سوال های مرتبط

مامان فاطمه نورا 🩷 مامان فاطمه نورا 🩷 ۴ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲....


❌خلاصه تا ظهر بستری شدم بهم بازم قرص دادن دردام هی منظم تر میشد بعدازظهر هم دکتر خودم اومد معاینه کرد و گفت نسبت به صبح بهتر شدی الان سه سانتی ولی چون شکم اولی باید صبور باشی.... نهایتا تا فردا صبح زایمان میکنی...😞
دردام تا شب وحشتناک شده بود مامانم پا به پام گریه میکرد تو ورزشا کمکم میکرد تا صبح دیگه طاقت نداشتم انقد معاینه کردن دیگه تا نداشتم ۲۴ساعت بود نخابیده بودم...
دوباره قرص زیر زبونی دادن حدودای ساعت یکو دو شد فقط التماس میکردم😭😭😭😭رو چهار سانت گیر کرده بودم....زنگ زدن به دکترم اونم گفت اگه میخای طبیعی زایمان کنی برو خونه تا اثر قرصا بره خودت درد طبیعی بگیری دوباره بیا فقط التماس میکردم منو ببرید سزارین
دیگه همسرم اونجا دعواش شد با پرسنل گفت چقد بدم ببریدش سزارین داره عذاب می‌کشه ولی میگفتن ما قبول نمی‌کنیم شکم اول.... خلاصه با اون وضعیت رضایت دادیم اومدیم بیرون...تو حیاط بیمارستان فقط اشک میریختم😭
مامان نیکی مامان نیکی ۴ ماهگی
پارت آخر  تجربه زایمان طبیعی
هیچی رفتم اتاق زایمان دکترم اومد هی میگفتن باز زور بزن چند تا زور زدم بازم .اونجامو که برش دادن قشنگ فهمیدم  سِرکردن ولی باز می‌فهمیدم هیچی از بالا شکممو فشار،میدادن که سرش بیاد بیرون (آنقدر جیغ زره بودم قشنگ صدام میرفت بیرن از اتاق تو یکی از ویدئوهای که آجیم گرفته افتاده صدام) آنقدر زور زده بودم جون نداشتم کلا  وقتی سرش اومد انگارکه  همه دردام تموم شد هیچ دردی نداشتم دقیقا (ساعت ۶ :۱۰دقیقه دخترم دنیا اومد) فقط یکم ناله میکردم  برای اومدن جفتمم اصلاااادرد نداشت فقط چنتا سلفه کردم جفتم اومد 
بخیه زدن قشنگ متوجه میشدم یکم میسوخت ولی آنقدر درد کشیده بودم که  این هیچ بود
بچه روتمیز کردن  گذاشتن روی سینم  بچم ۲۸۰۰ وزنش بود  همشن داشت دستشو میخورد بچم🤭🥹
طبیعی خیلی سخت بود ۱درصد قبلش به سزارین فکر نمیکردم   ولی بعدش همش میگفتم  ای کاش سزارین میشدم حداقل آنقدر درد نداشت بعدش درد میکشیدم ن قبلش والا آلان ۷ روز زایمان کردم سر کونم نمیتونم بشینم   آنقدر درد دارم  پشیمون شدم از طبیعی بعضی وقتی کابوس شده برام🙁🥺
اوردنم تو اتاق ملاقات ۲ساعت اونجا بودم   دوستام اومدن پیشم مامانم اینا همسرم و همه پشت اتاق زایمان گریه کرده بودن🤦‍♀️🤣 حالا میخواستم شوهرمو ببرم تو اگه میبردمش تو اون سکته میکرد والا 🤦‍♀️
هیچی دیگه خداروشکر به خیلی و خوشی تموم شد همه چیز ایشالله که خدا دامن همه چشم انتظارارو سبز کنه 🤍🫂

راستی من دهخدا بیمارستان خصوصي بود زایمان کردم بیمارستان خوبیه فقط اتلیه نداشت لعنتی😬😕
مامان امیروتودلی مامان امیروتودلی ۱ ماهگی
مامان آقارضا مامان آقارضا ۸ ماهگی
تجربه سزارین

من سرکلاژ بودم و درد رحم داشتم با وجود سرکلاژ معاینه شدم و گفتن نیم سانت باز شدی و اگه بیشتر بشه و باز نکنی ممکنه رحم دور از جون پاره بشه و من تو ۳۷هفته و ۳روز سزارین شدم (سزارین اختیاری)

صبح ساعت ۵:۳۰بیمارستان بودم و خیلی درد داشتم و وقتی بهم سوند وصل کردم به معنای واقعی کلمه داشتم از درد میمردم خیلی برای من سوند سخت بود کارامو کردم و ۵دقیقه مونده به عملاز شدت درد سوند تمام بدنم خیس عرق بودم و دردم وحشتناک تر شده بود ،رفتم تو اتاق عمل و خلاصه سزارین شدم و من پمپ درد هم گرفتم ساعت ۹رفتم اتاق عمل و ساعت ۱۱از ریکاوری زدم بیرون و درد سزارین مثل یه پریودی پر درد بود ولی نه اون حدی که نشه تحمل کرد و هر وقت حس میکردم دردم یکم داره اذیتم میکنه دکمه پمپ درد رو میزدم و برام شدت درد کمتر میشد و خداروشکر پسرمم تو دستگاه نرفت و بعدم ۱۲ساعت بعد عمل گفتن بلندشو راه برو،خلاصه به جز درد سوند که اصلا برام قابل وصف نبود بقیه عمل واسم قابل تحمل بود وذخلاصه که واسه کسایی که مثل من ترس دارن یا از درد طبیعی میترسن من سزارین رو پیشنهاد میدم ان شاءالله دامن اقدامیا سبز بشه و همه ی مامانا بچه هاشون رو صحیح و سلامت بفل بگیرند🥰🤲🏻💐❤️
مامان اِلآرا 🩷 مامان اِلآرا 🩷 روزهای ابتدایی تولد