مادرشون رباب متوسل شدم .سوره یاسین و بوروج به سیب خوندم ودادم خورد .موقع مخاست بخابه براش آیه الکرسی و والعصر می‌خوندم خیلی تاثیررررداشت
اینم بگم آرامش روحی شما مهم ترین ملاک برای ازشیرگرفتن شما باید اول خودتون آمادگی ذهنی کامل داشته باشید تابعد بچه ازشیر گرفته شه
تجربه ازشیرگرفتن تدریجی خیلی خوب و عالی بود نه من زیاد اذیت شدم نه دخترم
امیدوارم بدردتون بخوره ✨🤍

۴ پاسخ

پسرمن مدام سینه میخوره هم روز هم شب وقتی هم میخوام یه بار حواسشو پرت کنم نخوره اینقد گریه میکنه خیلی وابسته است هیچ جوره حواسش پرت نمیشه

عالیه گلم ولی همون شیشه همه نباید بهش بدی داخل لیوان بهش بده بعد باید دوباره شیشه رو ازش بگیری

مرسی که گفتی منم میخوام بگیرم

سلام مامان مهربون مرسی ازت عزیزم 🌹

سوال های مرتبط

مامان کوچولو🤩 مامان کوچولو🤩 ۲ سالگی
تجربه ار شیر گرفتن:
ارمان عادت داشت قبل خواب حتما شیر بخوره و بخوابه و همچنین نصف شب ۲ بار بیدار میشد هم شیر و هم اب میخورد من از یک ماه پیش تصمیم گرفتم شیر خودنش رو کم کنم تا کم کم قطعش کنم
اوایل شب درمیون کردم اما نصف شب که بیدار میشد فقط شیر میخاست نه ابمیوه نه اب نه کیک فقط شیر میخورد
منم مجبوری بهش میدادم
برا شیر نخوردن قبل خوابش هم فقط تا ۳،۴ شب همکاری کرد بعد اون انقدرررر گریه میکرد تا خوابش ببره نصف شب هم حداقل ۵ بار بیدار مبشد و زار میزد تا شیرش بدم دیدم اینجوری نمیشه پریشب قبل خواب به سینم سرکه ژذم و وقتی بهانه جی جی گرفت دادم بخوره خودش بدش اومد و رفت کنار یکم گریه کرد بعدش ارومش کردم و خوابید دیشب هم قبل خواب کلی باهاش بازی کردم و هسته شد زود خوابید نصف شب بیدار شد اب خورد و گفت جی جی گفتم جی جی اه شده نباید بخوری یکم بهانه گرفت ولی بعدش خوابید باز ۶ صبح بیدار شد کلی گریه که جیجی میخام منم بهش کیک و ابمیوه دادم خورد و یکم بازی کرد با باباش بعد خودش بالشت اورد گذاشت رو پام خوابید

