۲۵ پاسخ

تو رو خدا قدر مادرشوهرت بدون ،اینجور خانوما کم پیدا میشن ،حتما هدیه واسش بخر

خوشبحالت که یکی بچتو میگیره همش خونه م پوسیدم

چه مادرشوهر با درک و فهمی داری...از مادرشوهر من بدذات تر دیگه رو زمین نیست

ایول به مادرشوهر👏🏻

چقد قشنگ ک هواتو داره

چه خوب که کمکی داری

وایی عاشق دخترت شدم😍😍😍♥️

ای جانم خوشگل خانم
از روتین شب هم بگین لطفا

منم دوس دارم برم باشگاه
البته قبلا در حد یک ماه رفتم
بنظرت صدای باند بچه رو اذیت نمیکنه میتونم بزارمش تو کالسکه اونجا؟

وایی مادر 🥹😍منم خیلی دلم میخواد باشگاهمو شروع کنم ولی واقعا نمیشه مامانم راهش دوره از طرفی مادر شوهرمم بنده خدا شرایطشو نداره دیگه گفتم یکم بچه بزرگتر بشه اون موقع فقط امیدوارم تا اون موقع تبدیل به فیل نشم😐

ای قربون خنده قشنگت♥️

چقدر خوبه ک مادرشوهرت پیشته میگیرتش
من ک اگه خواهرم باشه اگه نه هیشکی نیست انرژیم صفر شده

چقدر تو فکرت بودم
میگم دیروز پریر روز بود گفتی عرق کاسنی زدی ب صورتش
چرا؟

واااااقعا من دارم تلف میشم انقد کسی کمک حالم نیست ،نه اینکه نباشن هستن اما میگن ما بچه های خودمونو بزرگ کردیم دیگه وقت بچه داری ما گذشته و اینکه مام این سختیا و این دورانو گذروندیم بچه رو ب سبک ما بزرگ کنین ک از پسش بربیاین

چقدر دخترت نازه ماشاالله❤️❤️

من آرزومه کسی بچه رو نگه داره یه تایم کوتاه برا خودم باشم😔😔

دختر من عادت کرده ۲روزه ۵ونیم بیدارمیشه یکم چهار دست و پا میره(چون تازه یاد گرفته😂😂می‌ترسه یادش بره🤣🤣🤣🤣)

مقدار حجمی شیر میخوره بچم🤤🤧
یکم سر وصدا میکنه بعد می‌خوابه
تااااااا الان که در خواب عمیقه خرو پف میکنه😂🤌🏻

من ازصبح به دخترم شیر دادم
الان درگیر اینم که صبحانه چی درست کنم ؟

گلم من نوشته تونخوندم فقط دختر زیباتو دیدم مااشالابهش بوس ب زیباییش

درخواستموقبول‌کن ک همیشه زیباییشو ببینم

قطره ویتامین ناشتا میدین

عالی
منم بچه هامو‌ فقط جای مادر شوهرم میزارم . کار داشته باشم

اگ میخای پیش مادرشوهرت بزاری چند روز پشت هم تکرار کن نیم ساعت ی ساعت بزار و برو مثلا خونتون اگ نزدیک تا عادت کن ب این شرایط

و پسر من هنوز خوابه 😐😂

صبحا ساعت چند بیداره

سلام عزبزم
عزیرم زرده تخم مرغ میشه بکین خام میندازین داخل حریره یانه

سوال های مرتبط

مامان آریشاه💙 مامان آریشاه💙 ۱۱ ماهگی
پریشب آریشاه یهو تبش رفت رو 40 مادرشوهرمم خونمون بود من فعلا برای آریشاه تب سنج نزاشته بودم گفتم فک کنم آزیشاه تب داره مادر شوهرم رفت دست زد اومد گفت نه تبش کجا بود ولی من دلم طاقت نیاورد با تب سنج اندازه گرفتم،دیدم تبش رو 40 دیگه آریشاه رو بیدار کردم و دست و پاش و میخواستم پاشویه کنم و ببرمش دکتر دیگه مادر شوهرم هی می‌گفت دکتر نمی‌خواد بزار بچه بخوابه حقیقت منم از سر استرس صدامو بردم بالا گفتم یعنی چی بچه رو اذیت نکن بزار بخوابه رو به شوهرم گفتم پاشو ببرمیش دکتر دیگه دیروزم مادر شوهرم با من سر سنگین بود ولی از حق نگذریم برای آریشاه سوپ درست کرده بود بیشتر درست کرده بود برای خودمونم،دیگه تا غروب آریشاه اذیت کرد من نرسیدم زودتر شام بزارم شوهرمم برگشت گفت خودم شام میارم ولی تا شوهرم میومد دیر میشد منم آریشاه رو دادم دست مادر شوهرم گفتم یه کم گوشت چرخ کنم شام درست کنم همین که چرخ گوشت و روشن کردم آزیشاه ترسید دیگه مادر شوهرم با لحن خیلی تندی گفت چرا بچه رو میترسونی و کلی غر غر کرد حقیقت منم رفتم آریشاه رو ازش گرفتم گفتم چرا فکر میکنی من دشمن آریشاه هم منم نمی‌دونستم می‌ترسه من که دشمنش نیستم و اومد تو اتاق آریشاه رو بخوابونم یهو دیدم مادر شوهرم اومده وسیله هاشو برداشته میگه میرم خونه دخترم از اونجام زنگ میزنم شوهرم بیاد دنبالم،یهو شوهرم برگشت منم حقیقت و گفتم و بخاطر مامانش هرچی از دهنش اومد بهم گفت و یه چک زد تو صورتم که آره تو به مامانم بی احترامی کردی،الآنم می‌خوام برم خونه بابام به قهر حتی قصد دارم درخواست طلاق بدم،فقط می‌خوام بدونم من بی احترامی کرد؟
مامان کیان و رایان مامان کیان و رایان ۱۴ ماهگی
سلام خانما من با شوهرم از دیروز تا حالا قهرم شبا خونه نمیاد ظهر اومد خونه ناهار خورد پسر بزرگم ۴ سال و نیم داره گفت میخوام با بابام برم گریه.زاری کرد که میخوام برم منم زنگ زدم باباش اومد دنبالش با خودش بردش میره یه شهر دیگه خونه مامانم اینا هم همونجا هست بعد وقتی میخواست بره خیلی بغض داشت انگار دلش نمی‌خواست بره خیلی گرد بعد رفت بغل باباش با گریه از من خداحافظی کرد رفت اولین باره ازم دور میشه شبی هم نمیاد من الان دلم داره میترکه دارم خودمو خفه میکنم از گریه اولین باره ازم دورشده خودشم خیلی ناراحت بود بهش گفتم بیا پیش خودم بعد از ظهر میبرمت پارک اما مثل اینکه دو دل بود رفت همیشه فکر میکردم اگر با باباش بره من خیلی راحتم دیگه اذیت نمیکنه من میتونم یه کم برای خودم باشم اما الان دارم میترکم نیست انگار دنیا برام سوت و کوره خیلی حالم خرابه کلش نمی‌رفت حالا چکار کنم چطور با خودم کنار بیام تا فردا نترکم
شیر خشک رفلاکس. کولیک.شیر مادر