۱۵ پاسخ

خدا قوت عزیزم
ازخدا می‌خوام همیشه همینجوری شاد و سلامت باشی در کنار همسر و گل دخترت

من صبح تا ظهر سر کارم میش مامانمه خیلی دوس دارم بذارمش پیش مادر شوهرم ولی خیلی بی احتیاطی میکنن هر وقت میاد یا ی جیز ممنوعه خورده یا خورده به در و دیوار یا نوه های دیگه اش چش و چال بچمو درآوردن
بعدم با گریه میارنش بالا میگن نمیدونم چش شد از اول آوردی گریه میکرد 😐

سلام عزیزوقت بخیر عزیز قبلاً پرسیدم جواب دادی ولی تایپ حذف کردی میشه دوباره بگی برااب شدن شکم و پهلو بعد زایمان چه کنم

من صب تا شب خونه بچه هم ور دل خودم فقط

چه خوب که دخترت بهت وابسته نیست عزیزم من دستشویی ام نمیتونم برم

جوووووون به دختر قشنگم ، ناهار خودمون و پسری آماده اس ، خونه تمیز ، فقط مونده اتاق پسری ک اونم در حال بازیه وسط اتاق

غذام امادس خونه تمیز بچمم تازه خوابیده دیگه الان تونستم یه صبحانه بخورم با حس خوب

عزیزم دخترت الان زیاد شیر میخوره یانه؟ پسر من ی مدتیه زیاد شیر نمیخوره مثلا هر3ساعتی میخوره اونم درحد چند 4.5 دقه اعصابمو خورد کرده

ماشاءالله بهش
لباساشو از کجا میخرین ؟

خوش به حالت کسی داری بچه پیشش بزاری

هراز ماشالله به دخترت🩷
واقعا اسمش برازندشه😍

خوش به حالت من که اصلا نمیتونم دخترمو هیچ جا به غیر از پیش مامانم بذارم مامانمم که کلا بلد نیست بچه نگه داره نمیتونم زیاد بذارمش مادرشوهرمم که یه عفریته به تمام معناس جلو چشمم بد و بیراه به دخترم میگه دیگه پشت سرم نمیدونم خدا لعنتش کنه

وای خوشبحالت من تازه بیدار شدم🫠

هیچ منم بچه هارو سپردم باباشون الان تو باشگاهم

خداقوت عزیزم انشالله همیشه خوش باشی
چه سرلاکی میدی؟

سوال های مرتبط

مامان کیان جون مامان کیان جون ۱۳ ماهگی
سلام ، ببخشید سرتون رو درد میارم ، دیشب تولد خیر سرم دعوت بودیم ، رفتیم و کیان از اول تا آخر گریه و نق نق می کرد ،کلا سه ساعت اونجا بودیم ، دو بار شیشه شیر براش درس کردم ، یک قطره ازش نخورد ، بغل کسی که هیچی ، سینه هم کلا نگرفت ، فقط گریه کرد و خودشو میکشید به اینور اونور ، تا شام آوردن ، یکم سوپ بهش دادم ، خودم که هیچی نتونستم بخورم چون داشتم کیان رو غذا میدادم ، بعدم اومدیم خونه و کیان خوابید، یک ساعتی بیدار بودم تا لباس و وسایلامو. جمع کردم بعد خوابیدم ،صبح از ساعت ۷ بیدار شده ، تا ساعت ۸ و نیم با سینه و شیر خواب آلود نگهش داشتم تا خودم یکم دیگه بخوابم ، بعد پاشدم برا شوهرم و کیان صبحانه درس کنم چایی گذاشتم، کیان زد یه شیشه شکوند ، اونو جمع کردم جاروکشیدم ، پوشک بچه رو خواستم عوض کنم با کلی گریه و نق نق ، با کلی کلنجار رفتن عوض کردم شستم ، لباس تنش کردم ، البته همه با نق نق و نداشتن های کیان ،
روی صندلی غذاش به بدبختی نشوندم ، آهنگ بذارم که ساکت بشه ، بعد غذا بخوام ندم نخوره و نق نق کنه ، عصبانی نمیشید شما ؟ قاشق فرنی رو به دهنش مالیدم که مزش رو بفهمه که شاید بقیشو بخوره ، بعد شوهرم بهم میگه حوصله مادری نداری خب‌بچه داری نکن ، به نظر شما من مادر بدی ام ؟