خلاصه اینکه روش تدریجی که این بلاگرا و مشاورای تو اینستا میدن همش چرته مال بچه های زیر ۱ سال و ۶ ماهه بچه های بالای ۱سال و نیم زرنگ میشن دیگه نمیشه به این روش این کار کرد
من یک ماه تمام این بچه رو زجر دادم و دهن خودم سرویس شد من کردم شما نکنین
مامان آدریان مامان آدریان ۲ سالگی
تجربه ترک پستونک
من تقریبا اززیکسالگی به طور جدی به پسرم یادآوری کردم که پستونک فقط برای خوابه و اونم کم کم این براش جا افتاده بود ولی ۱/۵ سالگی بود که دیدم پستونک شبا از دهنش نمیفته و نصف شب همش تو دهنشه
تصمیم گرفتم ترک بدم ولی هیچجوره نمیخوابید و منم تایم خوابش برام خیلی مهم بود
تا اینکه برنامه سفر و رفتن به خونه خانواده پیش اومد و من گفتم بهترین فرصته
چون اونجا سرش گرمه بازی زیاد میکنه و خونه حیاط داره و راحتتر میخوابه
ولی با سفرمون سرما خورد یکم صبر کردم چند روز از اوج مریضیش گذشت و شروع کردم به ترک تدریجی اول خواب ظهر سه روز برای خواب ظهر پستونک ندادم و از چندین روش برا خوابوندن استفاده کردم ، قصه حیوانات ، لالایی تو بغل و ایستاده و … بعد سه روز برای خواب شب همین کارو کردم ولی نصف شب ها که بیدار میشد گریه میکرد میدادم
بگم که کلا زیاد براش میگفتم که تو نیاز نداری برای بچه هاس و غیره
سعی کردم وقتی بیدار میشه پستونکی نبینه
و تقریبا بعد یه هفته نصف شب هم ندادم ولی شبی دو بار جیغ میزد در حدی که حس میکردم دور از جون سکته میکنه
به جاش شیشه شیر دادم با بد بختی باز میخوابید این ماجرا دو هفته طول کشید تا شد شبی یکبار و الان دیگه نصف شب بیدار شه جیغ نمیزنه فقط صدام میزنه یا میگه شیر و من آب شیر میدم بهش
هنوزم هفته ای یه بار از اون جیغا تو خواب میزنه ولی صبوری میکنم چون هنوز کامل فراموش نکرده با اینکه دوماه گذشته
مامان آراد مامان آراد ۲ سالگی
سلام مامانا میخوام تجربه ازشیرگرفتن پسرمو براتون به اشتراک بذارم
پسرم شیرخودمو میخورد وعادت داشت زیرسینه بخوابه
اول اومدم یک هفته شیر میان وعده هاشو حذف کردم وفقط شیر قبل ازخواب ظهر وشب موند
هفته بعدش روز جمعه رفتم یه امامزاده اونجا سوره یاسین خوندم به آب انار فوت کردم وبعدا بهش دادم خورد(دراصل باید اناردون شده باشه ولی من آب انار فریز داشتم همونوبردم)وسوره یاسین روهدیه کردم به حضرت علی اصغر وخواستم پسرمو صبورکنند که راحت بتونم ازشیر بگیرمش نمازاستغاثه حضرت فاطمه هم خوندم وخواستم هم خودم هم پسرم صبورباشیم تااین مرحله به راحتی بگذره
اونجا واسه آخرین بار ازهردو سینه بهش شیر دادم
اومدم خونه روی سینه ام چسب برق زدم وگفتم اوف شده
و۳شب اول نصف شب فقط از یک سینه بهش شیرمیدادم یعنی یه شب سینه راست یه شب سینه چپ
توی این چندروز غذاهای شیرافزانخوردم ومریم گلی هم دم میکردم میخوردم
سینه هام سنگین شدن ولی بعد ازشب سوم دیگه خالی موندن
واسه خوابش هم ظهر ها که فعلانمیخوابه خواب شب هم چندشب میگفت شیر نگاه می‌کرد میدید نمیتونه بخوره ناامید میشد هرشب یه مدل خوابید یه شب توبغلم واسش شعر خوندم یه شب روی پاتکونش دادم یه شب توبغل گرفتمش راه رفتم ولی الان چندشبه خودش می‌خوابه
غذا خوردنش خیلی خوب شده خوابش هم بهترشده نصفه شب یه بار بیدارمیشه توی بغلم میگرمش یکم تکونش میدم دوباره می‌خوابه
قبلا ساعت ۷ ۸ صبح بیداربود الان می‌خوابه تا ۹ونیم ۱۰
