۱۲ پاسخ

گلم مثه خودم باش . چند بار به مادر شوهرم گفتم شیرینی واسه بچه ۲ ساله زیادیش ضرر داره چون دکتر بهم گفت بهش نده قندش میزنه بالا .هرچی هییییی گفتم کسی اهمیت به حرفم نداد منم سری آخر یه شری به پا کردم که مادر شوهرم فرداش از خونم رفت و با من قطع رابطه کرد . با شوهرم حرف میزنه ولی با من نه .. واصلا هم برام مهم نیست . میدونی چرا چون این بچه رو من به دنيا آوردم من سختیش رو کشیدم . خیر و صلاح بچم روهیچکی اندازه من نمیخواد . بخاطر بچم هرکاری میکنم ..... گلم تو هم به فکر زندگیت باش این ناراحت میشه این قهر میکنه و ...... بزار همه قهر کنن بزار همه ناراحت بشن . اون کاری که فکر میکنی درسته رو انجام بده .... هیچکی ارزش این زندگیت و فرشته کوچولو که تو شکمت هست رو نداره ....

اگ الان همش ناراحت باشی فکرو خیالت زیاد باشه اون بچه بعدم ک دنیا بیاد کلی نا اروم و اذیته سعی کن بخاطر اون کوچولوم ک شده روحیت و خوب کنی و اصلن بهشون اهمییت ندی عزیزم

بچه ها من دوسال تلاش کردم دارو دوا هزارتا دکتر عکس رنگی رحم اما نشد که نشد

اینجایی که عکس گرفتم نیم ساعته گذشتع

تصویر

بچه ها من هفت هتمه

تصویر

منم با خانواده شوهرم مشکل دارم

بیشتر با همسرت صحبت کن

ب نظرم بیخیال باش بعد ی مدت ببینن بهشون محل نمیدی خودشون ضایع میشن .ساکت میشن
ولی ب فکر بچت باش
سلامتی اون از همه چی مهم تره
میدونم سخته
ولی خودمم دارم تمرین میکنم

بستنی قبلش نخوردی

کاش این وسط یه موجود بیگانه رو نمیاوردی ولی حالا که دیگه نمیشه کاریش کرد فقط به فکر خودتون دوتا باش به هیچیت نگیر کار خودتو بکن

خب به خانواده همسرت واضح و شفاف با احترام بگو رفتارهای شما دخالته و داره به زندگی و بچم آسیب میزنه

چ دخالتی

سوال های مرتبط