۱۴ پاسخ

ولش کن مادرشوهرا تو هر زمان موقعیتی باید 💩 بخورن

تا میتونی دایورت کن اهمیت نده من الان ۸ماه میشه مادرشوهرم تو لیست سیاهه 😂

کلا مادر شوهر همینه ما که الان یه سال و نیم دور خانواده شوهر خط قرمز کشیدیم تا بودنم انقد تیکه مینداختن

بگو ما همه چیو سنجیدیم و خداروشکر خیلی خوشحالیم از این بابت
هرچی میگن بحث و عوض کن
بگو من خیلی راضی ام خیلی خوشحالم
براشونم چیزی تعریف نکن
کلا خانواده شوهر بعضی ها حسودن
والا من سه ماه هستم اصلا انگار نه انگار

قطع رابطه کن
جاری چیه اصلا جاری رو ادم حساب نکن
نادر شوهرتم دورا دور

تخم یا تخمدان چپ بچتو هدف بگیر همه رو حواله بده به اون ،وااااالا

چقدسرنوشت ازدواج وبچه دارشدنت شبیه منه🥲با این تفاوت ک من ۱۸ازدواج ۱۹پسرم دنیا اومد الانم بعد۱۲سال اتفاقی باردارشدم همه میگن چراشدی😅

من مادرشوهرم همیشه یجوری میکنه حرص بخوره آدم ولی بخدا که جااریم از خودم بیشتر نگرانم بود وقتی دخترم رو تو ۷ماه از دست دادم همین دیماه

منم ۳۷سالم بارداری سومم. ناخواسته. خیلی از اطرافیان حرف شنیدم. ولی اهمیت ندادم. همسرم جواب همشون میده. بی اهمیت باش رفت امدتو باهاش کم کن مهم تویی و همسرت.

فدای سرت عزیزدلم ایشالا نی نی و صحیح و سالم بغل بگیری مادر شوهر خوب خوب هم باز به وقتش تیکه میندازه من عسل بزارم دهن مادر شوهره یک مشکل پیش بیاد گاز میگیره

با یه کلمه ی به تو چه اعصابتو اروم کن

سنت که بالانیست.
باید خیلی خوشحالم باشن.مامان بزرگا اکثرا وقتی نوه تک باشه همیشه مییگن تنهاست یه دونه دیگه بیار.

بعضی آدما رو نمیشه تغییر داد ارتباط کمتر کن

مگ چنسالته عزیزم

سوال های مرتبط

مامان آیهان وتودلی مامان آیهان وتودلی هفته بیست‌ویکم بارداری
من زایمان اولم رو تو ۱۶ سالگی داشتم که ۹ ساعت درد زایمان طبیعی کشیدم و هرچی التماس می‌کردم که پرستارها بذارن به شوهرم بگم می‌خوام برم سزارین اختیاری اجازه نمی‌دادن حدوداً ساعت ۲ ظهر بستری شدم ساعتای ۹ بود که عمه شوهرم اومد داخل و گفت پرستارا گفتن بیام بهت بگم حالت خیلی بده یکم آروم باش همکاری کن و داری از حال میری و خیلی بیهوش می‌شدم و به هوش می‌اومدم دیگه با هر دردی که بود ساعت ۱۱ ربع کم زایمان کردم الان با شوهرم تصمیم گرفتیم که از یک ماه قبل از تاریخ زایمانم ماما همراه بگیرم و همه کاراشو کنم. خواهرشوهرم پرستاره بهش گفتم یه ماما همراه خوب برام پیدا کن که بدونی واقعا کارش خوبه در اومد بهم گفت ما این همه بچه آوردیم این سوسول‌بازی‌ها چیه ما کدوممون ماما همراه گرفتیم با اینکه بچه‌هامون دو قلو بود در صورتی که همه‌شون سزارینی بودن. منم ناراحت شدم گفتم شوهرم گفته با خودم تصمیم تنهایی نگرفتم که الان نیاز باشه شما بخواین سرزنشم کنید و یه چیز خیلی عادیه اومدم به شوهرم گفتم شوهرم هم در اومد گفت غلط کرده با اینم که خواهرم هست بیخود میکنه داره دخالت میکنه تو فقط ازش یه نظر خواستی فقط به خاطر اینکه داخل بیمارستان کار میکنه الان خواهرم شوهرم به مادرش گفته مادر شوهرم به شوهرم پیام داده که آره این سوسول بازی ها رو ما تو خانواده نداریم. با به زنت یاد بده این سوسول بازی ها رو بذاره کنار. الان شما جای من باشین جوابی نمیدین؟ شوهرم که جواب داده چیزی که به شما مربوط نیست لطفا تا ازتون نظر نخواستن دخالت نکنید