خداروشکر هیچکدوممون اذیت نشدیم واین مرحله هم که فکر میکردم خیلی سخته وپیه همچیو به تنم مالیده بودم بی خوابی گریه شبونه و...گذشت
مامان .بنیامین مامان .بنیامین ۲ سالگی
سلام دوستان
دوهفته ای هست من پسرمو از شیر گرفتم شیرخودمو میدادم به روش تدریجی خیلی خیلی راحت تونستم از شیردهی راحت بشم
پسرمن خیلی وابسته بود.من اول اومدم فقط بعد بیدار شدنش قبل خواب ظهر و قبل خواب شب شیر دادم با خوراکی سرگرمش میکردم و اینکه اصلا نمیشستم کنارش خودمو با کار خونه سرگرم میکردم چون اگ بیکار میشستم پسرم زود میومد سمتم شیر میخواست.بعد اومدم شیر شبشو قطع کردم شامشو کامل و پرملات بهش دادم شیر میدادم و میخوابوندمش.بیدار که می‌شد ازش می‌پرسیدم آب میخوای اگ میگفت آره بهش آب میدادم میذاشتم روپام،لالایی موردعلاقشو براش میذاشتم و میخوابید یه تایم دیگ هم بیدار میشد میگفتم آب میخوای میگفت نه یعنی فقط از سرعادت بیدار میشد منم میذاشتم روپام باز لالایی مورد علاقه بعد خواب دیگ بعد یه هفته دیگ اصلا اصلا برای آب هم بیدار نشد.بعد اومدم شیر قبل خواب ظهرشو قطع کردم بنظرم قطع شیر این تایم سخت تر از شیر شبش بود اما کم نیوردم انقد چرت و پرت داستان براش تعریف میکردم لالایی مورد علاقشو گذاشتم تا عادت کرد و می‌خوابید اما شیر قبل خواب ظهر ۳ روزه قطع شد
بعد یه هفته شیر قبل خواب شبشو قطع کردم بنظرم خیلی خیلی راحت بود چون شیر قبل خواب ظهرش قطع شده بود اینم راحت گرفتم باز یه هفته بعدش شیر بعد بیدار شدنشون قطع کردم یه کوچولو سخت بود چون تنها وعده شیرش بود تنها امیدش همین وعده بود من اومدم قبل اینکه پسرم بیدار بشه بیدار میشدم یا کارامو انجام میدادم یا میرفتم یه جا دیگ میخوابیدم تا منو نبینه یکی دوبار هم منو خفت کرد منم خیلی آروم گفتم می می دیگ نیس اونم بعد دوروز قبول کرد.
مامان یسنا مامان یسنا ۲ سالگی
سلام، تجربه ی خودمو در مورد از شیر گرفتن، من اول سوره ی یاسین و بروج خوندم و ب دخترم فوت‌کردم، بعد با توکل ب خدا شروع کردم،اول حدود دو روز میان وعده هاشو حذف کردم،یعنی موقع بیدار شدن و موقع خواب بهش شیر میدادم، بعد شروع ب حذف شیر صبح تا ساعت 12 کردم،تا چهار روز، بعد شروع ب حذف شیر بعداز ظهر تا ساعت 18 کردم، یعنی از صبح تا قبل خواب ظهر بهش شیر نمیدادم،موقع خواب شیر میخورد و بعد دیگه شیر نمیدادم تا ساعت 18، البته حدود دو روز اول وقتی از خواب ظهر بیدار میشد بهش شیر میدادم، کم‌کم شیر شو حذف کردم،بعد چهار روز شیر شب شو حذف کردم تا موقع خواب،دبعد از اون شب موقع خواب بهش شیر دادم و دیگه شیر نصف شب شو حذف کردم، بعد فرداش دیگه در کل شیر شو حذف کردم و دیگه موقع خواب هم بهش شیر ندادم، امروز اولین روزی بود ک اصلا شیر نخورد، دخترم خیلی وابسته شیر بود، شیر ک نمیدادم کلی گریه و جیغ،ولی حوصله کردم،باهاش بازی کردم،بردمش بیرون،سرشو گرم کردم،خیلی بهش محبت کردم، دیشب نصف شب خیلی گریه کرد ولی کوتاه نیمدم و رو پام با لالایی خوابید، گریه ک میکرد میدید کوتاه نمیام اروم میشد،البته خیلی باید حوصله کرد، من هر روز از خدا کمک میخواستم، تو این مرحله فقط خدا میتونه کمک کنه،کمی سخت ولی با توکل ب خدا شدنی، اصلا هم ب تلخک و چسب برق نیاز پیدا نکردم،فقط موقع گریه و جیغ صبوز بودم و کوتاه نیمدم،امیدوارم همه موفق باشند، فقط محبت یادتون نره، من خیلی بهش محبت کردم ک خدای نکرده اعتماد ب نفسش پایین نیاد