۶ پاسخ

از خابای منک عجیب تر نیست 😄😂😂😂خودمم سر در نمیارم از خابام بخدا

مثلا خاب میبینم، شوهرم، تو خابم یجور مث شوهر مادره نقشش اما شوهره من وحس دارم بهش

یا ی داییم ک چندین ساله ندیدمش، خاب دیدم عاشق همدیگ شدیم با داییم، غصه میخوردم ک با داییم نمیشه ازدواج کنم آخه
از داییم انقد بدمم میاد برعکس 😂😂
یا تازگی خاب دیدم شوهرم، پسر خانواده یکی دیگس، اون خانواده هم در واقعیت بینمون مشکلات بوده و دیگ نمیبینمشون اما شوهرم پسر اونا بود، میدیم دوستم نداره، مامانش و خانوادش با من لجن،، جاریم خیلی اذیتم میکرد در واقعیت جاری ندارم

و بماند خابای چرت تر دیگم 😂😂😂😂😂

عزیزم چه مظلوم نشسته
انشاالله خوابت به خوشی تعبیر بشه

سلام عزیزم خوبی بچه من و شما الان دیدم دقیقا همسن هستن دختر منم ۲۸ بهمن ۲ سالش میشه .میشه بگی قد و وزن پسر خوشگلتون چقدره ؟و ایا حرف میزنه؟

خوابت خیلی خوبه شیر دادن به معنای رزق و روزی اگرم پول دستت اومد سفره بنداز
دیشب ولادت امام حسین بود
امشب فکنم ولادت امام چهارم هس

الهی عزیزم
صدرارو قربون

کاش بشه خونه‌ی خودت بگیری

سوال های مرتبط

مامان ستاره 🌟 مامان ستاره 🌟 ۲ سالگی
سوال: پارت گرفتن از شیر مادرخب سلام از مامانی که دلش پر از غصه س و بالاخره بعد از دوسال بچه نازشو از شیر (سینه)جدا کرد🥺🥲
من روشم تدریجی بود اگه تاپیکارو دیده باشید از یکماه پیش شروع کردم و دقیقا تو تاریخی که مد نظرم بود به پایان رسید
اول اینو بگم که دختر من خیلی خیلی خیلی وابسته بود یچیزی میگم یچیزی میشنوید
درد داشت میمی میخواست گشنش بود میخواست تشنش بود میخواست کلافه بود میخواست تو ماشین بهم وصل بود تو مهمونی بهم چشبیده بود شیر میخورد یچیزی میگم یچیزی میشنوید شبم که تو خواب تقریبا سه تا چهار بار بیدار میشد و میخواست تازه تگه حالش خوب بود اگه دندون درد یا رفلاکس بود بیشتر هم میشد و من خیلی داشتم اذیت میشد

خلاصه من از دوازده ابان شروع کردم به قطع وعده های کاذب ینی اونایی ک از سر کلافگی و حوصله سر رفتن میخورد هی سرگرمش کردم و باهاش بازی کردم تا کم کم از سرش افتاد چند وقت بعد وعده های ریزه خوریش ک از گرسنگی و تشنگی بود حذف شد هی تنقلات سالم و وعده غذا و اب فراوان میدادمش اونم کم کم از سرش اقتاد موند چهار وعده اصلی ینی صبح ک از خواب بیدار میشه ظهر ک میخواد بخوابه عصر ک از خواب بیدار میشه و قبل از خواب شب

پارت بعدی اصلشو میذارم
م
مامان 🤎 نیلا🤎 مامان 🤎 نیلا🤎 ۲ سالگی
مامان جوجه کوچولو مامان جوجه کوچولو ۲ سالگی
مامان byanیوسف 😍😍 مامان byanیوسف 😍😍 ۲ سالگی
سوال:خیلیا خواسته بودین خوابم رو تعریف کنم که وقتی از خواب بیدار شدم دستم بود ولی میخوام از الان بگم هر کی میترسه نیاد خوابم این بود که انگار تو یه سالن بزرگ بودم بعد همسرمم کنارم بود بهم گف نگا کن تموم اونایی که باهامون اینکارو کردن اینهاشون عکسشون رو دیوار زده بودن یه مرد و یه زن بعد رو این عکس ها چند تا سرباز اومده بودن و رو هر کدوم از عکسا یه تابلوی بزرگ که روش سوره نوشته بود گذاشتن بعد تو خواب گفتن چون نباید کسی بفهمه بعد انگار اومدم تو اتاقم کنار تخت دو نفر بودن حسشون میکردم ولی نمیدیدمشون ولی راه رفتن و بالا پایین شدن تختم رو حس میکردم بعد از ترس یه کتابی کنارم بود اونو تو دستم میرفتم از ترس فک میکردم ازم محافظت میکنه ولی تا میگرفتمش سرم و زبونم جوری سنگین میشد (مثل وقتی بختک میاد تو خواب)و قش میکردم دوباره بیدار میشدم اون کتاب رو دستم میگرفتم دوباره همین حالتی میشدم اما وقتی بلند شدم دیگه با چشمام نمیتونسم خوب ببینم ولی گرفتم سوره بقره روشن کردم و هیچی حس نکردم دیگه (دوباره همین حس اومد ) بعد بلند شدم بوی خون و پتادین به مشامم میخورد (اینا همش تو خواب بود ) کنارم رو نگا کردم دیدم دخترم میگه چاقو و یوسف رو دیدم ادامه اش پایینه
فرزندپروری انومالی سونوگرافی